پخمه

دانلود و خرید پخمه

۳٫۸ از ۱۴ نظر
۳٫۸ از ۱۴ نظر

برای خرید و دانلود   پخمه  نوشته  عزیز  نسین  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت
من فقط یک عیب بزرگ داشتم، برای هر کاری بهم رجوع می‌کردند با جدیت انجام می‌دادم، رشوه نمی‌گرفتم، به کسی التماس نمی‌کردم، بی‌شرف نبودم. به همین دلیل هر دری به رویم بسته می‌شد و کسانی که سرشان را از لای آن درها بیرون آورده بودند نمی‌گذاشتند من داخل شوم. هرچه می‌خواستم به طرف راه درستی و پاکی بروم همه مرا به راه حقه‌بازی و بدبختی هل می‌دادند.»
Zahra Nouri
این آدم‌ها سال‌ها رنج می‌کشند. با فقر و بدبختی می‌سازند. طرز تفکرشان طوری است که نمی‌توانند بفهمند سبب بدبختی و فقر آن‌ها کیست. عقده دارند ولی نمی‌دانند سر کی باید خالی کنند. به مأمورین دولت و ژاندارم‌ها که جرأت نمی‌کنند حرف بزنند. اگر دست از پا خطا کنند پدرشان را در می‌آورند و نیست و نابودشان می‌کنند. به همین دلیل وقتی یک نفر مورد خشم و غضب قرار بگیرد همه بدون دانستن علت و بدون اینکه فکر کنند گناهکار است یا بی گناه به سرش می‌ریزند... کتکش می‌زنند... حتی او را می‌کشند... بعد که خشمشان فرو نشست می‌پرسند «یارو چه‌کار کرده بود؟»
فروغ. ا
تو را به خدا فکرش را بکنید، این همه مسلمان در فقر و بدبختی غوطه می‌خورند و کسی به فکرشان نیست ولی برای یک نفر مسیحی که مسلمان شده چقدر ابراز علاقه می‌کنند. حالا اگر من بگم «آلمانی و مسیحی نیستم و برادر دینی شما و اهل مملکت شما هستم آیا باز هم حاضرند به من کمک کنند؟ مسلماً نه!»
فروغ. ا
«چرا این همه مسلمان و برادر دینی توی مملکت ما ریخته و هیچکس به آن‌ها کوچک‌ترین توجهی نمی‌کند اما برای من که به خیال خودشان خارجی هستم و تازه مسلمان شده‌ام اینهمه بی دریغ خرج می‌کنند و جلسات و میهمانی و سور راه می‌اندازند. خدا کند این خبر به گوش مردم فقیر و بی چیز کشورهای خارجی نرسد و الا سیل مهاجرین گدا به کشور ما سرازیر می‌گردد و صادرات جدیدی به تجارت و اقتصاد فقیر ما اضافه می‌شود. آن‌وقت فقیرترین فرد کشور ما هم شلوارش را درمی آورد و به پای آن تازه مسلمان خارجی می‌کند!
فروغ. ا
بعضی آدم‌ها مثل توپ فوتبال هستند و جلوی پای هرکسی می افتند... دست تمنا و التماس به دامن هرکس دراز می‌کنند و به جای رحم و شفقت، به جای دستگیری و نوازش لگد توی سرشان می‌خورد.
فروغ. ا
در مملکت ما هنوز تربیت اجتماعی به اونجا نرسیده که مردم کار دسته‌جمعی بکنند. توی تمام این مؤسسات و شرکت‌ها یکیشان را نمی‌تونی پیدا کنی که سی‌سال سابقه داشته باشه. برای اینکه همه توی این فکر هستند که چه جوری سر رفقاشان کلاه بگذارن
فروغ. ا
در دادگاه بیست و چهار نفر زن و دختر شاکی خصوصی حضور داشتند و همه حاضر بودند در صورتی که با آنها ازدواج کنم رضایت بدهند.
shina.khosravi
اگر کسی به آنها بگوید بی شرف شکمش را پاره می‌کنند. این‌ها آدم‌های باشرفی هستند! در بازار و پیش همه کس آبرو دارند!. شخصیت دارند و دیگران هم با اینکه می‌دانند چه‌کاره‌اند به آنها احترام می‌گذارند و اغلب این‌ها نمازشان ترک نمیشه!
فروغ. ا
اینقدر حرفهای عجیب و غریب می‌زد که من هم کم کم به عاقل بودنش شک کردم و گفتم: _ عباس آقا مثل اینکه خیلی غلو می‌کنی... تمام مردم که بد نیستند... _ چرا جون تو... من به هرکسی رسیدم می‌خواست سرم کلاه بگذاره. _ چطور... همه مردم برای بدی کردن به تو باهم مسابقه گذاشته بودند؟ خندهٔ تلخی کرد: _ آره به مرگ خودت... بازی فوتبال را تماشا کردی؟ دیدی بازیکن‌ها چطور با لگد محکم توپ را بهش می‌زنند، من هم درست مثل توپ فوتبال شده بودم...
فروغ. ا
صفحه قبل۱صفحه بعد