دیوارهای خاکستری. چهرههای پریدهرنگ و خاکستری. اگر پر پرندهای در زندان بیفتد حادثهای است. میدوی و دور از چشم جاسوسان و خبرچینان پر را بر میداری و میبویی. بوی آزادی! آزادی را دوست داری، اما غیر از رفیقت کسی نباید پی ببرد. چون عطش تو برای آزادی نباید به نظر جاسوس و پلیس و خبرچین برسد.
باید بِکشی، ده سال؛ بیست سال؛ سی سال؛ ابد؛ باید بکشی و هیچگاه کنار گوش نامحرم ناله نکنی تا اشکت را نبیند و غصهات را حس نکند. لبخند بزنی و شادی کنی، اما پر از یادهای کودکی باشی.