جملات زیبای کتاب تعطلیلات دانکرک | طاقچه
تصویر جلد کتاب تعطلیلات دانکرکsubscriptionAvailable

کتاب تعطلیلات دانکرک

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۱۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
روبر مرل، محمدعلی صادقی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
SalinDawn🦥
۱۰
ما قبل این جنگ لعنتی اون‌قدرها هم وضع‌مون بد نبود. اتفاقاً به نظرم خوشبخت بودیم. اون موقع حالی‌مون نبود. تازه داریم می‌فهمیم
AS4438
۶
«جنگ چیز عجیبیه، هر چی بیش‌تر آدم بکشی، شایستگیت بیش‌تر می‌شه.»
AS4438
۵
یک عده آدم دارند جان می‌دهند، آدم‌هایی که قربانی آدم‌های دیگری شده‌اند و این آدم‌های دیگر هم به نوبهٔ خود قربانی خواهند شد. آیا تمام این‌ها معنای خاصی داشت؟ آیا حکمتی در آن بود؟
AS4438
۴
جنگ برای من پوچه. نه فلان و بهمان جنگ، همهٔ جنگ‌ها، مطلقاً همه‌شون، بدون استثنا، بدون تمایز. این‌جوری به‌ت بگم که از نظر من هیچ جنگ عادلانه یا مقدسی وجود نداره. هیچ جنگی برای آرمان‌های متعالی انجام نمی‌شه. جنگ ذاتاً پوچه.»
AS4438
۴
تو همیشه طوری از ایمان و اعتقاد حرف می‌زنی که انگار سفارشیه و همین که اراده کنی برات حاضر می‌کنند.»
SalinDawn🦥
۴
اصلاً آدم مذهبی‌ای نیستم؛ نه از جهنم‌شون می‌ترسم، نه به بهشت‌شون اعتقاد دارم
SalinDawn🦥
۴
در جنگ وضع همین است. وقتت را صرف دیدن آدم‌هایی می‌کنی که دوباره دیدن‌شان محال است
AS4438
۳
«نه بابا! موش کشته‌ای؟» «بالاخره جنگه، باید یه چیزی کشت.»
AS4438
۳
موضوع فقط جنگ نیست، کشت‌وکشتار و محکومیت به مرگ هم هست. کشتن آدم‌ها همیشه کار بیهوده‌ای بوده.» «چرا؟» «طبیعت خودش به اندازهٔ کافی می‌کُشه، نفرت‌انگیزه که تو هم باهاش هم‌دستی کنی.»
AS4438
۲
پیش خودش فکر کرد این هم از آن قیافه‌هایی است که دیگر هرگز نخواهد دید. در جنگ وضع همین است. وقتت را صرف دیدن آدم‌هایی می‌کنی که دوباره دیدن‌شان محال است.
AS4438
۲
ما آدم‌ها هر جا باشیم خیلی زود به روزمرگی‌های‌مان عادت می‌کنیم.
AS4438
۲
به‌ندرت پیش می‌آد که آدم با عشق‌وعلاقه یه چیزی رو دوست داشته باشه.»
AS4438
۲
حس خوبی داشت، در آرامش بود، خوشبخت از این‌که هنوز زنده است؛ و حال آن‌که سربازانی در چندمتری‌اش میان شعله‌ها جان می‌دادند و هیچ‌کس به دادشان نمی‌رسید. آن‌ها در آن شبِ ملایم و عطرآگین آرام‌آرام می‌سوختند و دنیا به کار خود ادامه می‌داد. آدم‌ها در سراسر این کرهٔ خاکی همچنان به عشق‌ها و نفرت‌های‌شان ادامه می‌دادند.
SalinDawn🦥
۲
من به هیچی اعتقاد ندارم. خب، این یعنی چی؟ یعنی این‌که من وقتی جوون‌تر بودم، اون‌قدرها باهوش نبودم که بفهمم حماقت چه‌قدر تو زندگی مفیده
SalinDawn🦥
۲
هیچ جنگی برنده نداره
AS4438
۱
انگلیسی‌جماعت می‌میره برای مسائل غیرمنطقی.»
AS4438
۱
«ببین مردم چه‌جوری پول‌دار می‌شن. کار سختی نیست.» مایا با دهان پر گفت «نه، کار سختی نیست. کافیه عاشق پول باشی. اصلاً برای همینه که آدم پول‌دار زیاد پیدا نمی‌کنی.
AS4438
۱
چرا می‌جنگی؟ می‌تونستی فرار کنی یا خودت رو بکشی. وقتی داری می‌جنگی، یعنی از قبل انتخاب کرده‌ای که بجنگی.» «تو اسم این رو می‌ذاری حق انتخاب؟ می‌آن به‌ت می‌گن “یا بفرما چپق‌چاق‌کنی با هفتاد و پنج درصد احتمال نفله شدن یا به جرم فرار از خدمت همین جا دخلت رو می‌آریم.”»
AS4438
۱
این جنگ کل زندگی‌شونه و نگاه‌شون به جنگ این‌جوریه. ولی من نه. این جنگ واسهٔ من یه جنگه مثل همهٔ جنگ‌های قبلی و بعدی. یه چیز پوچ و بی‌معنی مثل یه صفحه پر از تاریخ‌های مختلف توی کتاب‌های درسی تاریخی.»
AS4438
۱
اعتقاده که به زندگی آدم معنا می‌ده. تو به خدا اعتقاد داری، الکساندر به اتاقکش، دِری به اون چند میلیونش، پینو هم به تفنگش. ولی من به هیچی اعتقاد ندارم. خب، این یعنی چی؟ یعنی این‌که من وقتی جوون‌تر بودم، اون‌قدرها باهوش نبودم که بفهمم حماقت چه‌قدر تو زندگی مفیده.»
AS4438
۱
هیچ‌چیزی مثل صلح نمی‌تونه آدم رو به توهماتش دلخوش کنه.
SalinDawn🦥
۱
در زندگی روی هیچ‌چیز نمی‌شود حساب کرد، جز مرگ
SalinDawn🦥
۱
«آیا من مرگ رو ترجیح می‌دم؟»
SalinDawn🦥
۱
جنگ چیز عجیبیه، هر چی بیش‌تر آدم بکشی، شایستگیت بیش‌تر می‌شه
SalinDawn🦥
۱
ولی اگه تا حالا احمق بوده‌م، بهتره تا آخرش احمق باشم
کاربر سپیدگلی
۱
در جنگ وضع همین است. وقتت را صرف دیدن آدم‌هایی می‌کنی که دوباره دیدن‌شان محال است. جنگ همین است. قیافه‌ها و اسم‌هایی که مدام جلوِ چشم‌تان رژه می‌روند و بعد در تاریکی شب غیب می‌شوند. گاهی فقط یک کله است و گاهی بدنی کامل.