جملات زیبای کتاب ژان کریستف (جلد ۴) | طاقچه
تصویر جلد کتاب ژان کریستف (جلد ۴)subscriptionAvailable

کتاب ژان کریستف (جلد ۴)

نوع کتاب
۳.۲ امتیاز(از ۶ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
پویا پانا
۳
مرگ، چه شتابان درمی‌رسد! چند ساعت بسنده است برای ویران کردن آنچه که سده‌ها باید، تا ساخته شود...
mahyas
۱
بر هیچ‌کس روا نیست که وظیفه‌های خویش را، فدای دل خود کند. دست‌کم، به‌هنگام ادای وظیفه‌اش، به دل باید حقّ داد که خوشبخت نباشد.
پویا پانا
۱
بیچاره آزادی، تو، از آن این جهان نیستی!...
پویا پانا
۱
به شما می‌گویم، که سرپا شکم‌اید. شکم‌های تهی که جز انباشتن آن، اندیشه‌ای در سر ندارید.
پویا پانا
۱
گل‌ها، برای شکفتن، نیاز ندارند که ببیندشان.
پویا پانا
۱
مرده‌ها، مرده‌اند. باید زنده‌ها را نجات داد.
پویا پانا
۱
خرد، خورشیدی است سوزان؛ روشنایی می‌بخشد، امّا نابینا می‌کند.
پویا پانا
۱
زندگی، چکه چکه سپری می‌شود.
پویا پانا
۱
فرانسویان را، هوشمندی‌شان، رستگارشان می‌کند.
پویا پانا
۱
هیچ، کتاب نمی‌خواند. در این محفل، دیگر کسی کتاب نمی‌خواند. تنها، به موسیقی گوشه چشمی دارند.
پویا پانا
۱
من یک جغد پیرم.
ahmadi__99
۱
جانوران موذی، همه جا هستند
ahmadi__99
۱
دشمنان من، در زندگی‌ام بیش به من نیکی کرده‌اند تا دوستان!
ahmadi__99
۱
بر پیران است که به مکتب جوانان، روی آورند!
bookwormnoushin
۰
«دردهای واقعی، در بستری که گسترده‌اند، و گویی در آن خفته‌اند، آرام و آسوده می‌نمایند، امّا از همان بستر، جان را تباه می‌کنند.»
bookwormnoushin
۰
شتاب برخیز، آرزوی خود درهم شکن،
bookwormnoushin
۰
رنگی آنچنان که باید، اندامی تناور و سرشار شیره زندگی.
ahmadi__99
۰
ستمگران، به خواسته‌های ستمدیدگان تن نمی‌دهند، مگر آنگاه که ازاین ستمدیدگان به هراسند.
ahmadi__99
۰
در زندگی دم‌هایی هست سرنوشت‌ساز، همانند روشنایی‌های آذرخش که ناگهان شب یک شهر بزرگ را روشن می‌کند و آن پرتو جاودانی را در جان‌های تیره و تار فروزان می‌داد.
ahmadi__99
۰
هیچ شرّی نیست که نتوان در راه خیر بکار گرفت.
Nero
۰
بر هیچ‌کس روا نیست که وظیفه‌های خویش را، فدای دل خود کند. دست‌کم، به‌هنگام ادای وظیفه‌اش، به دل باید حقّ داد که خوشبخت نباشد.
Nero
۰
امّا تو از کشور خویش، بیش از کشوری دیگر، چشم داری، و از ناتوانی‌هایش بیش رنج می‌بری.
Nero
۰
تنها یک کردار، نیک است و بس: بد نکردن.