میخواهم گنجینههایی از واژهها را به تو هدیه دهم
که پیش از این به هیچ بانویی هدیه نشدهاند
و بعد از تو
به هیچ بانویی هدیه نخواهند شد.
ای تو بانویی که
قبل از او هیچ نیست
و بعد از او هیچ نیست.
میخواهم به آن پلکهای خستهٔ تو بیاموزم
تا نام مرا هجی کنند
و نوشتههایم را بخوانند.
میخواهم
تو را الفبای زبان بسازم.