در ۱۹۲۰ زمانی که تی. اس. الیوت در پاریس به دیدن جویس آمد، کفش قهوهای کهنهای هم بهش هدیه داد. بدلباسی و کثیفی جویس شهرهٔ عام و خاص بود و حتا همسرش نورا گفته است که در روزهای نخست آشناییشان از این که جویس با آن سر و وضع به دیدارش میرفته خجالت میکشیده است. در اُروپای سالهای آغازین قرن بیستم، زمانی که شیکپوشی حتا برای فقیرترین اقشار هم اهمیتی بهسزا داشت، جویس بیتردید بدلباسترین و کثیفترین نویسندهٔ اُروپا بود. صورتش را مرتب اصلاح نمیکرد، دیر به دیر حمام میرفت و همیشه کفشهای تنیس کثیف و کهنهای به پا داشت. حتا زمانی که از او پرسیده بودند بیشتر از همهچیز از چی بدش میآید، گفته بود از آب و صابون.