
AS4438
۲
آنانکه از هیچ سر برمیآرند و میکوشند هرآنچه را در سرشان میگذرد وصف کنند مُشتی خوکند.
AS4438
۲
آخر بخت و اقبال را که نمیتوان تغییر داد، یا هست یا نیست. اگر هست، راهی برای تغییرش نیست، و اگر نیست، به پرندگانی میمانیم در توفان شن،
او و دوستانش
۲
گفت داری عقلت را از دست میدهی.
پرسیدم به نظرش خوب است یا بد. گفت همیشه بد است، مگر در مواردی حاد، آنگاه که دیوانهشدن بهنوعی گریزی باشد از دردی تحملناپذیر.
Sajedeh
۱
چون کسی که صبر میکارد، یأس درو میکند
Sajedeh
۱
با اینهمه آدم سادهدلی بودم، وگرنه پر میگرفتم و به اوج میرفتم و همهچیز طور دیگری میشد.
مُبی
۱
همواره در درونم سرگرم فکرکردن به آینده بودم، طوری که دیگر زمان حال هم بخشی از آینده شده بود
Sajedeh
۰
از آن به بعد روزها تغییر کردند. منظورم گذر روزهاست. منظورم آن چیزیست که روزی را به روز دیگر پیوند میدهد و درعین حال مرز میانشان را معین میکند.
Sajedeh
۰
یکی دوباری حس کردم نیمچه لبخندی بر لبانش نشسته و حتی گاه لبخندی تمام. آنموقع بود که فهمیدم (گرچه درواقع همیشه میدانستم) من و برادرم در این دنیا تنهاییم.
Sajedeh
۰
کار به جایی رسید که خیال کردم بهزودی میمیریم.
اما زندگی ما بر اساس معیارهایی ادامه یافت که پیش از مرگ پدر و مادرمان بنا شده بود.
Sajedeh
۰
اکثر آگهیدهندگان پی روسپی بودند، چه آشکارا و چه در خفا.
Sajedeh
۰
اما دیگر آنها را فراموش کردهام و ترجیح میدهم زحمت اضافه به خودم ندهم تا به خاطر بیاورمشان.
Sajedeh
۰
سرآخر به او گفتم آینده برایم اهمیتی ندارد. صرفآ فکرهایی به مغزم خطور میکند، ولی وقتی فکرش را میکنم، میبینم آنها ابدآ رو به سوی آینده ندارند.
Sajedeh
۰
در معنای عبارت «تغییر اقبالمان دقیق میشدم. هرقدر سبکسنگینش میکردم، باز هیچ معنایی برایم نداشت؛ آخر بخت و اقبال را که نمیتوان تغییر داد، یا هست یا نیست.
امیر. م
۰
بهترین کار این است که به اینجور چیزها فکر نکنیم. آنها رخ میدهند، خود را به ما میسایند، میروند، یا که رخ میدهند، خود را به ما میسایند، ما را گرفتار خود میکنند و بهترین کار همواره فکرنکردن است.
Saeed Hoseinikhoo
۰
گفت داری عقلت را از دست میدهی.
پرسیدم به نظرش خوب است یا بد. گفت همیشه بد است، مگر در مواردی حاد، آنگاه که دیوانهشدن بهنوعی گریزی باشد از دردی تحملناپذیر.
