جملات زیبای کتاب آن‌ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب آن‌ها

بریده‌هایی از کتاب آن‌ها

نویسنده:فاضل نظری
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۴از ۲۳۱ رأی
۴٫۴
(۲۳۱)
از فلسفه تا سفسطه یک عمر دویدیم آخر نه به اقرار رسیدیم نه به انکار
مینا جعفری
سهم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیست جای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی می‌کند؟
"Shfar"
ما گشته‌ایم، نیست، تو هم جستجو مکن آن روزها گذشت، دگر آرزو مکن
محمدی
فرصت امروز هم با وعدهٔ فردا گذشت
هُـــو
ما هرچه دویدیم، به جایی نرسیدیم ای باد سرانجام تو هم گوشه‌نشینی‌ست
مینا جعفری
ای عشق! چه در شرح تو جز «عشق» بگوییم در ساده‌ترین شکلی و پیچیده‌ترینی
اِیْ اِچْ|
ساحل جواب سرزنش موج را نداد گاهی فقط سکوت، سزای سبکسری‌ست
Saba Saadatimanesh
چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری‌ست جای گلایه نیست! که این رسم دلبری‌ست
سیّد جواد
«تنهایی و رسوایی»، «بی‌مهری و آزار» ای عشق، ببین من چه کشیدم تو چه کردی
اِیْ اِچْ|
گفتی به من نصیحت دیوانگان مکن! باشد، ولی نصیحت دیوانه می‌کنی
اِیْ اِچْ|
بی‌سبب نیست که پنهان شده‌ای پشت غبار تو هم ای آیینه از دیدن من بیزاری!؟
ژنرالیسم
از سخن‌چینان شنیدم آشنایت نیستم خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم
Ali
چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری‌ست جای گلایه نیست! که این رسم دلبری‌ست
نیلوفر🍀
اینکه «مردم» نشناسند تو را غربت نیست غربت آن است که «یاران» ببرندت از یاد
سیّد جواد
جای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی می‌کند؟
محيا
ناگزیر از سفرم، بی‌سرو سامان چون «باد» به «گرفتار رهایی» نتوان گفت آزاد کوچ تا چند؟! مگر می‌شود از خویش گریخت «بال» تنها غم غربت به پرستوها داد اینکه «مردم» نشناسند تو را غربت نیست غربت آن است که «یاران» ببرندت از یاد عاشقی چیست؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر؟! نه من از قهر تو غمگین، نه تو از مهرم شاد چشم بیهوده به آیینه شدن دوخته‌ای اشک آن روز که آیینه شد از چشم افتاد
fatemeh
بی‌سبب خود را شکستم تا ببینم کیستم
ketabkhan:)
کمترین فایدهٔ عشق، پشیمانی ماست
mahdi_yar
بامت بلند باد که دلتنگی‌ات مرا از هر چه هست غیر تو بیزار کرده است
mahdi_yar
وضع ما، در گردش دنیا چه فرقی می‌کند زندگی یا مرگ، بعد از ما چه فرقی می‌کند ماهیان روی خاک و ماهیان روی آب وقت مردن، ساحل و دریا چه فرقی می‌کند سهم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیست جای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی می‌کند؟ یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی می‌کند هیچ کس هم‌صحبت تنهایی یک مرد نیست خانهٔ من با خیابان‌ها چه فرقی می‌کند مثل سنگی زیر آب از خویش می‌پرسم مدام ماه پایین است یا بالا چه فرقی می‌کند؟ فرصت امروز هم با وعدهٔ فردا گذشت بی‌وفا! امروز با فردا چه فرقی می‌کند
helya.B
ای بغض فرو خفته مرا مرد نگهدار تا دست خداحافظی‌اش را بفشارم
ژنرالیسم
ساحل جواب سرزنش موج را نداد گاهی فقط سکوت، سزای سبکسری‌ست
"Shfar"
زندگی سرخی سیبی‌ست که افتاده به خاک به نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیم آخرین منزل ما کوچهٔ سرگردانی‌ست دربه‌در در پی گم کردن مقصد رفتیم مرگ یک عمر به در کوفت که باید برویم دیگر اصرار مکن باشد، باشد، رفتیم
آذین باقری
بیهوده به سرمه چشم داری زیباتر از این شدن چگونه؟
mahdi_yar
بدخلقم و بدعهد، زبانبازم و مغرور پشت سر من حرف زیاد است! مگر نه؟
اِیْ اِچْ|
به هم رسیدن ما نقطهٔ جدایی ماست
Panah
چیزی از عمر نمانده‌ست، ولی می‌خواهم خانه‌ای را که فرو ریخته برپا دارم
فاطمه
چه کنم با چه کنم‌های دل بی‌هدفم؟
نرگس کریمی
زمانه غیر زبان قفس نمی‌داند بمان که «پر نزدن» حیلهٔ رهایی ماست
💜ghazal💜
ای زندگی بردار دست از امتحانم چیزی نه می‌دانم نه می‌خواهم بدانم
~Bibliophilia♡

حجم

۵۶٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۱۱۱ صفحه

حجم

۵۶٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۱۱۱ صفحه

قیمت:
۳۰۰,۰۰۰
تومان