*
میخواهم بنویسم. میخواهم بنویسم و بنویسم و بنویسم. میخواهم آنقدر پول درآورم تا بتوانم هدیههای قشنگ برای استلا بخرم. خواستهٔ قلبیام این است که هدیههای قشنگی به استلا بدهم، هدیههایی در حدواندازهٔ زیبایی او. شک دارم دیگر بتوانم دل استلا را بهدست بیاورم، اما امیدوارم و دعا میکنم که دستکم بتوانم هدیههای قشنگی به او بدهم تا خوشحالش کنم، حتا اگر من آن کسی نباشم که بتواند خوشبختش کند. تنها چیزی که از زندگی میخواهم این است که استلا را خوشبخت کنم، و در برابرِ خطراتِ جنگل از او محافظت کنم، و همیشه مراقبش باشم. جین، تو را به خدا، این خواسته و توقعِ زیادی است؟ جین، نمیتوانم تنها زندگی کنم. باید زندگیام را به پای کسی بریزم. لطفاً از خدا بخواه بر من رحمت آورد.