
بریدههایی از کتاب از اروپا و آمریکای لاتین
آرایش گیسوان دخترهای جوان اهل پاریس که همگی مرید ژان پل سارترند و هرگز هم کتابی از او را نخواندهاند.
پویا پانا
عشاق در هیچ جای دنیا مثل ایتالیا عشق خود را اینطور در ملأعام به نمایش نمیگذارند. در پاریس، همانطور که همه میدانند، عشاق در خیابانها یکدیگر را میبوسند. در ایتالیا همدیگر را نمیبوسند، ولی چنان عشقی از خود بروز میدهند که دیگر بوسه لزومی ندارد.
پویا پانا
در راهروهای هتل اکسلسیور میگفتند: «مرده باد عقاید بورژوازی!» و داشتند شکم خود را برای نوشیدن ودکا و خوردن خاویار صابون میزدند.
پویا پانا
«زندگی من ارزشی ندارد، ولی به هر حال من فقط همین یک زندگی را دارم.»
پویا پانا
«اسپانیایی زبانی است عجیب و غریب. وقتی هنرپیشهای تقاضای یک لیوان آب میکند، انگار دارد یک نمایشنامه کورنی را دکلمه میکند.»
پویا پانا
آنچه در فیلمهای روی ساحل میبینی بسیار سرگرمکننده است. مردم عامی میدانند که ثروتمندان هم آنجا حضور دارند، ولی برایشان ذرهای اهمیت ندارد. در حالی که ثروتمندان تصور میکنند که هر کس در دریای آدریاتیک آبتنی میکند مثل خود آنها میلیونر است. اگر اینطور نبود، آن همه دلار خرج نمیکردند تا نیمی از جهان را زیر پا بگذارند و علاوه بر آن همه دردسر میلیونر بودن، صرفا به جایی پا بگذارند که در آن مردم عامی فقط با پنجاه لیر دارند در همان آب دریا شنا میکنند. مزاح مردم فقیر است. پوزخند جامعه است. تمسخر سرمایهداران نسبت به خود سرمایهداران. چون خیلی آسانتر و لذتبخشتر است که فقط پنجاه لیر ناچیز را به جای یک میلیون دلار و یک کشتی تفریحی خرج کنی تا دقیقا به همان محل بروی و دقیقا همان کارهای میلیونرها را انجام بدهی.
پویا پانا
در تمام هفته فقیرهای ونیز به توریستها آت و آشغال میفروشند. یک کلاه حصیری ساخت میلان را به آنها میفروشند که دور آن روبان قرمزی ساخت شهر تورینو بستهاند و آن را به جای کلاههای ونیزی به توریستها قالب میکنند و توریستها هم با اسکناسی چاپ نیویورک بهایش را میپردازند. آن را بر سر میگذارند و از میان هزار راههای پلها به صورت مضحکی به راه میافتند و آشغالهای دیگری را هم میخرند که در هر جای دنیا ساخته شده است.
پویا پانا
شوروی میخواست بگوید که چیزی بهتر از کمونیسم وجود ندارد، درست همانطور که آمریکاییها میخواستند ثابت کنند که چیزی بهتر از سرمایهداری وجود ندارد.
پویا پانا
اگر کسی قرار باشد در نیممتر آب غرق بشود، تلاشی میکند. چون خودکشی که آن همه دردسر ندارد. آسان است.
پویا پانا
کار احمقانهای است و من هم همیشه با حماقت مخالف بودهام.»
پویا پانا
چیزی بامزهتر از آلمانی بلد بودن وجود دارد، یعنی آلمانی بلد نبودن.
پویا پانا
ما که به این زبان مرده، یعنی اسپانیایی، حرف میزنیم، در اروپا، بهخوبی با فرانسویها و ایتالیاییها کنار میآییم، گلیم خود را از آب بیرون میکشیم. همانطور هم با اهالی رومانی که زبان آنها بسیار به زبان آبا و اجدادی ما شباهت دارد. یک نوع اسپانیایی است بدون «حرف اضافه». اگر فرض کنی که زبانهای پرتغالی، فرانسوی و ایتالیایی ریشهای اسپانیایی دارند، آن وقت سوار بر قطاری اروپایی میتوانی به نتایج مفیدی برسی. پرتغالی همان زبان اسپانیایی است که تودماغی صحبت میشود. زبان فرانسه هم همان اسپانیایی است که از گلو بیرون میآید و ایتالیایی هم بار دیگر همان اسپانیایی است که با حرکات دست تکلم میشود.
پویا پانا
هیچ کس مثل ایتالیاییها در سفر خوشپوش نیست.
پویا پانا
من همیشه معتقد بودهام که خواب موضوعی است بسیار خصوصی، به این معنا که اگر خوابت گرفته، باید به تنهایی بخوابی. اما در کوپه قطار که هشت نفر مسافر دارد کار مشکلی است. برای اینکه بتوانی بخوابی، باید اول کاری کنی که بقیه بخوابند. گرچه به نظرت میرسد که آن هفت مسافر دیگر هم منتظر این هستند که نفر هشتم بخوابد. وقتی مکالمهها پایان یافت و فقط صدای وزوز فلزی عبور قطار در ظلمت دشتها به گوش رسید، آن وقت هر یک از آن مسافران از دیگری احساس نفرت میکند، ولی به هر حال هر هشت مسافر به خواب فرو میروند، انگار خواب هر یک به دیگری سرایت کرده است.
پویا پانا
در موقعیتی عاجزانه باید چارهای عاجزانه پیدا کرد.
پویا پانا
وین شهری است شاد و خوشمنظره. هیچ کس دوست ندارد قتلعام را به خاطر بیاورد.
پویا پانا
هیچ بعید نیست که بهزودی کشف شود که آثار فلوبر و بالزاک را هم یک فرد واحد نوشته است. از همین حالا مشکوک شدهاند که کورنی آثار مولیر را نوشته است.
پویا پانا
هیچ بعید نیست که بهزودی کشف شود که آثار فلوبر و بالزاک را هم یک فرد واحد نوشته است. از همین حالا مشکوک شدهاند که کورنی آثار مولیر را نوشته است.
پویا پانا
پورفیریو روبیروسا، سیاستمدار اهل جزایر دومینیکن، اخیرا اعلام کرده است: «تنها ایرادی که میتوانند از من بگیرند این است که موفق نشدم همسرانم را نگه دارم.» او تا کنون با چهار زن از ثروتمندترین زنهای جهان ازدواج کرده است. اکنون هم در پلاژها، مثل آدمی مجرد سرگردان است.
پویا پانا
روبیروسا میگوید: «ازدواجهای من چندان عجیب نبودند، طلاقها حیرتانگیز بودند.»
پویا پانا
زنها عاشقش میشوند، ولی نمیتوانند با او زندگی کنند.
پویا پانا
تجارت سیگار در آمریکا تحت نظر اوست. میگویند هر کس در جهان یک سیگار آمریکایی میکشد، چیزی به ثروت او اضافه میکند.
پویا پانا
همسران او پس از طلاق کینهای به دل نمیگیرند. انگار همگی آنها سپاسگزارند که از پورفیریو روبیروسا طلاق گرفتهاند.
پویا پانا
پنج ماه پس از ازدواج، ثریا به رم رفته بود و در طی یک روز بعدازظهر ۳۷ میلیون فرانک خرج خرید جواهر کرده بود. در همان زمانی که در خیابانهای تهران، خون جاری شده بود. ولی ثریا آن مرتبه به کاخ و آغوش شوهرش بازگشت، چیزی که مطبوعات اروپایی بهخوبی از آن سوءاستفاده کردند.
پویا پانا
با داشتن پنجاه میلیون دلار میتوانی بهخوبی از روی طوفانها پرواز کنی.
پویا پانا
همسر من در رشته فلسفه دکترا دارد. او برای من شخصیت مهمی محسوب میشود.»
فیلیپ هم در جواب گفته بود: «من بهخوبی موقعیت شما را درک میکنم. هر دوی ما در زناشویی خودمان گرفتار` هستیم.»
پویا پانا
یک ایتالیایی که آنجا حضور داشت جملهای بر زبان آورده بود که همیشه از نظر تاریخنویسان مخفی مانده بود: «در کودتاهای ونزوئلا، کشتی همیشه نقش مهمی داشته است.»
پویا پانا
«روزنامهها دروغ مینویسند تا مردم را نگران کنند.
پویا پانا
حجم
۱۹۲٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۰
تعداد صفحهها
۲۶۳ صفحه
حجم
۱۹۲٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۰
تعداد صفحهها
۲۶۳ صفحه
قیمت:
۱۳۰,۰۰۰
تومان