جملات زیبای کتاب ایالات متحده و ایران | طاقچه
تصویر جلد کتاب ایالات متحده و ایران

بریده‌هایی از کتاب ایالات متحده و ایران

۴٫۵
(۲)
آچسن، در نامه‌ای خطاب به سناتور رابرت کر از اوکلاهُما، مدعی شد که مشکل اصلی نه پول «بلکه یک عقیده تعصب‌آمیز در نزد برخی از ایرانیان است که باید انگلیسی‌ها را حتی به بهای نابودی کشور بیرون برانند.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
سیاست‌های ایران غربیان را سردرگم کرد. آن‌ها که از زد و بندهای سیاسی در میان نمایندگان، و در درون دربار، سردرنمی‌آوردند، به راحتی نتیجه می‌گرفتند که ایرانیان «غیرمنطقی... بی‌انضباط، بی‌مرام و دمدمی‌اند.» یا به عقیده سفیر انگلیس سر ریدر بولارد (۲۵ ـ ۱۳۲۰)، ایرانیان به لحاظ روان‌شناختی نابالغند. (۱۹)
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
مصدق نگران آن بود که مستشاران آمریکایی، که نماینده منافع کشور خودشان بودند، تمام توان خود را به کار گیرند تا ایران را در صف متحدان غرب درآورند، سیاستی که او مصیبت‌بار می‌دانست. از این رو، ترجیح می‌داد تا آن‌جا که ممکن است از کارشناسان ایرانی استفاده کند و تنها در صورت نیاز مطلق به استفاده از بیگانگان تن می‌داد ــ و در آن صورت نیز می‌کوشید از کشورهایی چون ایتالیا، مکزیک یا هلند، که دولت‌هایشان منافع راهبردی در ایران نداشتند، مشاور استخدام کند.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
سفیر جان سی. وایلی (۲۹ ـ ۱۳۲۷) با ارسال گزارش‌هایی مبنی بر ساده‌لوحی ایرانیان، مقامات آمریکایی را ترغیب می‌کرد. او می‌گفت: «کمبود دولتمردان کارآمد در ایران هراس‌انگیز است. زمانی که شاه حذف شود، ایران فرو خواهد پاشید. ایران میوه رسیده‌ای بر درخت اشتهای شوروی است.» وایلی هیچ‌گاه مصدق یا هر یک از رهبران جبهه ملی را، که نمایندگان ائتلاف وسیعی از نمایندگان طبقه متوسط بودند، نخست‌وزیران بالقوه تلقی نمی‌کرد.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
دبیر دوم سفارت نوشت: «ایران تنها به این دلیل می‌تواند به موجودیت خود به عنوان یک کشور آزاد ادامه دهد که اراده ما بر آن قرار گرفته است.» در پشت این اظهارنظر قاطعانه و جسورانه این دیدگاه دیرپا و غالبا تکراری قرار داشت که ایرانیان توانایی مراقبت از خود را ندارند. این انگاره طی چندین دهه تفکر آمریکاییان را در باره ایران ــ و خاورمیانه ــ تحت تأثیر قرار داده بود و تغییرناپذیر به نظر می‌رسید.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
سفارت گزارش داد نمایندگان جبهه ملی با متجاوز شناختن کره شمالی در جنگ کره مخالفت کردند و با حضور در ضیافت‌های شوروی و لهستان و اجتناب از مراسم چهارم ژوئیه [روز آزادی آمریکا] در سفارت آمریکا ماهیت واقعی خود را نشان دادند. شاه به پاشیدن بذر بدگمانی در اذهان آمریکاییان کمک کرد، هنگامی که در اواخر سال ۱۳۲۷ در توجیه عدم مشورت خود با مصدق در خصوص فراخوانی مجلس مؤسسان دلیل آورد که «به نظر می‌رسد او حواس‌پرتی دارد.»
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
وقتی گزارش‌های مربوط به ایران را در فاصله شهریور ۱۳۲۹ و فروردین ۱۳۳۰، یعنی ماه‌های حساسی که بحران نفت تشدید یافت، بررسی می‌کنیم، نام مصدق به طرز نمایانی در آن‌ها به چشم نمی‌خورد.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
والتر لِوی، کارشناس نفتی آمریکایی و همکار نزدیک جورج مک‌گی، معاون وزیر امور خارجه، در مه ۱۹۵۱ / اردیبهشت ۱۳۳۰ که برای گفتگو به لندن رفت، شرکت نفت انگلیس و ایران را به خاطر «فقدان اسف‌بار سیاستمداری» اش مورد انتقاد قرار داد و به طور سربسته گفت که دولت انگلیس نیز به خاطر عدم پافشاری بر حضور افراد شایسته در مقام تصدی شرکت مقصر است. مک‌گی بر این باور بود که کافی است به حمایت لفظی از ملی‌گرایی ایران بپردازیم تا غرور ملی آن‌ها را ارضا کنیم، بدون آن که کنترل واقعی را به آن‌ها بسپاریم.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
شرکت‌های نفتی آمریکایی در مورد سیاستی که می‌بایست در پیش گیرند هیچ تردیدی نداشتند. پنج شرکت عمده ــ گلف، جرسی، سوکونی، استانداردِ کالیفرنیا، و تکزاکو ــ به هیچ وجه قصد نداشتند در ایران مداخله کنند. آن‌ها خیلی خوب می‌دانستند که نتایج احتمالی موفقیت اقدام یکجانبه ایران برای امتیازنامه‌های خود آن‌ها چیست. آن‌ها ملی شدن نفت ایران را تهدیدی برای خود تلقی می‌کردند و برای آن که موضع روشنی اختیار کنند به فشار انگلستان نیازی نداشتند.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
یک شرکت لوس‌آنجلسی بی‌درنگ به مصدق پیشنهاد کرد تا ۲۵۰۰ تکنیسین را «برای حفظ تولید نفت ایران و صدور آن به متحدان غربی» اعزام دارد. چنین وعده‌هایی روابط آمریکا و انگلیس را متشنج و این باور ایرانیان را تقویت می‌کرد که می‌توانند این دو متحد را علیه یکدیگر به رقابت وادارند.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
حسین مکی، یکی از رهبران جبهه ملی، هنگامی که در آبادان بود، نتوانست از انجام نطقی آتشین در برابر جمعیت امتناع ورزد. او در سخنرانی خود با ستیزه‌جویی به رزمناو انگلیسی موریشوس، که به طرز تهدیدآمیزی دور از ساحل لنگر انداخته بود، اشاره کرد و فریاد زد: «انگلیسی‌ها نمی‌توانند ما را با آن قوطی کبریت بترسانند.»
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
روز بعد از ورود استوکس، مصدق به مجلس اطلاع داد که بریتانیا اصل ملی شدن را پذیرفته و از هریمن به خاطر کمکش در برطرف ساختن «اختلاف دیرپای ۴۲ ساله در ارتباط با امتیاز نفت جنوب» تشکر کرد ــ که معلوم شد این تشکر زودهنگام بوده است.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
ایرانیان می‌خواستند، صرفِ‌نظر از نتایج آن، صاحب‌اختیار کشور خود باشند، اما قدرت‌های بزرگ این را قبول نداشتند. این بود که لِوی و فرگوسن به مقام‌های ایرانی گفتند که آن‌ها نمی‌توانند امیدوار باشند انحصار جهانی کارتل نفت را بر حمل و نقل دریایی بشکنند و سرانجام مجبور خواهند شد به مصالحه تن در دهند. با آن که آمریکاییان حساسیت بیش‌تری نسبت به خواست‌های ایران نشان می‌دادند، به هیچ وجه بیش از متحدان خود در لندن برای زیر و رو کردن دنیای نفت آمادگی نداشتند. هریمن، که مجبور بود بین آنچه آرمانگرایی ملی و انعطاف‌ناپذیری ساده‌لوحانه می‌دانست از یک سو و عمل‌گرایی و نظم واقع‌بینانه غربی از سوی دیگر یکی را انتخاب کند، با اندکی دودلی دومی را برگزید.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
دیپلمات‌های انگلیسی در ملاقات‌هایی با مخالفان، از جمله سیدضیاءالدین طباطبایی، سردار فاخر حکمت رئیس مجلس و اسدالله علم مشاور شاه، مقاومت در برابر مصدق را تشویق و به آن‌ها اصرار می‌کردند که دست به عمل بزنند. در اوایل مهرماه که مصدق می‌خواست [در آستانه سفر به نیویورک برای حضور در جلسه شورای امنیت ـ م.] در مجلس حاضر شود، بسیاری از نمایندگان مخالف با ترک صحن مجلس، جلسه را از اکثریت انداختند.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
کافی بود که بسیاری از غربیان تنها برای مدت کوتاهی در ایران به سر برند تا در خصوص ضعف‌های سرشت ملی این کشور «خبره» شوند و سپس نسخه‌های شفابخش تجویز کنند. به نظر آن‌ها، ایرانیان، مانند برادران مسلمانشان در جاهای دیگر، به لحاظ فکری حقه‌باز بودند. اعتماد به نفس نداشتند، که ناشی از روحیه حقارت‌زدگی بود. خود را تسلیم و راضی به رضای خدا نشان می‌دادند. هیچ تلاشی به خرج نمی‌دادند مگر آن که بازده فوری داشته باشد. این ترجیع‌بند همچنان تکرار می‌شد. ناظران ــ به ویژه دیپلمات‌ها ــ به ندرت به یک حُسنِ درخورِ اعتنا اشاره می‌کردند.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
خودپسند است و به اصول اخلاقی پایبند نیست؛ آماده است چیزی را وعده دهد که می‌داند قادر به انجامش نیست یا قصد انجامش را ندارد؛ دلبسته امروز و فردا کردن است؛ فاقد پشتکار و انرژی، اما انضباط‌پذیر است. از همه مهم‌تر، از توطئه‌چینی لذت می‌برد و هرجا که احتمال نفع شخصی وجود داشته باشد به آسانی به دروغگویی و حقه‌بازی روی می‌آورد. با آن که دروغگوی ورزیده‌ای است، انتظار ندارد کسی حرفش را باور کند. آن‌ها به آسانی دانشی سطحی از موضوع‌های فنی کسب می‌کنند و خود را با این گمان فریب می‌دهند که دانششان عمیق است. (۹) چطور کسی می‌توانست با چنین مردمی مذاکره کند!
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
خرداد در انتظار اجرای قانون نُه ماده‌ای به سر می‌برد. حرکت آن‌ها از تهران پیروزمندانه بود ــ در هر ایستگاه در مسیر راه‌آهن هزاران ایرانی با فریادهای «زنده‌باد مصدق!» از آن‌ها استقبال کردند. در یک ایستگاه پیرمرد لاغر و نحیفی که ریش سفید بلندی داشت با یک سینی کوچک که روی آن یک قرآن گشاده، یک تکه‌نان و یک پیاله لعابی ترک‌خورده پر از آب قرار داشت نزد هیئت آمد. پیرمرد با اشاره به آنچه روی سینی بود، با صدای لرزانی گفت: «در زیر سلطه شرکت نفت انگلیس همه آن چیزی که باید ما را زنده نگه دارد همین است.» از دیدن این منظره اندوهناک اشک از چشم‌های اعضای هیئت جاری شد. در طول سفر به جنوب چنین صحنه‌هایی فراوان بود.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
آرتور میلسپو، به گمان خود نجات‌دهنده مالیه ایران در دهه ۱۹۲۰ / ۱۳۰۰، در جریان جنگ جهانی دوم به ایران بازگشت تا برنامه ناکام مانده خود را از نو به اجرا در آورد، اما برای بار دوم مجبور به کناره‌گیری شد. او که از دو بار شکست خود دل‌آزرده بود، در کتابش آمریکاییان در ایران ایرانیان را مورد حمله قرار داد و این ناکامی را به کاستی‌های شخصیت آن‌ها مربوط دانست.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
در مصر با چنان گرمی و گشاده‌رویی از بیگانگان استقبال می‌شد که برای یک تازه‌وارد از تهران ممکن بود شگفت‌انگیز جلوه کند، چرا که در تهران برای پی بردن به فرهنگ آن باید تلاش می‌شد. ایرانیان از انتقاد خوششان نمی‌آمد. در دهه ۱۹۳۰ / ۱۳۱۰، رضا شاه، به خاطر این که گزارش‌های روزنامه‌ها او را خشمگین کرده بود، روابط دیپلماتیک با ایالات متحده را قطع کرد. موضوعی به ظاهر کم‌اهمیت باعث رنجش او شده بود. او تنها در آستانه جنگ جهانی دوم این رابطه را از نو برقرار کرد.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
طی چندین دهه بریتانیا و روسیه بر سر نفوذ در دربار شاه با هم رقابت کرده بودند. آن‌ها در ۱۹۰۷ / ۱۲۸۶ بر سر تقسیم ایران به حوزه‌های نفوذ به توافق رسیدند تا از احتمال رو در رویی‌ای نظیر آنچه در نیمه دهه ۱۸۸۰ / ۱۲۶۰ در پنجده در مرز افغانستان روی داد، و ضمن آن گروه‌های نقشه‌برداری بریتانیایی و روسی تقریبا با هم درگیر شدند، بکاهند. ایران اسما مستقل بود، اما نمایندگان پادشاه بریتانیا و تزار روسیه می‌توانستند به شدت اعمال نفوذ کنند.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
در دوران رکود اقتصادی دهه ۱۹۳۰، نفت ایران یکی از چند نقطه امیدبخش را در اقتصاد رنجور بریتانیا تشکیل می‌داد.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
شاه در پی قدرت سومی بود که جانشین بریتانیا و اتحاد شوروی شود. از آن‌جا که ایالات متحده هیچ علاقه‌ای نشان نمی‌داد، رضاشاه برای جذب مشاوران نظامی و فنی و خرید کالاهایی که در ایران تولید نمی‌شد به آلمان روی آورد. دو سال پس از آغاز جنگ، قیام نافرجام ضدانگلیسی در عراق در مه ۱۹۴۱ / اردیبهشت ۱۳۲۰، و از پی آن حمله آلمان به روسیه، دولت‌های بریتانیا و شوروی را متقاعد کرد که نمی‌توانند خطر رخنه آلمان را در قفقاز، که قوای هیتلر را به مرزهای کشور دوستش ایران می‌رساند، تحمل کنند. آن‌ها تصمیم به اقدام گرفتند. رضاشاه از توجه به اخطارهای لندن و مسکو که می‌خواستند او چندصد تبعه آلمان را از کشورش اخراج کند، خودداری ورزید، و ایرانیان صبح سوم شهریور که از خواب برخاستند با پخش اعلامیه‌هایی در سطح شهرها روبرو شدند که از تهاجم انگلستان و شوروی خبر می‌دادند
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
شاه جوان، که قدرت چندانی نداشت، با ورود سربازان آمریکایی مخالفت نکرد، چرا که فکر می‌کرد آن‌ها در برابر قوای بریتانیا و شوروی موازنه‌ای ایجاد می‌کنند. ناگهان واشنگتن به ایران توجه تازه‌ای پیدا کرد. پرزیدنت فرانکلین روزولت بی‌مقدمه به سفیر سیار خود، سرتیپ پاتریک ج. هِرلِی، گفت که ایران می‌تواند الگویی برای توسعه پس از جنگ باشد و نمونه‌ای از دستاوردهای تخصص و نوآوری آمریکا را به جهان عرضه دارد. این توصیه زودگذرِ روزولت را کسی جدی نگرفت و چیزی از آن حاصل نشد.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
در واشنگتن هیچ کس از این جهت نگران به نظر نمی‌رسید که افزایش اختیارات شاه ممکن است پیش‌درآمد از سرگیری روش‌های استبدادی پدرش باشد. دیپلمات‌ها با بی‌پروایی چنین امکانی را ردّ می‌کردند و نتیجه می‌گرفتند که چنین تحولی در ایران پس از جنگ ممکن نیست پدید آید.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
مقام‌های انگلیسی بر سر چگونگی واکنش نسبت به ملی شدن صنعت نفت اختلاف نظر داشتند. دولت ۵۴ درصد سهام شرکت نفت انگلیس و ایران را در اختیار داشت و فعالیت در ایران بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری بریتانیا در فراسوی مرزهایش به حساب می‌آمد. این منافع مالی رسیدن به توافق را دشوار می‌ساخت، چرا که شرکت نفت انگلیس و ایران یک شرکت خصوصی صِرف نبود. از زمان پایان جنگ جهانی دوم، بریتانیا با یک رشته بحران بودجه و توازن پرداخت‌ها مواجه شده بود که از بدهی‌های بالا آمده در دوران جنگ ناشی می‌شد و پایانی هم برایش متصور نبود.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
هنگامی که مقام‌های خزانه‌داری به این فکر می‌کردند که سرمایه‌گذاریشان در ایران، که سالانه بیش از صد میلیون پوند به صورت مالیات، بهره و سود سهام به انگلستان باز می‌گرداند، به خطر افتاده است، همه این‌ها بر ذهنشان سنگینی می‌کرد.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
اگر مقام‌های رسمی اختلاف‌نظر داشتند، مردم بریتانیا چنین نبودند؛ آن‌ها به شدت مخالف تسلیم شدن به ایران بودند. این احساس وجود داشت که بریتانیا از پی جنگ جهانی دوم زیر فشار قرار گرفته و بخش مهمی از امپراتوری پهناور خود را از دست داده است و اینک دولت باید با استواری ایستادگی کند. حتی نمایندگان معمولی حزب کارگر [در مجلس عوام. ـ م.] تهدید به شورش کردند. یکی از آن‌ها واکنش همقطارانش را نسبت به بحران در ایران چنین خلاصه کرد: «بهتر است ایستادگی کنیم و خطر مرگ را پذیرا شویم تا فرزندانمان محکوم نشوند که در زندگی به زانو درآیند؛ و اگر این از من یک میهن‌پرست افراطی می‌سازد، بگذار چنین شود.»
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
مقام‌های بریتانیایی غالبا اظهار تعجب می‌کردند که ایرانیان گمان می‌کنند می‌توانند صنعت پیچیده نفت، از جمله پالایشگاه بزرگ آبادان را، که بزرگ‌ترین پالایشگاه جهان بود، اداره کنند؛ از این رو موضوع ملی شدن را خیلی جدی نمی‌گرفتند. از دو حال خارج نبود: یا ایرانیان می‌خواستند با این ترفند تا آن‌جا که ممکن است پول بیش‌تری از شرکت نفت انگلیس و ایران بیرون بکشند یا، مانند کودکان سرکش، تصمیم داشتند همه چیز را به هم بریزند، بدون آن که کاملاً بدانند ــ یا اهمیتی بدهند ــ که چه پیش خواهد آمد. در هر صورت، انگلیسی‌ها مسئولیت داشتند جلوی آن‌ها را بگیرند تا تب و تاب ملی‌گرایی فروکش کند و شرایط به وضع عادی بازگردد.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
پرزیدنت ترومن شرکت نفت انگلیس و ایران و دولت بریتانیا را مورد انتقاد قرار داد و به روزنامه‌نگار آرتور کروک گفت که «بریتانیایی‌ها با موضوع نفت ایران به نحوی نامناسب و فاجعه‌آمیز برخورد کردند. ما به آن‌ها گفتیم که چگونه از آن اجتناب ورزند اما آن‌ها به توصیه ما گوش ندادند.» بعدا او از این هم پیش‌تر رفت و اظهار داشت: «بریتانیایی‌ها در تفکرشان در خصوص ایران هنوز در قرن نوزدهم به سر می‌برند. مسئولیت گرفتاری کنونی بر عهده آن‌هاست.»
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
سفیر شپرد اینک از مساعدت الهام‌بخش رابین زینر، پژوهشگر آکسفورد و مشاور سفارت، برخوردار بود. زینر، یک کارشناس زبان فارسی که سال‌های جنگ را به عنوان وابسته مطبوعاتی در تهران سپری ساخته بود، به پیشنهاد پیشکسوت ایران‌شناسان بریتانیایی، آن لمبتون، به ایران بازگشت تا برای تضعیف مصدق هر کاری که می‌تواند انجام دهد. او پیوندهای با نخبگان طرفدار انگلیس را، که برجسته‌ترین نماینده آن‌ها سیدضیاءالدین طباطبایی بود، تحکیم بخشید و به ارسال تلگرام‌های امیدوارکننده‌ای پرداخت که از تضعیف نخست‌وزیر خبر می‌دادند.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸

حجم

۳۱۵٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۲

تعداد صفحه‌ها

۳۰۳ صفحه

حجم

۳۱۵٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۲

تعداد صفحه‌ها

۳۰۳ صفحه

قیمت:
۱۵۰,۰۰۰
۹۰,۰۰۰
۴۰%
تومان