جملات زیبای کتاب حیوان را دست کم نگیر | طاقچه
تصویر جلد کتاب حیوان را دست کم نگیرsubscriptionAvailable

کتاب حیوان را دست کم نگیر

نوع کتاب
۲.۷ امتیاز(از ۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
عزیز نسین، ثمین باغچه‌بان
انتشارات: 
انتشارات نگاه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
سمانه انصاف جو
۶
یازده ساله بودم. سگی داشتم که اسمش «تونی» بود. یکی از روزهای تابستان بود. برادرم خیلی شیطانی می‌کرد. مادرم، برادرم را گرفت زیر کتک. تونی که یک گوشه‌ای داشت برای خودش چرت می‌زد، یکهو از جا در رفت و خودش را به مادرم رساند و دامنش را به دندان گرفت و شروع کرد به کشیدن. مادرم ول‌کن نبود. چون از دست برادرم خیلی عصبانی شده بود. تونی که دید این‌طوری نمی‌تواند برادرم را نجات بدهد، خودش را چپاند میان مادرم و برادرم و جداشان کرد. مادرم ناچار شد که برادرم را ول کند.