جملات زیبای کتاب لطفا این کتاب را بکارید؛ مجموعه شعر | طاقچه
تصویر جلد کتاب لطفا این کتاب را بکارید؛ مجموعه شعرsubscriptionAvailable

کتاب لطفا این کتاب را بکارید؛ مجموعه شعر

نوع کتاب
۳.۱(از ۱۱ امتیاز)
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mohammad
۱۱۶
تمام دخترها باید شعری داشته باشند که برای‌شان نوشته شده
Mohammad
۴۷
درحالی‌که سخت به تو فکر می‌کردم سوار اتوبوس شدم و ۳۰ سنت کرایه دادم و از راننده خواستم دو نفر را حساب کند پیش از آن‌که متوجه شوم تنهایم.
مادربزرگ💝
۲۴
با حدسِ یک سلامِ ساده همه‌چیز می‌تواند شروع شود
سروش علی‌نژاد
۱۶
نور می‌ریزد خود را در حفره‌ای کوچک در آسمان.
da☾
۱۵
پس تو به آن درجه از بی‌حسی رسیده‌ای که جز در دامن «درد» خود جای دیگر خوش‌دل نیستی؟
Parnian Nemati
۱۴
آیا تو هم همان‌قدر به من فکر می‌کنی که من به تو فکر می‌کنم؟
Behjat Shafiee
۱۱
تسخیرم کرده‌اند تمام فضاهایی که در آن‌ها خواهم زیست بی‌تو
Behjat Shafiee
۱۱
از ترسِ تنها ماندن خیلی کارها می‌کنی که ابداً از تو برنمی‌آید.
s.h
۱۰
عشق را بی‌خیال دوست دارم لابه‌لای موهای بورت بمیرم.
s.h
۹
انگار سال‌ها طول کشید که دسته‌ای بوسه از دهانش بچینم و در گلدانی به رنگ سپیده در قلبم بکارم. اما انتظار ارزشش را داشت. چون عاشق بودم.
fahim
۶
وای، تو درست کپیِ تمامِ آب‌نبات‌چوبی‌هایی هستی که تابه‌حال خورده‌ام.
da☾
۶
یک‌بار یکی از دوستانم گفت «خیلی بهتر است با کسی دوست باشی تا آن‌که عاشقش شوی.»
negar
۵
سرگردانم مثل روحی در قعرِ اوجی، تسخیرم کرده‌اند تمام فضاهایی که در آن‌ها خواهم زیست بی‌تو
Fatima
۵
از تو ممنونم برای لمس کردن، درک کردن و دوست داشتن زندگی‌ام بدون تو می‌میرم
da☾
۵
تصمیم گرفته‌ام در دنیایی زندگی کنم که کتاب‌ها به هزاران باغ تبدیل شده‌اند و کودکانی در آن باغ‌ها بازی می‌کنند و می‌آموزند راه‌های اصیل بارآوریِ چیزهای سبز را
s.h
۴
دوست دارم موهایت مرا چون نقشه‌هایی از سرزمین‌های جدید در برگیرند، آن‌گاه به هر کجا قدم بگذارم به زیبایی موهای تو خواهد بود.
Fatima
۴
آن‌قدرها هم سرد نیست برای رفتن و قرض کردن هیزم از همسایه‌ها.
fahim
۴
خیلی خوشایند است که صبح تنهای تنها بیدار شوی و مجبور نباشی به کسی بگویی عاشقش هستی وقتی که دیگر عاشقش نیستی.
الف.ژ
۴
قهوه درست کنید، در راه خانه هستم
نورا
۳
تابوتش در شب سفر می‌کند همچون پرندگانی که زیر دریا شنا می‌کنند بی‌آن‌که هرگز دست‌شان به آسمان برسد.
الف.ژ
۳
سلامِ خوبی کردم ولی آن زن خداحافظی حتا بهتری کرد.
Behjat Shafiee
۲
انگار سال‌ها طول کشید که دسته‌ای بوسه از دهانش بچینم و در گلدانی به رنگ سپیده در قلبم بکارم. اما انتظار ارزشش را داشت. چون عاشق بودم.
da☾
۲
هر اتفاقی که بیفتد مهم نیست صورتش همیشه درخت افراست
ریحان
۲
طرز نگاه کردن زن به قضیه هربار که می‌بینمش، با خود فکر می‌کنم: وای، چه خوب است که اوشوهرِ من نیست.
ریحان
۲
آشنا می‌شویم. تلاش می‌کنیم. هیچ اتفاقی نمی‌افتد، اما از این‌که همدیگر را می‌بینیم آشفته می‌شویم.
نگار
۲
من می‌پندارم که همیشه در آن‌جایی که نیستم خوشبخت خواهم بود
da☾
۱
دیشب در اتاق‌خوابم شمعِ خوش‌صحبتی داشتم. خیلی خسته بودم اما می‌خواستم کسی پیشم باشد، برای همین شمعی روشن کردم و به صدای آرامش‌بخش نور گوش سپردم تا خوابم برد.
ریحان
۱
بنگ! بی‌سکس / ۲۰ روز ظاهر جنسی‌ام به دردِ لای جرز هم نمی‌خورد. بمیرم هم نمی‌توانم حتا مگسی مؤنث را به خودم جلب کنم.
الف.ژ
۱
حالا بیش از سی سال است که همان کارخانه شب‌ها نگهبانی می‌دهد نیمه‌شب میان وسایل خاموش قدم می‌زند. وانمود می‌کند آن‌ها دوستانش هستند و خیلی دوستش دارند.
نگار
۱
با حدسِ یک سلامِ ساده همه‌چیز می‌تواند شروع شود تا خوابیدن از گریه، در این فکر که او در کدام جهنمی مانده است.