
labkhand
۳۵
«آدمها هیچوقت به خاطر وجود یا عدم وجودِ خدا به جان هم نیفتادهاند، به خاطر نام خداها میجنگند. آدمها مشکلی با این ندارند که خم شوند و سجده کنند، بلکه مشکلشان این است که به سوی چه کسی پیشانی به زمین بسایند.»
sina_m_farsakh
۲۴
درد عمیق انسان این است که آنچه را با عشق به دست نمیآورد، میخواهد با قدرت کسب کند.
Zahra Manzari tavakkoli
۱۸
«شما چون در غرب درس خواندهاید و بین آنها رشد کردهاید، این مسئله را به آسانی درک نمیکنید. ما قیام نمیکنیم تا آزاد باشیم، قیام میکنیم تا دوباره اخلاقیات اصیلی را که از دست دادهایم، به دست بیاوریم. قیامها در شرق، باید قیام اخلاقی باشد. شما غریبه هستید، به همین خاطر مسائل را اینگونه عجیب میبینید. وقتی حرف قیام است، مثل غربزدهها فوراً آن را به آزادی ارتباط میدهید، در حالیکه مردم اینجا علیه حکمرانان فاسد جنگ اعلام میکنند، در حقیقت برای اخلاق والا میجنگند. از هر کس در اینجا بپرسید: اخلاق والا را میخواهی یا آزادی؟ به تو میگوید: اخلاق والا. هرکس را ببینید و از او بپرسید آیا آمادهای برای آزادی خواهرت بمیری؟
جواب میدهد نه! اما اگر بپرسی حاضری برای حفظ اخلاق و ناموس خواهر، زن و ملتت بمیری، میبینی همه برای مرگ آمادهاند و سرودست میشکنند
Hamid_R_khani
۱۶
«مردم این شهر باید بمیرند، بعد میفهمند وقتی زنده بودند چه انسانهای نفهم و کلهپوکی بودهاند.»
labkhand
۱۴
«دقت میکنم و میبینم مردم شهر دنبال تفکر و اندیشهٔ جدیدی نیستند، بلکه شیفتهٔ رهبر جدیدند. وقتی از دورانی به دورانی دیگر میروند، تنها چیزی که تغییر میدهند رهبرانند. فکر میکنم هرکس بخواهد رهبرشان را از آنها بگیرد یا حرمتش را لکهدار کند، انگار با آتش بازی میکند.»
Hamid_R_khani
۱۳
از تجربهٔ پنجاهوپنجسالهام در این شهر میگویم. خودم معلم دینی بودم، مردم اصلاً دین برایشان مهم نیست، در واقع هیچ افکار و عقایدی مهم نیست. این شهر مشکلات بزرگی دارد، مردم اینجا دنبال چیزی هستند که بپرستندش، خدا بهتنهایی برایشان کافی نیست. اگر خدا برایشان کافی بود، دنبال عبادت دیگری نمیرفتند.
شلاله
۱۳
«گور چیز عجیبی است، هیچچیز روی زمین مثل گور مجذوبکننده نیست، هیچ انسانی نیست که به هرجا فرار کند سرانجام به درون آن نیفتد.»
خاک
۱۰
حقیقت هرچه باشد، به هر شکلی آشکار شود، با هر وسیلهٔ مستند نشان داده شود، نمیتواند بر داستان خیالی مردم پیروز شود. هیچچیز از حقیقت ضعیفتر نیست، وقتی برابر توهّم قرار گیرد.
sina_m_farsakh
۱۰
از خودت پرسیدهای چرا سیاستمداران شرق همه سنگدل و درنده و بیرحمند؟ چون در عمق وجودشان، به شکلی هولناک احساس حقارت میکنند.
Hamid_R_khani
۹
توی این شهر، نادانی درمان هر درد است
Hamid_R_khani
۷
با ترس میگفت: «انسان بیآنکه بداند همیشه منتظر فریادرسی است که بیاید و به دادش برسد.»
sina_m_farsakh
۷
انسان مخلوقی نیست که شایستهٔ اعتماد باشد.
فاطمه
۷
باور داشت که صدها سال قدرت مطلق دین و گسترش خرافات، ارادهٔ مردم را ضعیف کرده است، طوری که دیگر آدمی وجود اراده را حس نمیکند.
یارا
۷
آدمها اگر در قیام مرتکب اشتباه شوند، شاید برای ده نسل و صدها سال دیگر زیر بار ظلم دیگری بروند.
Hamid_R_khani
۶
مردمانِ زیادی بیآنکه بدانند منتظر چه هستند، انتظار قیام را میکشیدند. مردمانی از حومه میآمدند و نمیدانستند برای چه میآیند، اما برای قیام میآمدند. بعضی میدانستند برای قیام آمدهاند.
Hamid_R_khani
۶
من هم طوری شدهام که گهگاه از خودم میپرسم، یکی از این مردمم یا نه؟
Zahra Manzari tavakkoli
۶
شرق از روزگار موسی و مسیح و محمد تا همین حالا تغییر چندانی نکرده، مردم دنبال رهبری روحی میگردند تا برایشان مرز و قاعده تعیین کند، خطی بکشد و درست و نادرست را مشخص کند. برای کشتن و کشته شدن آماده باشد. هم روی صلیب برود و خود را فدا کند و هم سر از تن جدا کند. باید اینها را به مردم تقدیم کنیم. پیامبری دیگر، خلیفهٔ بزرگ دیگر، رهبری تاریخی، عالیجنابی والا، عمویی بزرگ که نسلهای بعد باورش داشته باشند. رهبری که کاری کند تا انسانها بردهٔ عواطف پست و کوچک نشوند. انسانها با عشق بکشند و با عشق بمیرند... او بود، آری او بود که به من گفت از نوشتن تاریخ دست بردار، مورخ بودن کاری عبث است، تاریخ را بساز.»
Ahmad
۶
حقیقت آن نیست که رخ داده یا میدهد، چیزی است که دنبالش میرویم و ما را با خود میکشد.
sina_m_farsakh
۶
انسان قربانی خوشباوری و سادگی خود است. خوی درندگی انسانها، از خوشباوری و سادگی و سادهلوحی است.
sina_m_farsakh
۶
مردم اینجا تنها مردهها را باور دارند
Hamid_R_khani
۵
«دقت میکنم و میبینم مردم شهر دنبال تفکر و اندیشهٔ جدیدی نیستند، بلکه شیفتهٔ رهبر جدیدند. وقتی از دورانی به دورانی دیگر میروند، تنها چیزی که تغییر میدهند رهبرانند. فکر میکنم هرکس بخواهد رهبرشان را از آنها بگیرد یا حرمتش را لکهدار کند، انگار با آتش بازی میکند.»
Hamid_R_khani
۵
هیچچیز از حقیقت ضعیفتر نیست
Hamid_R_khani
۵
اینجا حقیقت چیزی نیست که از علم سرچشمه بگیرد.
Hamid_R_khani
۵
. تنها در پایان فهمیدم، من هم شیدای شبحیام و تمام مدتی که این داستان را بازگو میکنم، شبحی مرا پی خودش میکشد... شبح پیشوایی، رهبری، پیامبری نه، بلکه انسانی کوچک و ناتوان که هیچکس را ندارد پی سایهاش راه بیفتد و اسمش دریاسِ ستارهخانم است.
شلاله
۵
من سیسال معلم زبان و دینی بودم، میدانم خدا فقط خدای من و تو نیست، خدای درخت و سنگ و پرنده و جانوران هم هست. اما مردم اینجا کثیف و خودپرستند، خدایی میخواهند تا بگویند این تنها خدای من است. خدای ما، خدای همهکس و همهٔ باورها و همهٔ اقوام نیست، خدای ماست. مردم طاقت و توانی ندارند که خدا را با دیگران تقسیم کنند.
شلاله
۵
در نهایت مورخان کارشان شمردن جنازههاست، چون رخدادها قدیمیاند، تنها اتفاق تازه چهرهٔ مردههاست.
Zahra Manzari tavakkoli
۵
برای مردم خدا مهم نیست، چون برایشان کافی نیست، به این خاطر دنبال جانشینهایش هستند. خدا را در قلب خود کشتهاند و پی شبحش میگردند.
كتابخوار
۵
از شما میپرسم، میشود قیام از سجده آغاز شود؟ امکان دارد انسانها با سجده آزاد شوند؟»
یارا
۵
از خودت پرسیدهای چرا سیاستمداران شرق همه سنگدل و درنده و بیرحمند؟ چون در عمق وجودشان، به شکلی هولناک احساس حقارت میکنند.
zaHra
۵
ما قیام نمیکنیم تا آزاد باشیم، قیام میکنیم تا دوباره اخلاقیات اصیلی را که از دست دادهایم، به دست بیاوریم. قیامها در شرق، باید قیام اخلاقی باشد. شما غریبه هستید، به همین خاطر مسائل را اینگونه عجیب میبینید. وقتی حرف قیام است، مثل غربزدهها فوراً آن را به آزادی ارتباط میدهید، در حالیکه مردم اینجا علیه حکمرانان فاسد جنگ اعلام میکنند، در حقیقت برای اخلاق والا میجنگند.