
Eli N
۱۳۸
استعارهها را به کار میگیری تا روحت را آزاد کنی
به فکر دیگران باش
کسانی که حقشان را از واژهها نگرفتهاند
A~
۷۲
اشتیاق رنگ سفید
در توصیف غنچهٔ بادام
به برف و پنبه شباهت ندارد
اگر نویسندهای بتواند
قطعهای در توصیف غنچهٔ بادام بنویسد
همهٔ مردم خواهند گفت:
این همان است که میخواستیم
این قطعه
سرود ملی ما است
Mohammad
۶۷
به جای خالی اشیاء نگاه کردم، هیچ ردی از من نبود ... شاید هرگز اینجا نبودهام.
هیچ عکسی در آیینه نیست.
با خود اندیشیدم: من کجا هستم؟
مادربزرگ💝
۶۱
اگر به گلی نگاه کردی و بدون آنکه احساسی در تو برانگیزد
شادمان شدی، به قلبت بگو: سپاسگزارم
اگر صبح بیدار شدی و دیدی هیچکس دور و برت نیست
و هیچکس چشمانت را نمیمالد، به بینایی بگو: سپاسگزارم
اگر حرفی از حروف نامت و نام وطنت را به خاطر آوردی
پسر خوبی باش!
به پروردگارت بگو: سپاسگزارم
ادریس
۴۹
در رختخوابت دراز میکشی و ستارهها را میشماری
به دیگران بیندیش
مردمی که جایی برای خواب ندارند
Mohammad
۴۹
یکی از ویژگیهای دیده نشدن این است که میبینی اما نمیبینی
Mohammad
۳۹
پیروز نشد که بمیرد
نشکست تا زندگی کند
مسلم عباسپور
۳۷
صبحانهات را که روی میز میگذاری، به فکر دیگران باش
غذای کبوتران را فراموش نکن
به جنگ میروی
به دیگران فکر کن
به یاد بیاور مردمی را که دوستدار صلحاند
وقتی که قبض آب را پرداخت میکنی به کسانی فکر کن که ابرها را میمکند
به خانه برمیگردی، به خانهٔ خودت.
به دیگران فکر کن
به مردمی که در خیاباناند
در رختخوابت دراز میکشی و ستارهها را میشماری
به دیگران بیندیش
مردمی که جایی برای خواب ندارند
مادربزرگ💝
۳۶
هنوز امیدی هست که از شنها بیرون بیایم
ادریس
۳۱
با خودت بگو: ای کاش شمعی در دل تاریکی بودم
میمی
۲۴
با خود میگویم: شاید کسی که منتظرش هستم، منتظرم باشد
پارسا رندان
۲۲
استعارهها را به کار میگیری تا روحت را آزاد کنی
به فکر دیگران باش
کسانی که حقشان را از واژهها نگرفتهاند
مَریچه
۲۱
اگر گلی پژمرد
بهار احساس وظیفه نمیکند که برایش گریه کند.
اگر بلبل لال شود
قناری به جایش آواز خواهد خواند
و اگر ستارهای بیفتد
به جایی از آسمان برنمیخورد ...
pejman
۱۸
اشتیاق آتشین ما برای زندگی
از عشق و مرگ، قدرتمندتر است
حتی اگر دلیلی برای زندگی نداشته باشیم
Pooria Mardani
۱۸
پشت این خشکسالی
خشکسالی است
M.SH
۱۷
وقتی مدتها به غنچهای خیره میشوی
که دیوار را شکافته و سر برآورده
و با خود میگویی:
هنوز امیدی هست که از شنها بیرون بیایم
یعنی قلبت سبز شده است
Sophie
۱۷
در خانه مینشینم، نه شادم
نه غمگین
برایم اهمیتی ندارد بدانم که واقعاً خودم هستم
یا هیچکسی نیستم
مائده📚
۱۷
به فکر خودت باش
با خودت بگو: ای کاش شمعی در دل تاریکی بودم
vafa
۱۷
اگر حرفی از حروف نامت و نام وطنت را به خاطر آوردی
پسر خوبی باش!
به پروردگارت بگو: سپاسگزارم
نجلا
۱۷
و دنیایی که بر اجسام کشتگان شناور است
ترنج
۱۶
به فکر خودت باش
با خودت بگو: ای کاش شمعی در دل تاریکی بودم
محمدعلی وفا
۱۲
وقتی مدتها به غنچهای خیره میشوی
که دیوار را شکافته و سر برآورده
و با خود میگویی:
هنوز امیدی هست که از شنها بیرون بیایم
یعنی قلبت سبز شده است
وقتی بانویی را به سیرک میبری
در روزی که به زیبایی یک تابلوی نقاشی است
و از رقص اسبها به شور میآیی و فریاد میکشی
یعنی قلبت قرمز شده است
وقتی ستارهها را میشماری
و هنوز به ستارهٔ سیزدهم نرسیده
مانند کودکان
در لاجوردی شب به خواب میروی
یعنی قلبت سفید شده است
وقتی راه میروی
و رویا را نمیبینی
که مانند سایهای رویاروی تو راه میرود
یعنی قلبت زرد شده است...
Maria
۱۲
اگر بلبل لال شود
قناری به جایش آواز خواهد خواند
و اگر ستارهای بیفتد
به جایی از آسمان برنمیخورد ...
مَریچه
۱۱
اگر در خیابانی قدم زدی که به پرتگاه نمیرسد
به کسانی که زبالهها را جمع میکنند، بگو: سپاسگزارم
اگر زنده به خانه برگشتی، مانند قافیهها که در پایان بیت میآیند
به خودت بگو: سپاسگزارم
اگر چیزی را انتظار میکشیدی و توقعت برآورده نشد. فردای همان روز برگرد که ببینی کجا بودهای، و به پروانه بگو: سپاسگزارم
اگر با تمام توان فریاد زدی، و پژواک صدایت آمد: «چه کسی اینجاست؟»
به هویت بگو: سپاسگزارم
اگر به گلی نگاه کردی و بدون آنکه احساسی در تو برانگیزد
شادمان شدی، به قلبت بگو: سپاسگزارم
اگر صبح بیدار شدی و دیدی هیچکس دور و برت نیست
و هیچکس چشمانت را نمیمالد، به بینایی بگو: سپاسگزارم
اگر حرفی از حروف نامت و نام وطنت را به خاطر آوردی
پسر خوبی باش!
به پروردگارت بگو: سپاسگزارم
Marziyyehh
۱۱
ای زندگی، آرام قدم بردار، بگذار نگاهت کنم
با همه کاستیهای پیرامونمان
چقدر فراموش کردم تو را
آنگاه که در آغوشت
به دنبال خودم و تو میگشتم و هرگاه رازی از تو دریافتم با خود گفتم:
چقدر نمیشناسمت
به نیستی بگو: مرا کم گذاشتهای
و من بودهام که تو را کامل کنم
melika
۱۱
با خودت بگو: ای کاش شمعی در دل تاریکی بودم
Elham jannesari
۱۰
گفتند: عشق قدرتمند است
مانند مرگ/
گفتم: اشتیاق آتشین ما برای زندگی
از عشق و مرگ، قدرتمندتر است
حتی اگر دلیلی برای زندگی نداشته باشیم/
صدای ساز سوگواریمان را کم میکنیم
تا در پایکوبی همسایگانمان شریک باشیم ...
زندگی ساده است
و حقیقت همچون غبار
Hakime Zare
۹
نصیبی از پیروزی نخواهند برد
وحشیهایی که به سوی ما لشگرکشی کردهاند
سحرگاه که برای وطن جشن میگیریم
کتابها مرا صدا میزنند...
۸
در گوشهٔ این قهوهخانه فراموش شدهای
و چقدر آزادی
سپیده اسکندری
۸
[مرگ دلایل زیادی دارد که سختی زندگی یکی از آنهاست]