جملات زیبای کتاب از سکوت به سکوت | طاقچه
تصویر جلد کتاب از سکوت به سکوتsubscriptionAvailable

کتاب از سکوت به سکوت

نوع کتاب
۲.۹ امتیاز(از ۱۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
هانری مشونیک، روجا چمنکار
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
𝕾𝖆𝖇𝖗𝖎𝖓𝖆
۳۳
من کلماتم را حرف نمی‌زنم کلماتم هستند که مرا می‌گویند
Mohammad
۲۳
هر دَم از زندگی ما یک دَم از مرگ ماست
-Dny.͜.
۱۳
من نیستم که دردم را حمل می‌کنم این دردِ من است که مرا حمل می‌کند
.
۱۳
هر دَم از زندگی ما یک دَم از مرگ ماست
Mohammad
۱۲
چشم می‌بندم برای ندیدن خودم
محمدرضا
۱۰
روشنی همیشه بعد از تاریکی می‌آید هر روز هر لحظه از نو می‌سازد آغاز جهان را
-Dny.͜.
۹
نبض زندگی‌ام پُرشتاب‌تر از من می‌زند
Arezuwishi
۷
فریاد می‌زنم و این تویی که بیرون می‌زنی از فریادم
jonathan
۵
به خلسه می‌روم زندگی را می‌خوابم لای کلماتم برای نزدیک‌تر بودن به تو برای بهتر شنیدنم در تو زمان نیز می‌خوابد در من ذره‌ذره روز می‌شوم
ریحانه
۵
من نیستم تو نیستی زندگی‌ست که راه می‌رود در من در تو
Arezuwishi
۴
درخت وقتی می‌بینمش قدرتش را احساس می‌کنم تا درون ریشه‌هایم
دخترگمشده
۴
چرا که من تو هستم وقتی تو را می‌بینم
زن
۴
من نیستم که دردم را حمل می‌کنم این دردِ من است که مرا حمل می‌کند
matbuat
۳
من نیستم تو نیستی زندگی‌ست که راه می‌رود در من در تو
مهرشاد
۳
من نیستم تو نیستی زندگی‌ست که راه می‌رود در من در تو
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۳
باید تو را ببینم برای دوباره خودم را دیدن
jonathan
۲
تو این‌جایی و من این‌جا چشم‌ها بسته از خوشبختی برای دیدن زندگی که ما را عبور می‌دهد فردا فراز فردا فرود بی‌که بدانیم به کجا می‌رویم دست‌در‌دست هم خنده‌در‌خنده‌ی هم سکوت کردنِ تمام آن‌چه می‌دانیم کلمات در‌هم‌فشرده می‌شوند میان‌مان و ما قدم می‌زنیم با هر قدم از سر می‌گیریم زندگی را
.
۲
شبی بود بی‌نفس بی‌توانِ نفس کشیدن صبحی‌ست بی‌رمق
mehdi
۲
دستانم تنها سکوت را می‌فشارند
کاربر ۱۴۴۳۷۰۱
۲
وقتی از هم جداییم هر کدام به اندازه‌ی دو نفر تنهاست این دو تنهایی نیست که نتوان حمل کرد اما وقتی با‌هم‌ایم دو نفر نیستیم دو چندانِ یک نفریم
نورا
۲
آسمان در من است وقتی که روز را می‌بینم شب در من است وقتی که خودم را می‌بینم
.
۱
به خلسه می‌روم زندگی را می‌خوابم لای کلماتم
Manal Bn
۱
دوستت دارم فرای تمامی آغوش‌ها نگاهت می‌دارم با تمامی دستانم و چشمانم تمامی چشمانم دستانِ چشمانم تنگ تو را می‌فشارند شب روز برای من شدن و تو تو می‌دانی تو تو حس می‌کنی تمامی آن‌چه را که ماییم در ورای تمامی خاطرات‌مان می‌رویم می‌رویم و جهان تمامی چشمان تمامی دستان ما دو نفر همه‌ی جهان
Friba
۱
من نیستم تو نیستی زندگی‌ست که راه می‌رود در من در تو
محمدرضا
۱
من نیستم تو نیستی زندگی‌ست که راه می‌رود در من در تو
Manal Bn
۰
هر دَم از زندگی ما یک دَم از مرگ ماست برای دوباره زنده شدن و دَمادم زنده شدن این چرایی یک خوشبختی‌ست و زندگی ما یک همدمی‌ست از دم و از مدام پس هر کلام که دگرگون می‌کند زندگی‌مان را در یک دم هم اولین و هم آخرین است ما همدیگر را دوست داریم در هر کلمه
Manal Bn
۰
من نیستم که دردم را حمل می‌کنم این دردِ من است که مرا حمل می‌کند از خود می‌پرسم چه کسی مسیر را بهتر می‌شناسد زمانی که او می‌ایستد من رسیده‌ام
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۰
زندگی را بازگو نمی‌کنم هر من زندگی جدیدی است
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۰
چشم می‌بندم برای ندیدن خودم
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۰
او و من با‌هم پیش می‌رویم ما زندگی‌به‌زندگی هر نگاه نوازشی‌ست