آنچه بیش از هرچیز غیرعقلانی است باب شدن «تسویه حساب» و مصالحۀ فراگیر و همهجانبه با گناه و جنایات (گذشته) است که درسدن درمورد آشویتس ترتیب داد. در این محاسبه کردنها یا شتابها و تعجیلها برای خلاصییافتن از تأمل در خویش از رهگذر رد و پاسخ به اتهامات وارد شده، امری غیرانسانی نهفته است. یقیناً اعمال نیروی نظامی در زمان جنگ -در شهرهای کاونتری و روتردام- با کشتار سازمانیافتۀ میلیونها انسان بیگناه قابل قیاس نیست. حتی بیگناهی این قربانیان، که واقعیتی یکسره ساده و معقول است، مورد تردید و مناقشه واقع میشود. فضاحت و شناعت تجاوزی که رخ داد انگیزهای شد برای شکلگیری جریان مقصرتراشی و نقدی خود-توجیهگر: یک ذهن راحتطلب خود را با این توجیه تسلی میدهد که اگر قربانیان خود به نوعی فتنهانگیزی نمیکردند چنین رخدادهایی پیشامد نمیکرد