
re8za8
۱۱
آه، چه شبهایی را که به تأمل در اشکهایم گذراندم. دریغ که بهندرت به نتیجهای رسیدم.
AS4438
۶
ما درماندگان میخواستیم فریاد سردهیم، لیک فریادرسی نبود.
ابوالفضل منفرد
۳
آدمی تن به خطر میدهد. این یک حقیقت محض است. آدمی تن به خطر میدهد و بازیچهٔ دست سرنوشت میشود، حتی در نامحتملترین مکانها.
تام ریدل
۳
اما من آینده را هم میدیدم و کسی که آینده را میبیند بهای گزافی میپردازد،
ابوالفضل منفرد
۱
عشق هرگز چیز خوبی در خود ندارد، بلکه همواره چیز بهتری با خود میآورد. اما «بهتر» گاه میتواند به معنی «بدتر» باشد، خاصه اگر زن باشی
ابوالفضل منفرد
۱
من چشم به گذشته داشتم و کسی که چشم به گذشته دوخته باشد بهایی نمیپردازد. اما من آینده را هم میدیدم و کسی که آینده را میبیند بهای گزافی میپردازد، گاه زندگیاش را و گاه خردش را.
re8za8
۰
بهراستی کدام عشق دوام میآورد، اگر نتوان معشوق را بوسید؟
تام ریدل
۰
آنگاه دریافتم که کتابها لقمهٔ چربی در دهان گردوخاکند (دریافتم، اما نپذیرفتم).
تام ریدل
۰
دمی با واژگانی تنها میشدم که درخشش و اندوه جوانی سترونشان کرده بود، دمی تنها با خردهشیشههای آینهای ارزان و شکسته، و خود را دیدم، بهتر است بگویم در میان خردهشیشهها پی خود گشتم، و خویشتن را یافتم!
