
بریدههایی از کتاب هوای عشق بارانی است
نویسنده:ریچارد براتیگان
مترجم:علی همتیان، محسن استاجی
انتشارات:انتشارات شمشاد
دستهبندی:
امتیاز
۳.۳از ۱۰ رأی
۳٫۳
(۱۰)
آخرین شگفتی وقتیست
که بهتدریج میفهمی
دیگر هیچ چیز شگفتزدهات نمیکند.
Mohammad
دیشب در اتاقم
شمع خوشصحبتی داشتم
خیلی خسته بودم ولی
میخواستم کسی کنارم باشد
پس شمعی برافروختم
و به صدای دلنشین نورش آنقدر گوش کردم
تا خوابم بُرد.
-Dny.͜.
ای کسانی که پس از مرگ ما خواهید زیست
ما اینجا بودیم
Mohammad
سخت در اندیشهٔ تو،
سوار اتوبوس شدم
۳۰ سنت کرایه دادم
و به راننده گفتم: ۲ نفر
پیش از آنکه
به تنهاییام پیببرم.
-Dny.͜.
خواستار زندگی در جهانیام
که درآن کتابها
به باغهای بیشمار بدل شدهاند
و کودکانی در آنجا مشغول بازیاند
و شیوههای سبز رستن را میآموزند
-Dny.͜.
عشق، رفتار مناسبی با یک دوست نیست
امیدوارم چنین بلایی به سرت نیاید
؟
روزگاری یکی از دوستانم میگفت
دوست بودن با کسی
صد بار بهتر از
عاشق او بودن است.
گمان میکنم حق داشت
-Dny.͜.
مست در میکدهای ژاپنی
خوب
هستم.
-Dny.͜.
اگر مجسمهای دوست داری، به آینه بنگر
دوستانت تو را میستایند.
اگر آینهای دوست داری، مجسمه شو
جایی برای دوستان جدیدت باز کن.
؟
ای کسانی که پس از مرگ ما خواهید زیست
ما اینجا بودیم
این لحظه را فهمیدیم.
توکیو
۱ ژوئن ۱۹۷۶
الف.ژ
هنوز آنقدر سرد نشده که
هیزم از همسایه ها قرض کنی.
آروین
طول عمر بسیار مانند این یکی، درست است؟
خمار،
تنها،
در محاصرهٔ حماقتهای معمولی،
نمیتوان کاری کرد،
حس میکنم به یک توده
کثافت شسته شدهٔ گربه بدل شدهام.
آروین
مگسی روی دستمال کاغذی خواب است.
مجبورم بیدارش کنم
تا بتوانم عینکم را تمیز کنم.
دختر زیبایی هست که میخواهم نگاهش کنم.
سیدآرمین عقیلی
روزگاری یکی از دوستانم میگفت
دوست بودن با کسی
صد بار بهتر از
عاشق او بودن است.
گمان میکنم حق داشت
Bitt
جایی که کودکان در آن
به عنکبوتها عشق میورزند
و موهاشان بستری برای خواب آنها میشود.
هادی محمودی
وی، ایستاده رو به دریا، به شقیقهاش شلیک کرده بود.
نگار
اگر زن زشتی
در ژاپن وجود داشته،
حتما در بدو تولد خفهاش کردهاند.
آروین
سلامِ خوبی کردم
خداحافظی بهتری کرد.
آروین
بیست سال پیش،
فِرِد، یک جفت کفش اسکی خرید.
هنوز هم آنها را دارد
اما دیگر اسکی نمیکند.
آروین
ویکی در جنگلها
با مردگان میخوابد.
اما هر روز صبح
گیسوانش را شانه میزند.
والدیناش او را درک نمیکنند.
و او هم آنها را درک نمیکند.
آنها سعی میکنند،
او هم سعی میکند.
روزی همهٔ اینها درست خواهد شد.
آروین
هیچکس نمیداند تجربه چه ارزشی دارد
اما بهتر از دست روی دست گذاشتن است،
همیشه به خودم میگویم.
آروین
التماس میکنم رو به من برقص،
مانند ستارهای
با انبوه نوری
که روی موهایت انباشته شده،
خندان،
و من هم رو به تو خواهم رقصید،
مانند تاریکی
با انبوه خفاشها
که همچو کلاهی بر سرم انباشته شدهاند.
سیدآرمین عقیلی
عشق را بیخیال
میخواهم
لای موهای طلاییات بمیرم.
سیدآرمین عقیلی
رویاها
همچو باد اند.
میوزند.
کوچکتر هاشان چون نسیماند
آنها هم میگذرند.
سیدآرمین عقیلی
واژهای
در انتظار...
به بهمنی از واژگان بدل میشود
اگر شما
در انتظار...
زنی باشید
سیدآرمین عقیلی
روی دنبالهٔ بینظیر
یک ستاره نشستهام
پاشیدهشدن نور را به سمت خودم
نظاره میکنم.
Bitt
فقط به این خاطر که مردم عاشق فکر تو هستند
نمیتوانند جسم تو را هم داشته باشند.
آروین
سخت در اندیشهٔ تو،
سوار اتوبوس شدم
۳۰ سنت کرایه دادم
و به راننده گفتم: ۲ نفر
پیش از آنکه
به تنهاییام پیببرم.
آروین
رویاها
همچو باد اند.
میوزند.
کوچکتر هاشان چون نسیماند
آنها هم میگذرند.
آروین
تلاش میکنند انگلیسی حرف بزنند
سخت است.
یک کلمه هم ژاپنی بلد نیستم
نمیتوانم کمکی کنم.
تلاش میکنیم اندکی حرف بزنیم.
سپس آنها ۱۰ دقیقه کاملا ژاپنی حرف میزنند.
میخندند، جدیاند
بین لغات مکث میکنند.
دوباره تنهایم.
قبلا هم این حس را داشتهام
در ژاپن و آمریکا
و هرجای دیگری که نمیفهمی دیگران چه میگویند.
آروین
حجم
۲۸۱٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۳۹۱ صفحه
حجم
۲۸۱٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۳۹۱ صفحه
قیمت:
۲۲,۰۰۰
تومان