« من با پی بردن به هویت واقعی خودم، آنچنان احساس شادی توأم با آزادی میکنم که قادر به شرح آن نیستم. نکتۀ شگفتانگیز این است که این دانش همواره در ذهن من وجود داشته است. دیدار استادانی که دربارۀ ما پیشداوری نمیکنند، در من حالت گرم و پرمحبتی ایجاد کرده است. بینشی که برای من حاصل شده این است که: تنها چیزی که در زندگی زمینی واقعاً اهمیت دارد نحوۀ زندگی و رفتار ما با دیگران است. مهربانی، نوعدوستی و پذیرفتن دیگران همان طور که هستند، از آنچنان ارزش والایی برخوردار است، که در قیاس با آن، وضعیت زندگی مادی ما بسیار ناچیز به شمار میرود. حالا، به جای این که فقط حس کنم، میدانم که چرا من در این جسم خاکی هستم و بعد از مرگ به کجا خواهم رفت ».