جملات زیبای کتاب زوربای یونانی | طاقچه
تصویر جلد کتاب زوربای یونانیsubscriptionAvailable

کتاب زوربای یونانی

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۲۱۸ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Hamed.a
۱۲۹
«زندگی سراسر دردسر است، ولی مرگ چنین نیست. اصلاً می‌دانی، زندگی کردن یعنی چه؟ یعنی اینکه کمرت را محکم ببندی و به دنبال دردسر بدوی.»
MoonRiver
۱۱۱
نه هفت طبقه آسمان و نه هفت طبقه زمین برای جا دادن خداوند کافی نیست، ولی قلب انسان به‌تنهایی می‌تواند او را در خود جای دهد. پس، آلکسیس، خیلی مواظب باش تا هیچ‌گاه دل کسی را نشکنی
سقف پاره کن!
۸۹
هیچ توجه کرده‌اید که ریزش بارانی ملایم تا چه حد غم و اندوه انسان را شدیدتر و جانکاه‌تر می‌سازد؟ کلیه خاطرات تلخ مکنون در اعماق ذهن در برابر انسان مجسم می‌شود: دوری و هجران دوستان؛ لبخند محو شده زنان؛ امیدهای شیرینی که چون بید بال خود را از دست داده‌اند
سقف پاره کن!
۶۵
هنگامی که پیر شدی و دندان‌هایت ریخت گفتن اینکه بچه‌ها چه کار می‌کنید؟ آدم که نباید گاز بگیرد آسان است. ولی وقتی سی و دو دندان سالم در دهان باشد... مخصوصا در جوانی، انسان به حیوانی بدل می‌شود! بله، ارباب، وحشی، جانوری آدمخوار.
سقف پاره کن!
۵۵
الان هم شراب می‌خورم و هم سیگار می‌کشم، ولی اسیر و بنده آن نیستم. هر لحظه که دلم بخواهد آنها را کنار می‌گذارم. دیگر اسیر این شهوات نیستم. در مورد وطنم هم همین وضع را دارم. آن‌قدر بدان فکر کردم که سراپا انباشته شدم و حالت استفراغ به من دست داد. از آن پس دیگر اسیر و بنده آن هم نیستم و دیگر ناراحتم نمی‌کند.
سپهر چالاکی
۴۷
«نه هفت طبقه آسمان و نه هفت طبقه زمین برای جا دادن خداوند کافی نیست، ولی قلب انسان به تنهایی می‌تواند او را در خود جای دهد. پس... خیلی مواظب باش هیچ‌گاه دل کسی را نشکنی!»
کاربر ۳۳۳۳۴۸۰
۴۴
وقتی از همه‌سو بد آید و همه‌چیز سر ناسازگاری داشته باشد چه شادی و مسرتی از این بالاتر که انسان روح خود را بیازماید و طاقت و شهامتش را در بوته آزمایش بسنجد.
MGharaje
۳۲
شکرگذاری نسبت به خداوندی که همه چیز دارد ولی ما از گرسنی با مرگ دست به گریبانیم، دیوانگی صرف است.
azar
۳۰
پیله باز شد، پروانه به‌آهستگی از آن بیرون آمد. ولی هیچ‌گاه وحشت خود را از این‌که بال‌هایش چین خورده و چروکیده شده است فراموش نمی‌کنم. پروانه بینوا با بدن لرزان خود می‌کوشید تا مگر بال‌های خود را صاف کند. بار دیگر، روی آن خم شدم و کوشیدم تا مگر، با نفس گرم خود، منظور حشره را برآورم، ولی سعی‌ام بیهوده بود ــ اصولاً هم کارم از ابتدا غلط بوده است. حشره می‌بایست سر فرصت و در موقع معین از محفظه خود خارج شود. در چنین صورتی صاف شدن بال‌هایش هم در برابر حرارت مطبوع و لطیف آفتاب به‌تدریج انجام می‌گرفت؛ ولی حالا دیگر خیلی دیر شده بود. نفس گرم من موجب شده بود که حشره زودتر از موقع ازپیله خارج شود ولی با بال‌های تا خورده و چروکیده. ثانیه‌ای چند نومیدانه، کوشید تا خود را به وضع طبیعی درآورد ولی همان‌جا، بر کف دستم، جان داد. همواره فکر می‌کنم آن جسد کوچک سنگین‌ترین باری است که بر وجدان من سنگینی می‌کند.
yazdaan
۱۹
راهب نفس نفس می‌زد. مکث کرد، چشمانش از حرارت آتش درونی شعله‌ور بود صلیبی بر خود کشید و غرش‌کنان چنین ادامه داد: «اللّه‌اکبر!
Mohamad Mahdavi
۱۹
انسان عجب دستگاه مرموزی است؟ آن را با نان، شراب، ماهی و تربچه پر می‌کنی، آن‌وقت از آن آه، خنده و رؤیا می‌تراود. درست نظیر کارخانه‌ای است. من اطمینان دارم که نوعی دستگاه سینمای ناطق در درون ما وجود دارد.
مهدیه
۱۹
خوشبختی حقیقی یعنی این! آرزویی در دل نداشتن و، در عین حال، دو مرده کوشیدن که گویی هزاران آرزوی برآورده نشده در دل است. دور از مردمان زیستن، به آنان احتیاج نداشتن و، در عین حال، آنان را دوست داشتن
*Eli*
۱۸
«در انسان همه چیز بسته به عقیده است. اگر ایمان داشته باشی تراشه‌ای از یک قاب در پوسیده و کهنه برایت شی‌ء مقدسی می‌شود. اگر ایمان و عقیده نداشته باشی خود صلیب مقدس هم برایت تکه‌چوبی بیش نخواهد بود.»
Rahaaaaa
۱۸
اشکال کار در این است که انسان هنگامی که خوشبخت است بدان وقوف ندارد. تنها پس از آنکه دوران خوشبختی سپری شد ناگاه ــ چه‌بسا، با حیرت و اعجاب ــ به واقعیت پی می‌برد و متوجه می‌شود که تا چه حد خوشبخت بوده است
*Eli*
۱۶
فراموش کردی که دوستان ژاپنی چه می‌گویند؟ چهره را در پشت ماسکی از آرامش و سکون آسمانی پنهان کن. آنچه در پشت ماسک صورت می‌گیرد مربوط به خود ماست و نباید عیان شود.
Enigma
۱۶
طی هزاران سال، در بهاران، پسران و دختران جوانی در زیر شاخ و برگ درختان تبریزی، صنوبر، بلوط، چنار و نخل‌های نازک رقصیده‌اند و، هزاران سال دیگر هم، این رقص ادامه خواهد داشت
rezaat98
۱۵
  زوربای یونانی نیکوس کازانتزاکیس ترجمه محمود مصاحب مؤسسه انتشارات نگاه
SIR_SARAB
۱۳
صدایش می‌لرزید. می‌دانست که برای انسان شرم‌آور است که نتواند احساسات خود را کنترل کند. اشک‌ریزی، گفتن کلمات محبت‌آمیز، اشارات و حرکات آمیخته با اضطراب، ذکر جملات خودمانی، این همه در نظرش نشانه‌های ضعف نفسی بود ناشایسته برای مردان.
کاربر ۳۳۳۳۴۸۰
۱۳
بادبان‌های وصله‌دار قرمز، زرد و سیاه را دیده‌ای که با نخ کلفت به هم دوخته شده و در برابر شدیدترین طوفان‌ها هم پاره نمی‌شود؟ قلب من هم نظیر آن و به همان سختی است. هزاران‌بار جریحه‌دار شده و هزاران‌بار هم وصله خورده. بنابراین، دیگر از چیزی پروا ندارم.
کیارش
۱۳
برای تماشای شهر بیرون رفتم. نه کسی را می‌شناختم، نه فردی مرا می‌شناخت. کاملاً آزاد و تنها بودم. می‌توانستم در خیابان‌ها سوت بکشم، به صدای بلند بخندم، و با خود حرف بزنم.
کاربر ۳۳۷۹۹۱۶
۱۱
گرانبهاترین بذرها یا جوانه نمی‌زنند یا در زیر علف‌های هرز دیگر نابود می‌شوند.
Ahmad rafiee
۱۱
زندگی سخت است حتی مرفه‌ترین زندگی‌ها و زندگی‌های آمیخته با خوشبختی و سرور. لعنت بر زندگی!
mina3062
۱۰
بعضی اشخاص غذا را تبدیل به چربی و کود می‌کنند؛ برخی به کار و نشاط؛ و، به طوری که شنیده‌ام، گروهی هم به آن ماهیتی الهی می‌دهند.
°•sara_hp•°
۱۰
بار دیگر، به حقیقت این گفته قدیمی پی برده بودم که قلب انسان حفره‌ای است پر از خون. آنهایی که دوست داشتیم و اکنون درگذشته‌اند خود را به کنار این حفره می‌رسانند، از خون آن می‌نوشند تا بار دیگر زندگی را بازیابند. هرچه نزد انسان عزیزتر باشند مقدار بیشتری از خون او را خواهد نوشید.
melik
۹
«نه هفت طبقه آسمان و نه هفت طبقه زمین برای جا دادن خداوند کافی نیست، ولی قلب انسان به تنهایی می‌تواند او را در خود جای دهد. پس... خیلی مواظب باش هیچ‌گاه دل کسی را نشکنی!»
*Eli*
۸
هیچ گاه ذره‌بینی را مقابل پرتو خورشید گرفته‌ای؟ ذره‌بین جملگی اشعه خورشید را که بر آن می‌تابد بر نقطه واحدی متمرکز می‌سازد و، زوربا، در نتیجه آن نقطه مشتعل می‌شود. می‌دانی چرا؟ زیرا انرژی متمرکز در آن اشعه متفرق نشده بلکه در نقطه واحدی متمرکز گشته است. در مورد فکر و ذهن آدمی نیز وضع به همین منوال است. انسان هم اگر حواس خود را متوجه موضوع واحدی ــ آری، فقط موضوع واحدی ــ بکند، می‌تواند معجزاتی انجام دهد. متوجه شدی زوربا؟!»
مهدیه
۸
افراد بشر با یکدیگر برخورد می‌کنند و بعد، چون برگ‌های درختی که دستخوش باد پاییزی شده باشد، از هم جدا می‌شوند. انسان بیهوده می‌کوشد تا مگر، تصویری از سیما، اندام یا حرکات کسی که او را دوست دارد، برای همیشه، در ذهن و وجود خویش محفوظ بدارد؛ ولی چند سالی که گذشت حتی به خاطر نمی‌آورد که چشم محبوبش آبی بوده است یا سیاه؟
*Eli*
۷
راهب بزرگ شاگردان را گرد خود جمع کرده چنین می‌گوید: «وای برکسی که در اندرون خود چشمه خوشبختی نداشته باشد! «وای برکسی که بخواهد رضایت خاطر دیگران را فراهم سازد! «وای برکسی که تصورکند این زندگی وزندگی بعدی یکی نیستند!»
MoonRiver
۷
«در انسان همه‌چیز بسته به عقیده است. اگر ایمان داشته باشی تراشه‌ای از یک قاب در پوسیده و کهنه برایت شی‌ء مقدسی می‌شود. اگر ایمان و عقیده نداشته باشی خود صلیب مقدس هم برایت تکه‌چوبی‌بیش نخواهد بود.»
Rahaaaaa
۷
«ترا خدا کارتان را درست انجام دهید. ضربه را درست روی میخ بزنید تا فرو برود. در نظر خداوند نیمه شیطان صد مرتبه از شیطان تمام عیار منفورتر و پلیدتر است.»