جملات زیبای کتاب در باب حذف احزاب سیاسی | طاقچه
تصویر جلد کتاب در باب حذف احزاب سیاسی

بریده‌هایی از کتاب در باب حذف احزاب سیاسی

نویسنده:سیمون وی
انتشارات:نشر کرگدن
امتیاز
۳.۳از ۷ رأی
۳٫۳
(۷)
«نوابغ کوتاه‌ترین زندگی‌نامه‌ها را دارند، چون زندگیِ درونی‌شان دور از دید عمومی است؛ و در پایان، اقوامشان هم چیزی دربارهٔ آنها ندارند که به شما بگویند».
1258580
تقریباً در همه‌جا حتی در برخورد با مشکلات کاملاً تکنیکی، فرد به‌جای فکر کردن صرفاً موضع‌گیری می‌کند: موافق یا مخالف. این نوع انتخابْ جایگزین فعالیت ذهنی می‌شود. این جذام روشنفکری است؛ این جذام از دنیای سیاست برخاسته است و سپس به سراسر جهان سرایت و تمام اَشکال تفکر را آلوده کرده است.
1258580
روسو در آغاز سخن دو مقدمه را فرض می‌گیرد. نخست اینکه عقل عدالت را درک و آن را انتخاب می‌کند. در مقابل، همهٔ جنایت‌ها ناشی از تحریک هیجانات‌اند.
aminmoradian
هیجانات جمعی، در مقایسه با هیجانات فردی، کشش بی‌نهایت بیشتری به جنایت و دروغ دارند. در این شرایط، نیروهای شر به‌جای خنثا کردنْ یکدیگر را تقویت می‌کنند و هزار برابر می‌شوند.
aminmoradian
بنابراین، تمایل واقعی تمام احزاب سیاسی به تمامیت‌خواهی است، ابتدا در حوزهٔ ملی و سپس در حوزهٔ بین‌المللی. و دقیقاً ازآن‌رو که مفهوم مصلحت عمومی که هر حزبی به آن متوسل می‌شود غیرواقعی است، پوسته‌ای است تهی از واقعیت؛ کسب قدرت مطلق تبدیل به نیاز مطلق احزاب می‌شود. هر واقعیتی ضرورتاً حاکی از «حد» ی است - اما آنچه کاملاً فاقد هستی باشد، ممکن نیست هیچ شکلی از محدودیت داشته باشد. به همین دلیل، بین تمامیت‌خواهی و دروغ‌گویی قرابتی ذاتی وجود دارد.
aminmoradian
تنها دلیل مشروع یا کافی برای حفظ هر چیز خیر بودن آن است.
khorasani
روسو در آغاز سخن دو مقدمه را فرض می‌گیرد. نخست اینکه عقل عدالت را درک و آن را انتخاب می‌کند. در مقابل، همهٔ جنایت‌ها ناشی از تحریک هیجانات‌اند. دوم اینکه عقل نزد تمام انسان‌ها یکسان است، درحالی‌که هیجانات انسان‌ها اغلب متفاوت‌اند. از این سخن نتیجه می‌شود که اگر دربارهٔ موضوعی مشترک هر کس به‌تنهایی اندیشیده و نظر خود را بیان کند، پس از جمع‌آوری و مقایسهٔ نظرات، به احتمال زیاد نتایج تا جایی که بر عدالت و عقل منطبق باشند، با یکدیگر سازگارند. اما در آنجا که ناعادلانه و اشتباه‌اند، با هم متفاوت‌اند. تنها این نوع استدلال است که ما را مجاز به این نتیجه‌گیری می‌کند که اجماع عمومی ممکن است به حقیقت برسد.
khorasani
حقیقت یکی است، عدالت یکی است. ناراستی‌ها و ناعدالتی‌ها بی‌شمارند. ازاین‌رو، انسان‌ها بر سر حقیقت و عدالت متفق‌اند، درحالی‌که ناراستی و دروغ باعث تفرقهٔ بی‌انتهای بشر می‌شود. از آنجایی که قدرتْ ارمغان وحدت است، می‌توان امید داشت که در وحدت پشتیبانی مادّی بیابیم و از آن طریق حقیقت و عدالت بر ناراستی و جنایت چیره شوند. البته دستیابی به این امر نیازمند سازوکاری مناسب است. اگر دموکراسی بتواند آن سازوکار را فراهم کند، مطلوب خواهد بود؛ در غیر این صورت خیر.
khorasani
در دنیای آنگلوساکسون احزاب سیاسی عنصری از بازی و تفریح دارند که تنها با توجه به خاستگاه اشرافی این نهاد قابل‌درک است، درحالی‌که در نهادهایی که خاستگاهشان طبقهٔ فرودست است هر چیزی همواره باید جدی تلقی شود.
khorasani
در زمان انقلاب (کبیر فرانسه)، ۱۷۸۹، مفهوم «حزب» هنوز وارد تفکر سیاسی فرانسوی نشده بود - جز اینکه، شری به شمار می‌آمد که باید از آن پرهیز می‌شد. با وجود این، باشگاه ژاکوبن‌ها تشکیل شده بود؛ که در آغاز صرفاً عرصه‌ای برای بحث آزاد فراهم می‌کرد. تغییرات بعدی آن به‌هیچ‌وجه اجتناب‌ناپذیر نبود؛ فقط تحت فشار دوگانهٔ جنگ و گیوتین بود که باشگاه ژاکوبن‌ها در نهایت به حزبی تمامیت‌خواه تبدیل شد. این سخن به‌یادماندنی تامسکی که «یک حزب بر مسند قدرت، و بقیه در حبس» بهترین و موجزترین توصیف از اختلافات درون‌حزبی دوران «ترور» است. به این ترتیب، در اروپای قاره‌ای تمامیت‌خواهی گناه اولیهٔ تمام احزاب سیاسی بود.
khorasani
۱. چگونه می‌توان برای مردمی که ملت فرانسه را می‌سازند فرصتی فراهم کرد تا، گاه‌به‌گاه، بتوانند داوری‌هایشان را دربارهٔ مسائل اصلی زندگی اجتماعی بیان کنند؟ ۲. هنگامی که پرسش‌هایی برای مردم مطرح می‌شود، چگونه باید مانع آلودگی آن پرسش‌ها به هیجانات جمعی شد؟ سخن گفتن از حقانیت جمهوریت، در صورت چشم‌پوشی از این دو نکته، عبث است.
khorasani
هدف حزب سیاسی امری مبهم و غیرواقعی است. اگر واقعی بود، توجه به آن مستلزم تلاش جدی بود؛ چراکه ذهن ما به‌راحتی نمی‌تواند مفهوم مصلحت عمومی را درک کند. در مقابل، موجودیت یک حزب امری عینی و آشکار و بی‌هیچ تلاشی قابل‌درک است. بنابراین، واقعیت این است که حزب، فی‌نفسه، هدف و غایت خود می‌شود. این مصداق بت‌پرستی است، زیرا تنها چیزی که می‌تواند به‌نحو مشروع غایت خود باشد خداوند است.
khorasani
حقیقتْ اندیشه‌های متلاطم ذهن موجود متفکری است که اشتیاقی ویژه، مطلق و انحصاری برای کسب حقیقت دارد.
khorasani
ما در جهان تنها هستیم؛ این سرنوشت بشری ماست که باید، بدون دلگرمی حضور یار و یاوری، در برابر ستیزه‌جویی بی‌وقفهٔ نیروهای تاریک ستمگر ایستادگی کنیم،
کاربر ۴۳۴۳۱۶۹