جملات زیبای کتاب در باب حذف احزاب سیاسی | طاقچه
تصویر جلد کتاب در باب حذف احزاب سیاسیsubscriptionAvailable

کتاب در باب حذف احزاب سیاسی

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
سیمون وی، سنبل رشیدی
انتشارات: 
نشر کرگدن

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
1258580
۲۱
«نوابغ کوتاه‌ترین زندگی‌نامه‌ها را دارند، چون زندگیِ درونی‌شان دور از دید عمومی است؛ و در پایان، اقوامشان هم چیزی دربارهٔ آنها ندارند که به شما بگویند».
1258580
۱۱
تقریباً در همه‌جا حتی در برخورد با مشکلات کاملاً تکنیکی، فرد به‌جای فکر کردن صرفاً موضع‌گیری می‌کند: موافق یا مخالف. این نوع انتخابْ جایگزین فعالیت ذهنی می‌شود. این جذام روشنفکری است؛ این جذام از دنیای سیاست برخاسته است و سپس به سراسر جهان سرایت و تمام اَشکال تفکر را آلوده کرده است.
aminmoradian
۳
روسو در آغاز سخن دو مقدمه را فرض می‌گیرد. نخست اینکه عقل عدالت را درک و آن را انتخاب می‌کند. در مقابل، همهٔ جنایت‌ها ناشی از تحریک هیجانات‌اند.
aminmoradian
۳
هیجانات جمعی، در مقایسه با هیجانات فردی، کشش بی‌نهایت بیشتری به جنایت و دروغ دارند. در این شرایط، نیروهای شر به‌جای خنثا کردنْ یکدیگر را تقویت می‌کنند و هزار برابر می‌شوند.
aminmoradian
۱
بنابراین، تمایل واقعی تمام احزاب سیاسی به تمامیت‌خواهی است، ابتدا در حوزهٔ ملی و سپس در حوزهٔ بین‌المللی. و دقیقاً ازآن‌رو که مفهوم مصلحت عمومی که هر حزبی به آن متوسل می‌شود غیرواقعی است، پوسته‌ای است تهی از واقعیت؛ کسب قدرت مطلق تبدیل به نیاز مطلق احزاب می‌شود. هر واقعیتی ضرورتاً حاکی از «حد» ی است - اما آنچه کاملاً فاقد هستی باشد، ممکن نیست هیچ شکلی از محدودیت داشته باشد. به همین دلیل، بین تمامیت‌خواهی و دروغ‌گویی قرابتی ذاتی وجود دارد.
khorasani
۱
تنها دلیل مشروع یا کافی برای حفظ هر چیز خیر بودن آن است.
khorasani
۱
روسو در آغاز سخن دو مقدمه را فرض می‌گیرد. نخست اینکه عقل عدالت را درک و آن را انتخاب می‌کند. در مقابل، همهٔ جنایت‌ها ناشی از تحریک هیجانات‌اند. دوم اینکه عقل نزد تمام انسان‌ها یکسان است، درحالی‌که هیجانات انسان‌ها اغلب متفاوت‌اند. از این سخن نتیجه می‌شود که اگر دربارهٔ موضوعی مشترک هر کس به‌تنهایی اندیشیده و نظر خود را بیان کند، پس از جمع‌آوری و مقایسهٔ نظرات، به احتمال زیاد نتایج تا جایی که بر عدالت و عقل منطبق باشند، با یکدیگر سازگارند. اما در آنجا که ناعادلانه و اشتباه‌اند، با هم متفاوت‌اند. تنها این نوع استدلال است که ما را مجاز به این نتیجه‌گیری می‌کند که اجماع عمومی ممکن است به حقیقت برسد.
khorasani
۱
حقیقت یکی است، عدالت یکی است. ناراستی‌ها و ناعدالتی‌ها بی‌شمارند. ازاین‌رو، انسان‌ها بر سر حقیقت و عدالت متفق‌اند، درحالی‌که ناراستی و دروغ باعث تفرقهٔ بی‌انتهای بشر می‌شود. از آنجایی که قدرتْ ارمغان وحدت است، می‌توان امید داشت که در وحدت پشتیبانی مادّی بیابیم و از آن طریق حقیقت و عدالت بر ناراستی و جنایت چیره شوند. البته دستیابی به این امر نیازمند سازوکاری مناسب است. اگر دموکراسی بتواند آن سازوکار را فراهم کند، مطلوب خواهد بود؛ در غیر این صورت خیر.
khorasani
۱
وقتی کشوری احزاب سیاسی دارد، دیر یا زود دخالت مؤثر در امور اجتماعی بدون پیوستن به حزب و بازی‌های حزبی ناممکن می‌شود. هر کس دغدغهٔ امور جامعه را داشته باشد، آرزوی برآورده شدن آن دغدغه‌ها را هم دارد. آنهایی که به منافع عمومی اهمیت می‌دهند، یا باید این دغدغه را به دست فراموشی بسپارند و به امور دیگری رو بیاورند، یا باید زیر فشار خردکنندهٔ احزاب تسلیم شوند. در حالت دوم، دل‌نگرانی‌هایی را تجربه می‌کنند که خیلی زود جای دغدغهٔ اصلی پیشین را می‌گیرد.
khorasani
۱
در حقیقت، جز موارد انگشت‌شمار استثنا، وقتی کسی به عضویت یک حزب درمی‌آید، با تسلیم و رضا، موضعی پیش می‌گیرد که بعدها با عبارت‌هایی همچون «به‌عنوان یک سلطنت‌طلب، به‌عنوان یک سوسیالیست، من فکر می‌کنم که...» بیان می‌شود. این روش پیش گرفتن موضع بسیار آسان است. معادل با نبود هیچ شکلی از تفکر است. کاری آسان‌تر از این نیست که مجبور نباشیم فکر کنیم.
khorasani
۱
بر هیچ‌کس پوشیده نیست که روحیهٔ هواداریْ انسان را کور می‌کند. گوش انسان را برای شنیدن صدای عدالت کر می‌کند و حتی انسان‌های نیک و درست را، با بی‌رحمی، به سمت آزار و اذیت قربانیان بی‌گناه سوق می‌دهد.
khorasani
۰
در دنیای آنگلوساکسون احزاب سیاسی عنصری از بازی و تفریح دارند که تنها با توجه به خاستگاه اشرافی این نهاد قابل‌درک است، درحالی‌که در نهادهایی که خاستگاهشان طبقهٔ فرودست است هر چیزی همواره باید جدی تلقی شود.
khorasani
۰
در زمان انقلاب (کبیر فرانسه)، ۱۷۸۹، مفهوم «حزب» هنوز وارد تفکر سیاسی فرانسوی نشده بود - جز اینکه، شری به شمار می‌آمد که باید از آن پرهیز می‌شد. با وجود این، باشگاه ژاکوبن‌ها تشکیل شده بود؛ که در آغاز صرفاً عرصه‌ای برای بحث آزاد فراهم می‌کرد. تغییرات بعدی آن به‌هیچ‌وجه اجتناب‌ناپذیر نبود؛ فقط تحت فشار دوگانهٔ جنگ و گیوتین بود که باشگاه ژاکوبن‌ها در نهایت به حزبی تمامیت‌خواه تبدیل شد. این سخن به‌یادماندنی تامسکی که «یک حزب بر مسند قدرت، و بقیه در حبس» بهترین و موجزترین توصیف از اختلافات درون‌حزبی دوران «ترور» است. به این ترتیب، در اروپای قاره‌ای تمامیت‌خواهی گناه اولیهٔ تمام احزاب سیاسی بود.
khorasani
۰
۱. چگونه می‌توان برای مردمی که ملت فرانسه را می‌سازند فرصتی فراهم کرد تا، گاه‌به‌گاه، بتوانند داوری‌هایشان را دربارهٔ مسائل اصلی زندگی اجتماعی بیان کنند؟ ۲. هنگامی که پرسش‌هایی برای مردم مطرح می‌شود، چگونه باید مانع آلودگی آن پرسش‌ها به هیجانات جمعی شد؟ سخن گفتن از حقانیت جمهوریت، در صورت چشم‌پوشی از این دو نکته، عبث است.
khorasani
۰
هدف حزب سیاسی امری مبهم و غیرواقعی است. اگر واقعی بود، توجه به آن مستلزم تلاش جدی بود؛ چراکه ذهن ما به‌راحتی نمی‌تواند مفهوم مصلحت عمومی را درک کند. در مقابل، موجودیت یک حزب امری عینی و آشکار و بی‌هیچ تلاشی قابل‌درک است. بنابراین، واقعیت این است که حزب، فی‌نفسه، هدف و غایت خود می‌شود. این مصداق بت‌پرستی است، زیرا تنها چیزی که می‌تواند به‌نحو مشروع غایت خود باشد خداوند است.
khorasani
۰
حقیقتْ اندیشه‌های متلاطم ذهن موجود متفکری است که اشتیاقی ویژه، مطلق و انحصاری برای کسب حقیقت دارد.
کاربر ۴۳۴۳۱۶۹
۰
ما در جهان تنها هستیم؛ این سرنوشت بشری ماست که باید، بدون دلگرمی حضور یار و یاوری، در برابر ستیزه‌جویی بی‌وقفهٔ نیروهای تاریک ستمگر ایستادگی کنیم،
khorasani
۰
غیرممکن است اگر بخواهیم از یک سو با رعایت حقیقت، عدالت و منافع عمومی مسائل پیچیدهٔ جامعه را بررسی کنیم، و از سویی دیگر، دیدگاهی را که از عضو یک جنبش سیاسی انتظار می‌رود، حفظ کنیم. دامنهٔ توجه انسان محدود است - (این دامنه) اجازهٔ توجه هم‌زمان به دو موضوع را نمی‌دهد. در واقع، توجه به یکی، به‌ناچار غافل شدن از دیگری است.
khorasani
۰
احزاب سیاسی نظام‌هایی شگفت‌انگیزند. در حوزهٔ ملی تضمین می‌کنند که هیچ ذهنی نتواند برای درک این مفهوم که در منافع عمومی چه چیز خیر است، چه چیز عادلانه است و چه چیز درست است، تلاشی بکند. در نتیجه، جز اندک اتفاقات تصادفی، نه تصمیمی گرفته می‌شود و نه چیزی اجرا می‌شود، مگر، اقداماتی مغایر با منافع عمومی، عدالت و حقیقت. اگر ساماندهی زندگی اجتماعی را به شیطان سپرده بودند، شیطان هم نمی‌توانست دستگاهی هوشمندتر از این اختراع کند.
khorasani
۰
روحیهٔ حزبی همه‌چیز را آلوده کرده است. نهادهایی که امور اجتماعی یک کشور را تنظیم می‌کنند، همواره بر افکار عمومی اثرگذارند - اعتبار قدرت نیز این‌گونه است. مردم، به‌تدریج، به این عادت فکری رسیده‌اند که در تمام حوزه‌ها ابتدا موافق یا مخالف با ایده‌ای موضع بگیرند و سپس در جست‌وجوی استدلال برای اثبات یکی از این دو موضع باشند. تأثیر روحیهٔ حزبی دقیقاً همین است. درون احزاب سیاسی آزاداندیشانی هستند که تکثر احزاب را می‌پذیرند و به همین ترتیب، در حوزهٔ عقاید نیز روشنفکرانی هستند که آرای مخالف را محترم می‌شمارند. (ولی به دلیل عضویت در حزبی خاص) مفاهیم درست و نادرست را گم کرده‌اند. دیگرانی که در حمایت از تفکری خاص موضع گرفته‌اند، از بررسی هر دیدگاه مخالفی خودداری می‌کنند. این تأثیر روحیهٔ تمامیت‌خواه است.
khorasani
۰
او تأکید داشت هر که با پنهان کردن مسئله‌ای سعی در گریز از تناقضی بدیهی کند، بزدل است. به همین دلیل بود که به انعطاف‌ناپذیری بیش از حد و عدم درک دیالکتیک متهم بود. اما آیا می‌توانیم درک دیالکتیکی او را کمتر از آنهایی بدانیم که هنر دیالکتیک را بنا به مصلحت تغییر می‌دهند و تبدیل به هنر سازش می‌کنند و وحدت با مخالفان را به بهایی اندک می‌خرند؟
khorasani
۰
افلاطون جامعه را به «جانوری بزرگ» تشبیه می‌کند. هر شهروندی در جامعه به‌گونه‌ای با این جانور در تعامل است، طوری که اگر از افراد سؤال شود چه چیز خیر است، هر کس مبتنی بر نقش و عملکرد خود پاسخ می‌دهد: برای یکی شانه کردن موی جانور است، برای دیگری خاراندن پوست او و برای سومی تمیز کردن ناخن اوست. بدین ترتیب،‌ انسان‌ها امکان شناسایی خیر راستین را از دست می‌دهند. سیمون وی ریشهٔ همهٔ نابخردی‌ها و بی‌عدالتی‌ها را در همین استعاره می‌دید. انسان در چنگ تقدیر اجتماعی چیزی جز ستایشگر ناآگاه «جانور بزرگ» نیست.
khorasani
۰
امروزه، تحلیل‌های اجتماعیِ سیمون وی با مثال‌های تازهٔ بی‌شماری قابل‌تأیید است؛ اغلب این‌گونه نقل می‌شود که کشورهای توسعه‌نیافته، فقط به قیمت پذیرش نظام‌های تمامیت‌خواه، می‌توانند صنعتی شوند. برای مثال، کشور چین برای تفکر سیمون وی اطلاعات و مطالب زیادی دارد.
khorasani
۰
«توجه تام و محضْ نیایش است».
khorasani
۰
ممکن است نظم روزمرهٔ زندگی به نظر ما طبیعی و همیشگی باشد، اما در واقع، این نظم مانند دکور مقوایی صحنهٔ تئاتر شکننده و گول‌زننده است. ممکن است به یک‌باره، در چشم بر هم زدنی، فروریزد و نابود شود؛ شرایط ما متزلزل است، حتی ادب معمول انسان نیز ممکن است در یک لحظه از هم پاشیده و نابود شود: «نزدیکی مرگ، شرم خفت را از میان برمی‌دارد. مردان و زنان به‌محض اینکه دریابند زمان اعدام آنها را آدم چاق و کوتاه‌قدی با چکمه‌های براق و شلاق به دست تعیین کرده است، تغییر می‌کنند. در برابر چشم همگان، روی تکه‌زمینی کوچک، محصور با سیم‌خاردار، با هم درمی‌آمیزند - آخرین منزلگاه‌شان روی زمین».