
٪۳۰
کتاب شوهر آهو خانم
پدیدآورندگان:
علیمحمد افغانیانتشارات:
انتشارات نگاه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
min
۱۷۵
خداوند هيچوقت همه آرزوها را يکجا برآورده نمیکند.
hassan 8481 8481
۱۳۵
کسی که دوستيش به ضرر آدم باشد چه بهتر که دشمن باشد.
faezeh
۱۳۵
در روز حساب هم نامه اعمال ما را میخوانند نه نامه افکار ما را.
hassan 8481 8481
۷۵
سه چيز است که بايد زود جلويش را گرفت، درد و قرض و آتش
min
۷۴
ـ پروردگارا، آهو ديگر چه مرادی دارد که از تو بخواهد، يکبار قسمتش کن دستش به قفل امام رضا برسد؛
hiba
۷۱
انسان وقتی چيزی از دستش میرود آنچه برايش مانده است عزيزتر میگردد.
مهدی
۵۵
وقايع را نبايد هرگز همان گونه که پيش میآيند استقبال کرد. حرکت و جنبش اگر همه جا همدم موفقّيّت نيست، سکون و تسليم در عوض همسر مادام العمر ناکامی است؛
faezeh
۴۳
مثلی است معروف، زير ديوار شکسته نخواب و خواب آشفته نبين.
saeedeh
۴۱
اصلاً تو اين را به من بگو، در مملکتی که پايهاش بر اجحاف و تجاوز و غصب گذاشته شده است، هيچ چيزش دليل هيچ نيست، کار توليدی بزرگش دروغ و فساد شده است، نه شرع میشناسد نه قانون، رشوهخواری، حقکشی، کاغذبازی و پاپوشدوزی مثل کچلی تا توی ابرويش پائين آمده است، درستکاری و رفتن از راه راست چه معنی دارد؟
marzie
۳۷
حرکت و جنبش اگر همه جا همدم موفقّيّت نيست، سکون و تسليم در عوض همسر مادام العمر ناکامی است
حسین احمدی
۳۰
من آن وقتها که جوان بودم، دندان در دهانم بود و موهای سرم از سياهی مثل شبق برق میزد اهل اين شيطنتها نبودم؛ حالا که به قول معروف پاتيلم دررفته است چطور ممکن است باشم؟ درست است که او زنی قشنگ، خوش صحبت، و از همه مهمتر مهربان بود؛ امّا امر به تو مشتبَه نشود، خودش يک پا مرد بود؛ زنهای تهرانی همه چنيناند. ضمن مسافرت، من يکی دو جای ديگر با زنهای تهرانی برخورد کردهام؛ از آنها چيزهايی ديدهام که هر کس بشنود باور نمیکند. با زنهای پخمه، توسری خورده و بیدفاع خودمان مثقالی هفت صنّار تفاوت دارند. پُر دربند حجاب نيستند، امّا کيست که بتواند به آنها چپ نگاه کند.
a lovinɡ
۲۵
در زندگی لحظاتی پيش میآيد که انسان نه کسی را دوست دارد نه دلش میخواهد کسی او را دوست داشته باشد؛ از همه چيز و همه کس حتّی از وجود خود بيزار است؛ مثل اين که تمام نيروها و رشتههای زندگی را از او بريدهاند، نه ميل کارکردن دارد و نه اشتهای خوردن؛ دلش میخواهد خاموش و تنها در گوشهای بنشيند و به نقطه ثابتی خيره شود؛ يا اين که صورت اشک آلود خود را در مُتّکا فرو برد و به هيچ چيز نينديشد
"مِشکات"
۲۲
بعضی را عقيده بر آن است که اصولاً سيّدها، که اولاد پيغمبر باشند، به تبع آن حضرت صلوات الله عليه و جانشينانش از اين جهت که جهان بايد بر نسل آنها پايدار باشد ميل بيشتری به جماعت زن دارند؛ از درستی يا نادرستی اين نظر همين قدر بايد گفت که اگر اسلام بر پايه اين گِرايش استوار نبود نمیتوانست دين تعدّد زوجات باشد. يک مسلمان هر آينه ميلش قرار گيرد و استطاعتش را داشته باشد میتواند حَرَم خود راتا آنجا که گنجايش دارد از زنان عقدی و صيغهای پر کند.
میشه گفت کتابخوان
۱۸
انگليسیها مثلی دارند که میگويند: من آن قدر دارا نيستم که چيز ارزان بخرم.
حسین احمدی
۱۵
ببخشيد هان اگر رک میگويم: آخر در دنيا غير از خوردن و خوابيدن و جوجه پس انداختن که کارهای عمومی قلمرو حيوانی است چيزهای ديگری نيز هست که ما مردم بدبختانه کمتر از آن خبر داريم؛ از دماغهايی که ببوی گند آبشوران عادت کردهاند بيش از اين چه توقّع میتوان داشت. من از ناليدن و شکوه سَرْ کردن بيهوده خوشم نمیآيد. کنْفوسيوس میگويد عوض آن که بر تاريکی لعنت بفرستيد شمعی روشن کنيد.
حسین احمدی
۱۵
مردها وقتی که با زن رو به رو هستند، يک پا اخلاق بچّه را دارند. اين موضوع مهم را نبايد فراموش کنی که با بارک الله و ماشاءالله بهتر میشود آنها را رام کرد تا با اَخم و تخم و حتّی خواهش و التماس.
محمدحسن
۱۴
اينها، با همه نقص ظاهری که ممکن بود در ترکيب صورت يا اندام خود داشته باشند همين قدر که مقيد به اصل پوشاندن رو بودند از نظر مرد ديندار ما زنانی بودند کامل و برخوردار از يک زيبايی حقيقی؛ زنانی در رديف فرشتگان آسمانی و برای شوهران خود آيههای رحمت و سعادت از جانب پروردگار توانا.
حسین احمدی
۱۳
هيچ دروغی و تقلّبی بهتر از راستی نيست؛
"مِشکات"
۱۱
مرد مؤمن از روی بيم و پاکدلی بياد اين روايت مذهبی افتاد: و بپرهيزيد از زنان که امّت شيطانند.
faezeh
۱۰
يگانگی يعنی دست خدا، يعنی قدرت و موفقيت. و بدبخت آن قوم و گروهی که مانند عاد و ثمود در ميان خود چند دستگی و ناسازگاری داشته باشند.
marzie
۱۰
. آهو پول را به خمير تشبيه میکرد که خود به خود ور میآمد و زياد میشد. سيّدميران برای آن خمير مايهای لازم میدانست که عبارت بود از کار.
narjes.nmD
۹
اگر او مرد بود و کسی ديگر زنش را ضبط کرده بود بیشک معلوم بود که قضيّه بیفاجعه و خونريزی پايان نمیپذيرفت. امّا افسوس که زن بود و کاری از دستش ساخته نمیشد.
محمدحسن
۷
ـ در اين سرما بچّه را چرا از خانه بيرون میآوريد خانم. هوا آفتابی است، امّا ببين چه سوزی میآيد. چلّه کوچيکه حرامزاده و بیچشم و روست، از او نمیشود غافل بود. طفلک لپها و نوک بينیاش از سرما مثل لبوی پوست کنده قرمز شده است. به خانه که رسيدی اسفند و دعا را فراموش مکن.
حسین احمدی
۷
انسان وقتی چيزی از دستش میرود آنچه برايش مانده است عزيزتر میگردد.
narjes.nmD
۷
در زندگی لحظاتی پيش میآيد که انسان نه کسی را دوست دارد نه دلش میخواهد کسی او را دوست داشته باشد؛ از همه چيز و همه کس حتّی از وجود خود بيزار است؛ مثل اين که تمام نيروها و رشتههای زندگی را از او بريدهاند، نه ميل کارکردن دارد و نه اشتهای خوردن؛ دلش میخواهد خاموش و تنها در گوشهای بنشيند و به نقطه ثابتی خيره شود؛ يا اين که صورت اشک آلود خود را در مُتّکا فرو برد و به هيچ چيز نينديشد
حسین احمدی
۶
سرشناس بودن همچنانکه فوائدی دارد و در ميان مردم سکه اعتبار آدمی میگردد، برای خود عوارضی نيز دارد که کمتر از ماليّاتهای غير مستقيم دولت تحميلی نيست. شهرت و آبرو يکی از آن کالاهايی است که اگر يک بار زيان ببيند برای هميشه بازارش تخته میگردد.
کاربر ۱۴۲۰۶۰۹
۶
خلاقيّت در ميان ما مردم يعنی دست درازی به حقوق ضعيفتر از خود
a lovinɡ
۶
تف به تو، تف به تو ای مرد بیعاطفه و انصاف که هرگز مهر و وفا را نشناخته بودی
حسین احمدی
۵
سيّدميران، موقعی که همصحبت چيز فهم را با معرفتی به تورش میخورد بيش از هر زمان ديگر خصوصيّات نيک خود را منعکس میکرد. هم چون خَوانين ثروتمند و اهل دل لُر کلاهش را جلوی سر میگذاشت، آستينها را بالا میزد، برق خشنودی از چشمهايش میجَست و رديف دندانهای سفيدش را صميميّت و گرمی مطبوعی که خالی از لطف نبود به تبسّمی شيرين و دعوت کننده ديده میشد.
a lovinɡ
۵
تأخير معشوقه از نظر عاشق معمولاً نه گناه است نه عقوبت، چاشنی عشق است؛ کششی است که لطف دلبری را افزون میسازد.
