جملات زیبای کتاب دریاس و جسدها | طاقچه
تصویر جلد کتاب دریاس و جسدها

بریده‌هایی از کتاب دریاس و جسدها

نویسنده:بختیار علی
انتشارات:نشر ثالث
امتیاز
۴.۴از ۴۰ رأی
۴٫۴
(۴۰)
«آدم‌ها هیچ‌وقت به خاطر وجود یا عدم وجودِ خدا به جان هم نیفتاده‌اند، به خاطر نام خداها می‌جنگند. آدم‌ها مشکلی با این ندارند که خم شوند و سجده کنند، بلکه مشکلشان این است که به سوی چه کسی پیشانی به زمین بسایند.»
labkhand
درد عمیق انسان این است که آنچه را با عشق به دست نمی‌آورد، می‌خواهد با قدرت کسب کند.
sina_m_farsakh
«مردم این شهر باید بمیرند، بعد می‌فهمند وقتی زنده بودند چه انسان‌های نفهم و کله‌پوکی بوده‌اند.»
Hamid_R_khani
«شما چون در غرب درس خوانده‌اید و بین آن‌ها رشد کرده‌اید، این مسئله را به آسانی درک نمی‌کنید. ما قیام نمی‌کنیم تا آزاد باشیم، قیام می‌کنیم تا دوباره اخلاقیات اصیلی را که از دست داده‌ایم، به دست بیاوریم. قیام‌ها در شرق، باید قیام اخلاقی باشد. شما غریبه هستید، به همین خاطر مسائل را این‌گونه عجیب می‌بینید. وقتی حرف قیام است، مثل غرب‌زده‌ها فوراً آن را به آزادی ارتباط می‌دهید، در حالی‌که مردم این‌جا علیه حکمرانان فاسد جنگ اعلام می‌کنند، در حقیقت برای اخلاق والا می‌جنگند. از هر کس در این‌جا بپرسید: اخلاق والا را می‌خواهی یا آزادی؟ به تو می‌گوید: اخلاق والا. هرکس را ببینید و از او بپرسید آیا آماده‌ای برای آزادی خواهرت بمیری؟ جواب می‌دهد نه! اما اگر بپرسی حاضری برای حفظ اخلاق و ناموس خواهر، زن و ملتت بمیری، می‌بینی همه برای مرگ آماده‌اند و سرودست می‌شکنند
Zahra Manzari tavakkoli
از تجربهٔ پنجاه‌وپنج‌ساله‌ام در این شهر می‌گویم. خودم معلم دینی بودم، مردم اصلاً دین برایشان مهم نیست، در واقع هیچ افکار و عقایدی مهم نیست. این شهر مشکلات بزرگی دارد، مردم این‌جا دنبال چیزی هستند که بپرستندش، خدا به‌تنهایی برایشان کافی نیست. اگر خدا برایشان کافی بود، دنبال عبادت دیگری نمی‌رفتند.
Hamid_R_khani
«دقت می‌کنم و می‌بینم مردم شهر دنبال تفکر و اندیشهٔ جدیدی نیستند، بلکه شیفتهٔ رهبر جدیدند. وقتی از دورانی به دورانی دیگر می‌روند، تنها چیزی که تغییر می‌دهند رهبرانند. فکر می‌کنم هرکس بخواهد رهبرشان را از آن‌ها بگیرد یا حرمتش را لکه‌دار کند، انگار با آتش بازی می‌کند.»
labkhand
«گور چیز عجیبی است، هیچ‌چیز روی زمین مثل گور مجذوب‌کننده نیست، هیچ انسانی نیست که به هرجا فرار کند سرانجام به درون آن نیفتد.»
شلاله
حقیقت هرچه باشد، به هر شکلی آشکار شود، با هر وسیلهٔ مستند نشان داده شود، نمی‌تواند بر داستان خیالی مردم پیروز شود. هیچ‌چیز از حقیقت ضعیف‌تر نیست، وقتی برابر توهّم قرار گیرد.
خاک
توی این شهر، نادانی درمان هر درد است
Hamid_R_khani
از خودت پرسیده‌ای چرا سیاستمداران شرق همه سنگدل و درنده و بی‌رحمند؟ چون در عمق وجودشان، به شکلی هولناک احساس حقارت می‌کنند.
sina_m_farsakh
با ترس می‌گفت: «انسان بی‌آن‌که بداند همیشه منتظر فریادرسی است که بیاید و به دادش برسد.»
Hamid_R_khani
شرق از روزگار موسی و مسیح و محمد تا همین حالا تغییر چندانی نکرده، مردم دنبال رهبری روحی می‌گردند تا برایشان مرز و قاعده تعیین کند، خطی بکشد و درست و نادرست را مشخص کند. برای کشتن و کشته شدن آماده باشد. هم روی صلیب برود و خود را فدا کند و هم سر از تن جدا کند. باید این‌ها را به مردم تقدیم کنیم. پیامبری دیگر، خلیفهٔ بزرگ دیگر، رهبری تاریخی، عالیجنابی والا، عمویی بزرگ که نسل‌های بعد باورش داشته باشند. رهبری که کاری کند تا انسان‌ها بردهٔ عواطف پست و کوچک نشوند. انسان‌ها با عشق بکشند و با عشق بمیرند... او بود، آری او بود که به من گفت از نوشتن تاریخ دست بردار، مورخ بودن کاری عبث است، تاریخ را بساز.»
Zahra Manzari tavakkoli
انسان مخلوقی نیست که شایستهٔ اعتماد باشد.
sina_m_farsakh
باور داشت که صدها سال قدرت مطلق دین و گسترش خرافات، ارادهٔ مردم را ضعیف کرده است، طوری که دیگر آدمی وجود اراده را حس نمی‌کند.
فاطمه
مردمانِ زیادی بی‌آن‌که بدانند منتظر چه هستند، انتظار قیام را می‌کشیدند. مردمانی از حومه می‌آمدند و نمی‌دانستند برای چه می‌آیند، اما برای قیام می‌آمدند. بعضی می‌دانستند برای قیام آمده‌اند.
Hamid_R_khani
«دقت می‌کنم و می‌بینم مردم شهر دنبال تفکر و اندیشهٔ جدیدی نیستند، بلکه شیفتهٔ رهبر جدیدند. وقتی از دورانی به دورانی دیگر می‌روند، تنها چیزی که تغییر می‌دهند رهبرانند. فکر می‌کنم هرکس بخواهد رهبرشان را از آن‌ها بگیرد یا حرمتش را لکه‌دار کند، انگار با آتش بازی می‌کند.»
Hamid_R_khani
من هم طوری شده‌ام که گه‌گاه از خودم می‌پرسم، یکی از این مردمم یا نه؟
Hamid_R_khani
هیچ‌چیز از حقیقت ضعیف‌تر نیست
Hamid_R_khani
این‌جا حقیقت چیزی نیست که از علم سرچشمه بگیرد.
Hamid_R_khani
من سی‌سال معلم زبان و دینی بودم، می‌دانم خدا فقط خدای من و تو نیست، خدای درخت و سنگ و پرنده و جانوران هم هست. اما مردم این‌جا کثیف و خودپرستند، خدایی می‌خواهند تا بگویند این تنها خدای من است. خدای ما، خدای همه‌کس و همهٔ باورها و همهٔ اقوام نیست، خدای ماست. مردم طاقت و توانی ندارند که خدا را با دیگران تقسیم کنند.
شلاله
حقیقت آن نیست که رخ داده یا می‌دهد، چیزی است که دنبالش می‌رویم و ما را با خود می‌کشد.
Ahmad
انسان قربانی خوش‌باوری و سادگی خود است. خوی درندگی انسان‌ها، از خوش‌باوری و سادگی و ساده‌لوحی است.
sina_m_farsakh
مردم این‌جا تنها مرده‌ها را باور دارند
sina_m_farsakh
. تنها در پایان فهمیدم، من هم شیدای شبحی‌ام و تمام مدتی که این داستان را بازگو می‌کنم، شبحی مرا پی خودش می‌کشد... شبح پیشوایی، رهبری، پیامبری نه، بلکه انسانی کوچک و ناتوان که هیچ‌کس را ندارد پی سایه‌اش راه بیفتد و اسمش دریاسِ ستاره‌خانم است.
Hamid_R_khani
هیچ‌جا از جنگ دور نیست، دلیلش هم این بود که انسان نمی‌تواند خیالات و خرافات را از ذهنش بِزُداید. انسان قربانی خوش‌باوری و سادگی خود است. خوی درندگی انسان‌ها، از خوش‌باوری و سادگی و ساده‌لوحی است. دروغی کوچک و بی‌معنا را باور می‌کنند و به خاطرش دنیا را به آتش می‌کشند.
labkhand
باور داشت که صدها سال قدرت مطلق دین و گسترش خرافات، ارادهٔ مردم را ضعیف کرده است، طوری که دیگر آدمی وجود اراده را حس نمی‌کند. ژنرال در تفکراتش بسیار عمیق بود. بر این باور بود که روزی پنج‌بار سجده در برابر خدا، از او انسانی ساخته که بی‌سجده قادر به زندگی نیست. به همین دلیل این عمل، بخش مهمی از سیاست است. با صراحت گفت، ما نمی‌توانیم سجده را نادیده بگیریم و از بین ببریم. این خرافاتِ روشنفکران است که می‌خواهند آدمی که سجده می‌کند وجود نداشته باشد. روی زمین دو نوع فرهنگ وجود دارد، فرهنگی که به انسان یاد می‌دهد سجده نکند و فرهنگی که به انسان یاد می‌دهد سجده کند. ما در فرهنگی به دنیا آمدیم و بزرگ شدیم که به انسان سجده یاد می‌دهد. کسی که می‌خواهد این فرهنگ را درهم بشکند، سرش به سنگ سختی می‌خورد.
ملیکا
در نهایت مورخان کارشان شمردن جنازه‌هاست، چون رخدادها قدیمی‌اند، تنها اتفاق تازه چهرهٔ مرده‌هاست.
شلاله
برای مردم خدا مهم نیست، چون برای‌شان کافی نیست، به این خاطر دنبال جانشین‌هایش هستند. خدا را در قلب خود کشته‌اند و پی شبحش می‌گردند.
Zahra Manzari tavakkoli
«قیام حقیقی کاری محال است، در قیام حقیقی باید خداها و انسان‌ها تا مغز استخوان تغییر کنند، اما این‌جا نه می‌توانیم خداها را تغییر دهیم و نه انسان‌ها می‌توانند از اخلاق و سنت و فرهنگ خود دست بردارند و آن را تغییر بدهند، چیزی که می‌توانیم تغییر بدهیم فقط تغییر چهرهٔ خلیفه‌های خداست روی زمین و شکل حکمرانی به زیردست‌ها. این تغییر، دگرگونی اصیل و بنیادینی نیست اما ابلهان را خوشحال می‌کند. در این شهر تنها کسی می‌تواند مردم را به قیام تحریک کند که به آن‌ها بگوید بدون تغییر بخشی از دینتان، بدون تغییر خود و اخلاقتان، دنیاتان را تغییر می‌دهم. قیام پوچی است، اما تنها شکل قیام است که امکان‌پذیر است. بجز ندای اخلاق، چیز دیگری نیست که مردمان شرق را متحد کند... هیچ ایدئولوژی و قصه‌ای وجود ندارد که قادر به متحد کردن آن‌ها باشد.»
Zahra Manzari tavakkoli
«آدم‌ها هیچ‌وقت به خاطر وجود یا عدم وجودِ خدا به جان هم نیفتاده‌اند، به خاطر نام خداها می‌جنگند. آدم‌ها مشکلی با این ندارند که خم شوند و سجده کنند، بلکه مشکلشان این است که به سوی چه کسی پیشانی به زمین بسایند.»
Mary gholami

حجم

۲۱۶٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۲۷۲ صفحه

حجم

۲۱۶٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۲۷۲ صفحه

قیمت:
۲۶۰,۰۰۰
تومان