پيرزن: دلم براتون میسوزه. شماها هميشه دست و پا میزنين، میخوايين کاری بکنين، ولی نمیتونين. به خودتون میپيچين، يقه همديگرو میگيرين، به سر و کله هم میزنين. دلم براتون میسوزه. شماها حرف میزنين، و فقط برای همديگه حرف میزنين. يک چيز سنگين رو همهتونه. شماها خلاصی ندارين، زورتون به کسی نمیرسه. دستهای بسته، و دورتادور سيم خاردار. دلم براتون میسوزه. دلم خيلی براتون میسوزه.