
kosar rasouli
۹
«ارتشها با هم میجنگند، یکی پیروز میشود و آن یکی شکست میخورد، اما کشورها همانی که هستند میمانند.»
kosar rasouli
۵
من هیچوقت حاضر نبودم سوسیالیست بشوم و برایم کوچکترین اهمیتی نداشت. همراهی و همدستی من با اربابان قدرت و پیروزان میدان اصلاً ربطی به اعتقادات مزخرف آنها ندارد. من مثل ایدهآلیستها فکر نمیکنم، طرز فکرم فراتر و آزادتر از ایدههایی است که آنها گرفتارش هستند. عرق وطنپرستی و از اینجور مزخرفات ندارم. من بالاتر از اینها فکر میکنم. من به هیچچیز اعتقاد ندارم.
kosar rasouli
۵
تن آدم در این دنیا خیلی ضعیف و بیدفاع است، نه بالی دارد که بپرد نه پنجهای که بکشد؛ و من چنین تنی را سالم از چنین جنگی بیرون کشیده بودم. باید اعتراف کنم که شرایطم در مقایسه با خیلیها چندان بد نبود، حتی میتوانم بگویم بهای گزافی برای ارزشمندترین چیز این جهان ــ یعنی زندگی خودم ــ پرداخت نکرده بودم.
kosar rasouli
۴
فکر کردم که هیتلر حتماً در خلوت خودش خیلی احساس ناامنی میکند. به ژست ساختگیاش خیره شدم و به ذهنم رسید که هیتلر چهقدر تلاش کرده تا ترس و وحشت و آشوب درونش را پشت چنین ماسکی قایم کند. پس بیبروبرگرد تنها کسی که در این عکس ظاهر و باطنش یکی بود چترباز نازی بود. این افسر عالیرتبهٔ اسلاو، که جاننثار ارتش آلمان بود، کارش را بیعیبونقص، یا به قول آلمانها «ینواندفری»، انجام داده بود، اما افسوس که این کارها دیگر افاقهای نداشت. بههرحال، من کلاً از اینجور آدمها خوشم میآید.
farnaz3000
۴
با اینکه زندگی خیلی باارزش است، ما همیشه طوری رفتار میکنیم که انگار چیزی باارزشتر از آن هم وجود دارد… اما مگر چیزی بالاتر از زندگی هم هست؟!
آنتوان دو سنت اگزوپری
کاربر ۱۰۷۸۷۰۰۶
۳
من حتم دارم که نفرین شدهام. همیشه درست وقتی که فکرش را هم نمیکنم، یک اتفاق بد برایم میافتد.
fereshte
۲
آدم وقتی نشانههای پیری را در خودش میبیند، دلش میگیرد.
Maryam
۲
شاید از دنیا و آدمهایی که فقط قهرمانها برایشان ارزش دارند کینه داشتم. اینکه من برخلاف میلم خودم را مجبور به قهرمانبازی نکرده بودم خوب بود، اما مهر تأیید دیگران را نداشت؛ این همان شنریزهٔ ته کفش بود. شاید زندگیای که از دل خطرها اینطور بیرون کشیده شود بعدها برای آدم یک ارزش خاص اما غیرعادی پیدا کند.
Maryam
۲
فکر کردم موشکباران مثل توفان است و تنها کاری که از آدم برمیآید این است که بنشیند تا توفان تمام شود؛ مگر کار دیگری هم از ما ساخته است؟! به نظرم آمد که همه در چنین شرایطی همین کار را میکنند.
کاربر ۱۰۷۸۷۰۰۶
۲
با اینکه زندگی خیلی باارزش است، ما همیشه طوری رفتار میکنیم که انگار چیزی باارزشتر از آن هم وجود دارد… اما مگر چیزی بالاتر از زندگی هم هست؟!
kosar rasouli
۱
بههرحال، من از قماش قهرمانها نیستم. ارتشی که باید از من و مملکتم دفاع میکرد شکست خورده بود و کشور به تصرف نیروهای پیروز درآمده بود. من در کشور اشغالشده بودم و باید از حاکمان جدید اطاعت میکردم. در یک همچین وضعیتی، دیوانههایی پیدا میشدند که میخواستند مقاومت کنند. بیشتر این آدمها کشته میشدند و قهرمانیشان هم، مثل نور ستارهای که از آسمان بیفتد، خیلی زود از نظر محو و ناپیدا میشد. قهرمانهای زنده هم تعریفی نداشتند و مردم فراموششان میکردند. آخروعاقبت همهشان مثل هم است. تاریخ همیشه همین بوده است.
kosar rasouli
۱
برای اولینبار فکر کردم جنایت فقط وقتی چهرهٔ واقعی به خود میگیرد که اینطور مقابل چشم آدمها قرار بگیرد و جنایتکار مادام که از دیگران نشنود جنایت کرده، وجدانش… آه، بگذارید اصلاً حرف وجدان را نزنم!
fereshte
۱
همه در زندگیشان گاهی احساس ضعف میکنند…
AS4438
۱
تن آدم در این دنیا خیلی ضعیف و بیدفاع است، نه بالی دارد که بپرد نه پنجهای که بکشد؛
Maryam
۱
طوری از بینشان رد میشدم که انگار مثل شیشه تیز و برنده بودند و اگر بهشان میخوردم، زخمی میشدم.
Maryam
۱
. اما آدم هر کار کند، مغزش را نمیتواند علاج کند. آدم نمیتواند جلوِ فکر و خیالهاش را بگیرد.
Maryam
۱
یکبار تلاش کردم به یاد بیاورم که همهچیز درست از کجا شروع شد، اما معمولاً آدم اولِ قضایا را فراموش میکند.
hich
۱
شاید بعضیها فکر کنند برای شخص من بهتر بود که جنگ ادامه پیدا کند. خیلی احمقانه است! چرا من باید بخواهم جنگ در کشورم به درازا بکشد؟!
AS4438
۰
با اینکه زندگی خیلی باارزش است، ما همیشه طوری رفتار میکنیم که انگار چیزی باارزشتر از آن هم وجود دارد… اما مگر چیزی بالاتر از زندگی هم هست؟!
AS4438
۰
هیچ آدمی در این دنیا قهرمان نیست.