
پــــرنیـــ♪ــانـــــــ
۲
کس دیگری جز خودم در من میگریست.
پــــرنیـــ♪ــانـــــــ
۲
در وجودش زنی از خون و آتش وجود داشت: ولی از ریخت افتاده، ناقص و بیگانه به خود بود.
marfar
۱
ولی کسی نمیتواند بگوید: خود را فدا میکنم وتلخکامی نشان ندهد.
𝓐𝓵𝓲 𝓜𝓸𝓱𝓼𝓮𝓷𝓲
۰
اندیشیدن به رغم خود غالباً بارور است