
کتاب حرکت در مه
چگونه مثل یک نویسنده فکر کنیم
پدیدآورندگان:
محمدحسن شهسواریانتشارات:
نشر چشمه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
A oldman
۸۳
«ده سال طول میکشد تا یکشبه موفق شوید.»
A oldman
۴۵
صادق هدایت را خوانندگانْ نویسندهٔ معروفی نکردند؛ مجتبی مینوی از طریق بیبیسی این کار را کرد.
A oldman
۳۸
رمانهای ایرانی (بهخصوص در دو دههٔ گذشته) بیشتر دلنوشته هستند تا
متن ادبی. نویسندگانی خسته و بیهدف که ناشرانی را مجاب کردهاند تا خاطرههایی را به عنوان رمان چاپ کنند.
A oldman
۳۷
باید ده هزار ساعت تمرینِ نوشتن کرده باشد. پس اگر بخواهیم ادبیاتی در سطح جهان بیافرینیم، باید در فاصلهٔ بین شانزده تا بیست و هفتسالگی روزی نُه ساعت تمرین نوشتن کنیم؛ و مثل روز روشن است که چنین نیست. پس بدیهی است که ادبیاتی بسیار پایینتر از سطح شاهکارهای جهانی داشته باشیم. که داریم.
A oldman
۲۷
خواهش میکنم شما هم از این به بعد خودتان را دستمایهٔ شوخی آدمهای باهوش قرار ندهید و نگویید که فلان اثر بیمحتواست. عاقل باشید و بگویید «فلان اثر فلان محتوا را دارد، اما بهنظر من و به این دلایل، محتوایی است بهدردنخور، دمدستی، محافظهکارانه یا ارتجاعی.»
A oldman
۲۷
بسیار گفته شده که «میان واقعیت و داستان تفاوت قایل شوید.» اما حقیقت این است که چیزی جز داستان وجود ندارد. در واقع، واقعیات یعنی داستانِ ما از واقعیات.
کاربر ۱۰۰۰۷۳۱
۱۶
مشکلِ اصلیِ نویسندگانِ ما ندانستن تکنیکها و قواعدِ نویسندگی نیست؛ شیوهٔ زندگی کردن و اندیشیدن همچون یک نویسنده است
A oldman
۱۲
وقتی زبانِ یک فرهنگ زنده بماند، تفکرِ آن هم پویا میشود؛ و وقتی شیوهٔ تفکر ملتی تحرک داشته باشد، در کردار هم شاد، سرزنده و روشن میماند.
A oldman
۱۱
حکایتی است معروف از جویس که هنگام نوشتن بیداری فینیگانها صفحات رمانش را به مترجم فرانسهاش، که اتفاقاً بسیار فاضل و باسواد بود، میداده تا بخواند. هر جای رمانش را که این مرد صبور میفهمیده، آنقدر تغییر میداده تا نفهمد
صدیقه
۱۱
گاه میپندارم که تنها عرصهٔ آزادی در سراسر تاریخ بشر، که عرصهٔ تاختوتاز همهٔ بایدها و نبایدهای ایدئولوژیهاست، عرصهٔ آفرینش هنری است.
A oldman
۷
تکنیک بدون دانستن تئوری به ابزاری میماند که آن را در اختیار داریم اما سر درنمیآوریم دقیقاً باید با آن چه کنیم. مثلاً برای خودِ من گاه پیش آمده که سنجاققفلی را به جای خلالدندان به کار بردهام. بعضی وقتها همان کارکرد را داشته اما یکبار هم باعث شد کارم به متخصص لثه و جراحی بکشد.
little miss
۷
ورزش تقریباً به اندازهٔ مواد مخدر دوپامین در بدن آزاد میکند.
محمد علی بخشی
۶
افلاتون معتقد بود که وصل موجبِ مرگ عشق است زیرا انسانها ذاتاً خودخواهاند. یعنی بهمحض ازدواج عاشق و معشوق، عشق از میان آنان رخت برمیبندد.
صدیقه
۴
همان جایی که شکستن قواعد، تمسخرِ بایدها و نبایدها و به چالش کشیدن پیشانی عبوس هژمونی کمترین هزینه را دارد؛ و شاید راز پدید آمدن هنر و ماندگاریاش همین باشد.
F.saljoughi
۴
تاریخ مضمونْ تاریخ خطی نیست، دایرهوار است. این همان عمق دادن به اثر ادبی است. اینکه رماننویس تا چه حد یک مضمون را بکاود، بستگی چندانی ندارد به اینکه در چه زمانی زندگی میکند. هنوز هیچ نویسندهٔ ایرانیای نتوانسته پسرکشی (بنیادیترین مضمون زندگی اجتماعی ایرانی) را به قوت فردوسی بکاود. هزار سال از آن زمان گذشته است.
F.saljoughi
۴
خاطرتان باشد که ادبیاتِ آشنازدا برای تفکر هر ملت حکم اکسیژن را دارد برای خون انسان. چرا که افکار شما را تازه میکند و به شما حس زنده بودن میبخشد. زمانی که اندیشمندان، هنرمندان و ادیبان کشوری بتوانند با ذهنی باز زبان را به اختیار عقاید زنده و جدید درآورند روح ملت تازه میماند و دیگر بهسختی در قید تفکر بیگانه میافتد.
محمد علی بخشی
۴
اندیشمند دیگری هم هست به نام آلفرد آدلر. آدلرِ روانشناس معتقد بود که وصل موجبِ قوام عشق است زیرا انسانها ذاتاً دیگرخواهاند.
Hiru ARV
۴
احساساتی یعنی کسی که متلوّن است و از نظر ما مدام نظرش را در مورد چیزها عوض میکند. درحالیکه او «نظرش» را دربارهٔ چیزها عوض نمیکند، بلکه احساسش در مورد چیزها عوض میشود. به عبارت دیگر، فرق اساسیاش با آدم احساسی و متفکر این است که نه براساس تحلیل دادهها عمل میکند نه براساس ارزشهایش که نقطهٔ نهایی آن از عقل میگذرد. بلکه دقیقاً براساس حسهایش تصمیم میگیرد یا واکنش نشان میدهد.
نابغه
۳
خودتان را دستمایهٔ شوخی آدمهای باهوش قرار ندهید و نگویید که فلان اثر بیمحتواست. عاقل باشید و بگویید «فلان اثر فلان محتوا را دارد، اما بهنظر من و به این دلایل، محتوایی است بهدردنخور، دمدستی، محافظهکارانه یا ارتجاعی.»
Ll PARADO LI
۳
اگر نمیدانی آدم برونگرا به چه چیزی فکر میکند، حتماً گوش ندادهای یا به اعمالش دقت نکردهای؛ و اگر نمیدانی آدم درونگرا به چه چیزی فکر میکند، حتماً نپرسیدهای یا به اندازهٔ کافی صبر نکردهای
F.saljoughi
۱
حکایتی است معروف از جویس که هنگام نوشتن بیداری فینیگانها صفحات رمانش را به مترجم فرانسهاش، که اتفاقاً بسیار فاضل و باسواد بود، میداده تا بخواند. هر جای رمانش را که این مرد صبور میفهمیده، آنقدر تغییر میداده تا نفهمد.
F.saljoughi
۱
فضاحت دو جنگ عالمگیر، مثل هر ناامیدی بزرگ دیگر، دو سو داشت. اساساً انسانها پس از شکستها دو گونه رفتار میکنند: یا افسرده و ساکن میشوند، که نتیجهٔ آن در ادبیات میشود خردهپیرنگ؛ یا به خوشباشی، تحرک و لذت رو میآورند، که نتیجهاش میشود پیرنگ ژانری.
F.saljoughi
۱
زبان هم وقتی به یک شکل تکرار شود، هویت خود را از دست میدهد. اتفاقاً ادبیات در هر فرهنگ و تمدنی به این دلیل اهمیت حیاتی دارد که زبان را با تغییرات مداوم زنده نگه میدارد. وقتی زبانِ یک فرهنگ زنده بماند، تفکرِ آن هم پویا میشود؛ و وقتی شیوهٔ تفکر ملتی تحرک داشته باشد، در کردار هم شاد، سرزنده و روشن میماند.
F.saljoughi
۱
زبانِ گفتار همیشه زندهتر و انعطافپذیرتر از زبان نوشتار است. انسانها در زبان گفتار کلمات یا تعابیری را که به دردشان نخورد خیلی زود کنار میگذارند و کلمهها و تعابیری را میسازند یا زنده میکنند که به کارشان بیاید. زبان گفتار چون در جایی ضبط نمیشود، ممکن است خیلی زود از بین برود، اما دقیقاً به همین دلیل که ضبط نمیشود، از خطر کهنه و فرسوده شدن دور میماند.
Sajjad Bagherzadeh
۱
کتاب هنر شناخت مردم نوشتهٔ پل دی. تیگر و باربارا بارون ـ تیگر، ترجمهٔ محمد گذرآبادی، نشر هرمس
محمد علی بخشی
۱
گاه میپندارم که تنها عرصهٔ آزادی در سراسر تاریخ بشر، که عرصهٔ تاختوتاز همهٔ بایدها و نبایدهای ایدئولوژیهاست، عرصهٔ آفرینش هنری است. همان جایی که شکستن قواعد، تمسخرِ بایدها و نبایدها و به چالش کشیدن پیشانی عبوس هژمونی کمترین هزینه را دارد؛ و شاید راز پدید آمدن هنر و ماندگاریاش همین باشد.
محمد علی بخشی
۱
میزانسن، دکوپاژ، تدوین و... از اجزاء اختصاصی ساختار دراماتیک سینما هستند. در مقابل، زبان، پاراگرافبندی و فصلبندی از اجزاء اختصاصی ساختار دراماتیک داستاننویسیاند. برخی از اجزاء ساختار دراماتیک نیز در هر دو مشترک است؛ مانند زاویهدید، دیالوگ، ریتم و... با این توضیحِ بدیهی که شیوهٔ ارائه و کارکرد هر یک از آنها در هر هنر به گونهای متفاوت است.
محمد علی بخشی
۱
صادق هدایت را خوانندگانْ نویسندهٔ معروفی نکردند؛ مجتبی مینوی از طریق بیبیسی این کار را کرد. هوشنگ گلشیری را هم بهمن فرمانآرا با فیلم شازده احتجاب. خودِ گلشیری هم وقتی به نهاد تبدیل شد، همین کار را با بهرام صادقی کرد.
محمد علی بخشی
۱
محافل فقط خردهپیرنگ را قدر میدانند. هنوز هم به دلیل قدرت محفلها، خیلیها گمان میکنند که صادق هدایت، هوشنگ گلشیری و بهرام صادقی نویسندگان بزرگتری هستند از احمد محمود، سیمین دانشور و اسماعیل فصیح. نویسندگانی که بیشتر به اشتراکات پلات بزرگ نظر داشتند تا افتراق آن. در جامعهای که احمد محمود با حداقل چهار رمان درجهیک، نویسندهای کوچکتر شمرده میشود از بهرام صادقی با یک مجموعه داستان (با نهایت پنج داستان خوب) و یک داستان بلندِ کمی بهتر از متوسط، دیگر تکلیف ژانرنویس معلوم است
saeed
۱
«افراد متخصص نهتنها به دنبال ایدههای جدید نمیروند، بلکه بهشدت نسبت به ایدههای جدید حساساند و آنها را به باد انتقاد میگیرند. به هر میزان عمیقتر وارد مبحثی شوید، به همان میزان سختتر میتوانید تغییر در آن را بپذیرید و معمولاً نسبت به تغییر بدبین هستید