
بریدههایی از کتاب مردم در سیاست ایران؛ پنج پژوهش موردی
۳٫۱
(۲۶)
چون در ایران خیابان نقشی مهمتر بازی کرده تا در انگلستان یا فرانسه
Octtave
بختیار به این جمعیتِ انقلابی اعتنایی نداشت و جایی ادعا کرد «مردم کارِ بهتری ندارند بکنند، چون سینماها و مدارس تعطیل شدهاند.» این گفته هم فقط بهانهای دیگر برای دست انداختن و مسخره کردنِ او به تظاهرکنندگان داد.
سیّد جواد
مصدق را خیابانها به قدرت رسانده بود؛ ماندنش در منصبِ نخستوزیری هم به لطفِ همان خیابانها بود. هربار مخالفان، چه در مجلس و چه در دربار، روی دستش بلند میشدند، صاف دستبهدامانِ مردم میشد و تکیهاش به تظاهراتِ مردمی بود تا بتواند رقبایش را «تحتِتأثیر» قرار بدهد. رییسِ شاهدوستِ مجلس از خشم فریاد سَر میداد که «این آدم نخستوزیر است یا رهبرِ توده؟ آخر چهجور سیاستمداری هربار که بناست مسئلهای سیاسی حلوفصل شود، میگوید من با مردم حرف خواهم زد. این آدم همیشه بهنظرِ من غیرقابلِاطمینان میآمد، اما حتا در بدترین کابوسهایم هم هیچ فکرش را نمیکردم پیرمردی هفتادساله بتواند هوچیگری و عوامفریبی کند، یک آدمِ تحریککنندهٔ اراذل که در محاصره کردنِ ساختمانِ مجلس به دستِ تعدادی قلچماق، یک لحظه هم تردید نمیکند.»
سیّد جواد
در کل با در نظر گرفتن همهٔ جوانب، در انقلابِ ایران، تمایلِ جمعیت به رفتارهای آرام و مسالمتآمیز بود. هرازگاه و بسته به شرایط به خشونت هم میدان میداد اما هدفش نه انسانها بلکه ساختمانها و امکنهای خاص بود. در روندِ سیزدهماههٔ این انقلاب، فقط چهار حادثه ثبت شده که در آنها مخالفان آگاهانه و عامدانه دست به خونریزی زدند.
سیّد جواد
بلافاصله بعدِ انقلاب، دولتِ تازه «کتابِ شهدا» ی مصوری منتشر کرد به نامِ لالههای انقلاب: یادنامهٔ شهدا. این کتاب که کلاً هشتصد و سی صفحه است، بیشترین اطلاعاتِ موجود در آن زمان را به دست میدهد. بهرغمِ اینکه دامنهٔ این کتاب بسیار وسیع است و حتا کُشتهشدگانِ راهپیماییهای سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ را هم در برمیگیرد، فقط از پانصد و هفتاد و هشت نفر نام میبَرد که طیِ ماههای توفانیِ دو سالِ ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ در خیابانها تیر خوردهاند.
Azar
در شیراز، کلِ جمعیتِ شهر دیگر حاضر نشدند اجناسِ انگلیسی بخرند، سپردههایشان را از بانکِ شاهنشاهی بیرون کِشیدند و آذوقه هم به بریتانیاییها نفروختند.
Octtave
خواستههای اصلی اینها بودند: تأسیسِ عدالتخانه، اجرای قوانینِ مذهبی، عزلِ نوز و برکناریِ حاکم. یک ماهِ کامل بَست نشستند، تا اینکه بالاخره شاه با خواستههایشان موافقت کرد. به تهران که برگشتند، جمعیتی عظیم ازشان استقبال کردند که در خیابانها به صف شده بودند و فریاد میزدند «زندهباد ملتِ ایران.» یکی از شرکتکنندگان در این مراسمِ استقبال گفته این نخستینبار بود که عامهٔ مردم حرف از «ملت» میزدند.
ایمان چراغی
سالِ ۱۲۸۶ نقطهٔ عطفی در تاریخِ مذهبیِ ایرانیانِ مسلمان است. برای نخستینبار سروکلهٔ مقالات و رسالاتی چاپِ داخلِ کشور پیدا شد که صراحتاً از روحانیت انتقاد میکردند. صورِ اسرافیل در مقالهای طنزآمیز دربارهٔ روحانیت، علمایی را دست انداخت که مدام هشدار میدهند دین در خطرِ نابودی است
Octtave
یکی از امامانِ جمعه ادعا کرد حرفِ زرتشتیها را نمیفهمد چون هزار و سیصد سال است در ایران با جامعهٔ زرتشتیان خوب برخورد شده. نتیجه گرفت لابد خرابکارانی تحریکشان کردهاند که حالا چنین خواستهٔ حقناشناسانه و شرمآوری دارند. تندروها پا گذاشتند به میدانِ نبرد. تصدیق کردند که زرتشتیها را نه خرابکارها بلکه سالها ظلموستم ناگزیر به جایی رسانده
Octtave
ضاخان همراه با رهبرانِ مذهبیها و بازار غیبش زد در خلوتی و بعد که بیرون آمد، اعلام کرد چون ملت نشان داد مخالفِ جمهوریخواهی است، ارادهاش به این است که در برابرِ خواستِ مردم سر فرود بیاورد و ماجرا را کلاً کنار بگذارد. دو روز بعد رفت به زیارتِ یکی از اماکنِ مذهبی تا به مردم نشان بدهد چهقدر مسلمانِ خوبی است.
Octtave
تلاشِ شرکتِ نفت در پول دادن به اعتصابشکنانی برای شکستنِ اعتصاب، به بلواهایی خشونتبار در آبادان و اهواز انجامید که در جریانشان مجموعاً صد و نود و شش کارگر کُشته شدند.
Octtave
«عفوِ بینالملل» حتا ایران را «دارای بیشترین میزانِ حکمِ اعدام در دنیا، محروم از نظامِ سالمِ دادگاههای مدنی و صاحبِ تاریخی از شکنجهٔ آدمهایی با اعتقادات متفاوت و مختلف» خواند
Octtave
«ارتشِ دنیا دشمنکُش است، ارتشِ ایران برادرکُش است»
Octtave
«نفتو کی بُرد؟ امریکا. گازو کی بُرد؟ شوروی. پولشو کی خورد؟ پهلوی»
Octtave
«همهٔ کسانی که تاریخِ ایران، زبانِ فارسی و مذهبِ شیعه را ارج مینهند، باید متوجه باشند که اگر دولتِ ایران فرو بپاشد، بسیار چیزها از دست خواهند داد. و تا وقتی شهروندانِ این کشور در وهلهٔ اول خودشان را نه ایرانی بلکه تُرک، عرب، کُرد، بختیاری و ترکمن بدانند، دولتِ ایران در خطرِ فروپاشی است. بنابراین ما باید زبانهای اقلیت، احساسات و عواطفِ منطقهای و دلبستگیهای عشیرهای را کنار بگذاریم و ساکنانِ مختلفِ ایرانِ امروز را بدل کنیم به یک ملتِ واحد. با توسعهٔ بنیادینِ نظامِ آموزشِ ابتدایی و در نتیجهاش بُردنِ زبانِ فارسی و تاریخِ ایران به استانها، میتوان به این مهم دست یافت.»
Octtave
طبقهٔ متوسطِ توانگر به همراهِ همپیمانانِ مذهبیشان مهارِ مجلس را به دست گرفته و عملاً مسیرِ راهیابیِ طبقاتِ فرودستِ بیچیز را به دالانهای منتهی به قدرت بسته بودند.
کاربر ۴۳۴۳۱۶۹
در تهران که دوگانهٔ شیخیه ـ متشرعین نداشت، نبردِ میانِ مشروطهخواهان و محافظهکاران کمتر خونبار بود، اما اختلافِ گرایشهای لایههای مختلفِ جامعه همانقدر برجسته و قابلتوجه بود.
Octtave
این دیدگاهِ جورج رود که «شاید تاریخنگاران به هیچ پدیدهٔ تاریخیای به قدرِ جمعیت یکسر بیاعتنا نبودهاند»
Octtave
در جریان مذاکراتِ مجلس در موردِ اولتیماتوم، سیصد زن «با اسلحههایی زیرِ دامنها یا لای تای آستینهایشان» به صحنِ عمومی رفتند و تهدید کردند به هر نمایندهای که بخواهد تسلیمِ روسها شود، شلیک میکنند.
Octtave
دولت تعدادِ کُشتهها را شش نفر اعلام کرد؛ مخالفان حرف از «صدها» میزدند
Octtave
«نفتو کی بُرد؟ امریکا. گازو کی بُرد؟ شوروی. پولشو کی خورد؟ پهلوی»
Octtave
ملکالشعرای بهار گذرا و در حاشیه پذیرفته مرتجعان میانِ تودههای مردم طرفدارانی داشتهاند: «در آغازِ مشروطه دو حزب در ایران پیدا شد: مشروطهخواه و مستبد. اعیان و طبقهٔ اول و طبقهٔ سوم یعنی تودهٔ مردم مستبد بودند و مشروطهخواهان را بیدین و انقلابی و هرجومرجطلب میشمردند، و مشروطهخواهان که عددشان قلیل ولی بیشترِ آنان از طبقهٔ باسواد و روشنفکر بودند، و میتوان آنان را طبقهٔ دوم نامید، مستبدان را جاهل و ظالم و ارتجاعی و غارتگر میشمردند.» اما
کاربر ۴۳۴۳۱۶۹
جنبشِ سلطنتطلبی در مواجهه با ارتشی غیرقابلاتکا و بازاری متخاصم، بهمحضِ ورودِ ایلیاتیهای بختیاری و مبارزانِ قفقازی به تهران در تیرماهِ ۱۲۹۸، درهم شکست. محمدعلیشاه را از شاهی خلع کردند، تاج را نشاندند به سرِ پسرِ دوازدهسالهٔ او، محافظهکارانی نامی چون شیخ فضلالله و میرهاشم به جرمِ اجیر کردنِ اوباشِ آدمکش به قصدِ ایجادِ اغتشاشِ عمومی اعدام شدند، و مجلسِ دوم تشکیل شد.
کاربر ۴۳۴۳۱۶۹
بُریدنِ تهیدستان از جبههٔ انقلاب و پیوستنشان به اردوگاهِ ارتجاع نه نشانهٔ دمدمی بودنِ ذاتیشان، بلکه نتیجهٔ نارضایتیِ آنها از طبقهٔ متوسطِ مرفه و انقلابِ بورژواییاش بود.
کاربر ۴۳۴۳۱۶۹
اشباحِ ماجراهای سالِ ۱۳۳۲ هنوز دست از سرِ ایران برنداشته بودند. گلابدرهای تأکید میکند خاطرهٔ مردادماهِ ۱۳۳۲ حضورِ قاهری در بهمنماهِ ۱۳۵۷ داشت.
کاربر ۴۳۴۳۱۶۹
حجم
۲۰۶٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۱۸۹ صفحه
حجم
۲۰۶٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۱۸۹ صفحه
قیمت:
۱۳۱,۰۰۰
۶۵,۵۰۰۵۰%
تومان