ایرانیان میخواستند، صرفِنظر از نتایج آن، صاحباختیار کشور خود باشند، اما قدرتهای بزرگ این را قبول نداشتند. این بود که لِوی و فرگوسن به مقامهای ایرانی گفتند که آنها نمیتوانند امیدوار باشند انحصار جهانی کارتل نفت را بر حمل و نقل دریایی بشکنند و سرانجام مجبور خواهند شد به مصالحه تن در دهند. با آن که آمریکاییان حساسیت بیشتری نسبت به خواستهای ایران نشان میدادند، به هیچ وجه بیش از متحدان خود در لندن برای زیر و رو کردن دنیای نفت آمادگی نداشتند. هریمن، که مجبور بود بین آنچه آرمانگرایی ملی و انعطافناپذیری سادهلوحانه میدانست از یک سو و عملگرایی و نظم واقعبینانه غربی از سوی دیگر یکی را انتخاب کند، با اندکی دودلی دومی را برگزید.