احتمالاً کشتن همگان و کشیدن سیمخاردار به دور کشور آسانتر است؛ هر کاری سهلتر از آزادی دادن به مردم است... ما میتوانستیم راهحلی بیش از اندازه راحت را تجسم کنیم، ما وضعیت آرمانی را کشف کردیم و به این اعتقاد رسیدیم که مسیر را به سمت شادی بشریت یافتهایم. اما آدمیان چند بار چیزی را کشف کردند که به آرمانی بودنش ایمان داشتند؟ و چند بار شد که بتوانند به آن جامهٔ واقعیت بپوشانند؟