تحولات صنعتی، تحولات فکری به دنبال دارد و بسیار امکان دارد که در استحاله مفاهیم دگرگونشده زندگی، هنر قربانی سستینگری و سطحیپسندی شود. همواره عده زیادی هم وجود دارند که از آب گلآلود ماهی بگیرند. انسان معمولی و لابد هنر معمولی. بدون رنج، بدون زیرساخت فکری و تنها کالایی نازل و از خط تولید گذشته که به هر حال، عموم مردم مثل غذایی خوشطعم ولی فاسد، آن را میپذیرند. میپذیرند چون غذای دیگری وجود ندارد. لطیفههای مبتذل، داستانهای مستهجن، شعرهای فانتزی و موسیقی فاقد عمق همه در این زمان به وجود میآیند و بازار را میگیرند. خاصه اگر از جادوی تبلیغات گولزننده و اغواگر نیز بهره برده باشند