جملات زیبای کتاب زن زیادی | طاقچه
تصویر جلد کتاب زن زیادی
off
٪۳۰

کتاب زن زیادی

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۹۶۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
جلال آل احمد
انتشارات: 
انتشارات نگاه
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Amir
۳۵۰
در مملکت آدم‌های مفنگی، یکی دکترها کار و بارشان خوب است؛ یکی هم مرده شورها.
انجم شعاع
۱۷۹
- آقای دکتر چرا این دستگاه‌تان این قدر گنده است؟ خنده‌ای زیرکانه کرد و گفت: - برای این که مردم باورشان بشه.
Seyyed Tabatabaei
۱۵۳
مردم هر چه بیش‌تر مفنگی باشند به طبیب بیش‌تر احتیاج دارند. در تمام این شهر شاید بیست تا کلوپ ورزش بیش‌تر نباشد، اما چند تا مطب هست؟
"Shfar"
۱۴۷
این دله دزدی‌ها به این زودی ازین خراب شده ریشه کن نمی‌شود.
" بامِ آسمون "
۱۳۴
آدم خودش باید فکر خودش باشد.
" بامِ آسمون "
۱۰۶
در مملکت آدم‌های مفنگی، یکی دکترها کار و بارشان خوب است؛ یکی هم مرده شورها.
" بامِ آسمون "
۸۶
بدبختی این جاست که هر سال داوطلب طب بیش‌تر هم می‌شود آقا! - البته باید هم همین طور باشد. مردم هر چه بیش‌تر مفنگی باشند به طبیب بیش‌تر احتیاج دارند. در تمام این شهر شاید بیست تا کلوپ ورزش بیش‌تر نباشد، اما چند تا مطب هست؟
Seyyed Tabatabaei
۵۷
در مملکت آدم‌های مفنگی، یکی دکترها کار و بارشان خوب است؛ یکی هم مرده شورها.
faezeh.kh
۴۹
این دله دزدی‌ها به این زودی ازین خراب شده ریشه کن نمی‌شود.
{ آیه راد } کتاب نخوان همیشگی :)
۴۹
شاید فکر کنید که خدادادخان از داشتن چنین زن خوب و فهمیده‌ای که ماهی هزار تومان حقوق می‌گیرد بسیار خوشبخت است.
{ آیه راد } کتاب نخوان همیشگی :)
۴۴
کم‌کم پی برده‌است که مهم، فهمیدن یا نفهمیدن طرف نیست. طرف می‌خواهد بفهمد، می‌خواهد نفهمد.
asma
۲۵
این قلب پدرسگ صاحاب داشت از کار می‌افتاد.
"Shfar"
۲۱
در مملکت آدم‌های مفنگی، یکی دکترها کار و بارشان خوب است؛ یکی هم مرده شورها.
معصومه
۲۰
هر چیز که به زبان گویی از روح برداشته‌ای، اما هرچیز که به قلم نویسی بر روح نهاده‌ای.
foroq
۱۸
اصلاً لغت «فداکاری» را برای چه در فرهنگ‌ها نوشته‌اند؟
keep
۱۸
هنوز نمی‌دانست که شوهر ایده‌آلش چه خصوصیاتی باید داشته باشد. ولی حالا که از شوهر اولش طلاق گرفته بود و آسوده شده بود می‌دانست که شوهر ایده‌آلش چه خصوصیاتی را نباید داشته باشد.
Amir Salahi
۱۷
«با گذشته‌ها باید برید و به آینده پیوست».
" بامِ آسمون "
۱۵
. از تو هرکس چیزی می‌طلبد: یکی کتاب، یکی شعر، یکی مدح، یکی طلسم، یکی دعا، یکی ناسزا، یکی سحر، و یکی باطل سحر. ۲۵. در آن منگر که دیگری از تو چه می‌طلبد، به آن بنگر که دل تو از تو چه می‌طلبد.
اقلیت
۱۴
- من مگر چرا آمدم رشته‌ی تخصصی‌ام را ول کردم و معلم نقاشی شدم؟ بله؟ برای این که پنج سال یا هفت سال یک مطلب معین را به مغز کره‌خرهای مردم فرو کردن، بحث و مطالعه را برای ابد رها کردن، و حتی برای تدریس احتیاجی به مطالعه و تعمق نداشتن، و همان تنها اره و تیشه‌ای را که توی دانشسرا به دستمان داده‌اند روی مغز هر بچه‌ای به کار انداختن، این یا آدم را دیوانه می‌کند یا احمق.
اقلیت
۱۴
او همیشه از سجل و دیپلم و سواد مصدق و معرفی نامه و این نوع نشانه‌ها و انگ‌ها بدش آمده بود. همه‌ی این انگ‌ها برای او مثل خرمهره‌ای بود که گاو ماده‌ی «کل قربان علی» را از دیگر گاوها مشخص می‌کند. مثل انگی بود که روی بسته‌های قماش می‌زنند یا روی صندوق پرتقال که «پرتقال شهسوار فرمایش حاج عبدالصمد مامقانی.» مثل داغی بود که روی کفل اسب‌های نظامی می‌زنند... این نشانه‌ها و انگ‌ها همیشه برای او حاکی از چیزی خالی از انسانیت بود. و آن‌ها را کوششی برای پست کردن آدم‌ها می‌دانست.
کارن
۱۱
۱۲. زینهار تا کلام را به خاطر نان نفروشی و روح را به خدمت جسم در نیاوری.
Helia
۱۱
بعدالعنوان، تاکنون ضمن اسفار عهد جدید رساله‌ای به این عنوان از پولوس رسول دیده نشده بود و در ذیل اناجیل اربع، فقط به ذکر سیزده رساله ازین رسول ـ که حورای ممتاز امم و قبایل بود ـ اکتفا شده بود که این رسایل سیزده‌گانه به‌ترتیب خطاب به رومیان، قرنتیان (دو رساله)، غلاطیان، افسسیان، فلیپیان، کولوسیان، تسالو نیکیان (دو رساله)، تیمو تاووس (دو رساله)، تیطوس و فلیمون است
جو مارچ
۱۰
و بدبختی این جاست که هر سال داوطلب طب بیش‌تر هم می‌شود آقا! - البته باید هم همین طور باشد. مردم هر چه بیش‌تر مفنگی باشند به طبیب بیش‌تر احتیاج دارند. در تمام این شهر شاید بیست تا کلوپ ورزش بیش‌تر نباشد، اما چند تا مطب هست؟ و چون کسی جوابی ندارد، خود معلم ورزش افزود: - سه هزار و پانصد مطب هست. ملتفت هستید؟ سه هزار و پانصدتا!
zeynab_m91
۹
و من چه‌طور می‌توانستم برای‌شان بگویم که هیچ طور نشده؟ نه دعوای، نه حرف و سخنی، نه بگو و بشنوی؟ گریه‌ام که آرام شد گفتم باهاشان دعوا کرده‌ام. به خودش و مادر و خواهرش فحش داده‌ام و اله و بله کرده‌ام. و همه‌اش دروغ! چه طور می‌توانستم بگویم هیچ خبری نشده
" بامِ آسمون "
۹
در مملکت آدم‌های مفنگی، یکی دکترها کار و بارشان خوب است؛ یکی هم مرده شورها.
Amir
۹
وقتی در مملکتی قصاص قبل از جنایت می‌کنند، پس جنایت را هم پس از قصاص می‌شود مرتکب شد؛ و اگر قرار است به خاطر گناهی که آدم نکرده است کیفری ببیند، ناچار خود گناه را هم پس از چشیدن کیفر باید بکند تا حسابش پاک باشد.
mah abadi
۹
بعد کتاب‌دار مدرسه آمد که ریزه بود و سر بی‌مویی داشت و به عجله راه می‌رفت و هرهر می‌خندید و به جای سلام، به هر کس که رو می‌کرد نیشش تا بنا گوش باز می‌شد.
" بامِ آسمون "
۸
هر چیز که به زبان گویی از روح برداشته‌ای، اما هرچیز که به قلم نویسی بر روح نهاده‌ای.
منتظر
۸
شوهرم هم که دست‌وردار نیست و تازه به کله‌اش زده که دوا و درمون پیش این دکترا فایده نداره. می‌خواد ورم‌داره ببره فرنگستون. ـ واه! واه! سر برهنه تو دیار کفرستون! همینت مونده که تن و بدنت رو بدی به‌دست این کافرهای خدانشناس؟ تازه مگه خیال می‌کنی چه غلطی می‌کنن؟ فوت و فن کار همشون پیش خودمه. نطفه‌ی سگ و گربه‌رو می‌گیرن می‌کنن تو شیکم زن‌های مردم.
انجم شعاع
۷
و بعد هم که بزرگ شد، و مثلاً وارد زندگی شد دیگر فرصت نکرده بود مریض بشود.