
farnaz Puresmaili
۱۳۲
عاشق واقعی كسی است كه در سرنوشت معشوقش شريك باشد
دانور🌱
۹۶
زبان آدمی شاید بتواند حقیقت را کتمان کند، ولی چشمها، هرگز
farnaz Puresmaili
۸۰
آنقدر ترسيدهام كه ديگر هيچ چيز نمیترساندم.
farnaz Puresmaili
۷۰
و تنهايی عجيب چشمهايش بيشتر از زيبايیاش مجذوبم كرد.
فاطمه
۶۰
«واقعآ حيف شد! ولی سؤالی كه ناراحتم كرده اين است كه اگر خدا نباشد، چه كسی حاكم بر سرنوشت انسان است و به جهان نظم میدهد؟»
بزدومنی با عصبانيت در پاسخ اين سؤال كاملا بیمعنی گفت: «انسان خودش بر سرنوشت خودش حاكم است.»
خارجی به آرامی جواب داد: «ببخشيد، ولی برای آنكه بتوان حاكم بود بايد حداقل برای دوره معقولی از آينده، برنامه دقيقی در دست داشت. پس جسارتآ میپرسم كه انسان چطور میتواند بر سرنوشت خود حاكم باشد در حاليكه نه تنها قادر به تدوين برنامهای برای مدتی به كوتاهی مثلا هزار سال نيست بلكه حتی قدرت پيشبينی سرنوشت فردای خود را هم ندارد؟»
اکرم ملایی
۵۱
هر نوع قدرت به هرحال خشونتی است عليه مردم و زمانی فرا خواهد رسيد كه نه سزار و نه هيچ انسان ديگری حاكم نخواهد بود. انسان بهملكوت حقيقت و عدالت گام خواهد گذاشت، جايی كه بههيچ گونه قدرتی نيازی نخواهد بود
شلاله
۴۱
با آستين دست راستش، اشكی را كه ناگهان سرازير شده بود، پاك كرد و ادامه داد : «عشق گريبان ما را گرفت، درست همانطوری كه قاتلی يكدفعه از كوچهای تاريك سر آدم هوار میشود. هردومان را تكان داد ــ همان تكان رعد و برق؛ همان تكان برق تيغه چاقو.
Medico Fateme
۴۰
بزدلی بیترديد يكی از بدترين گناهان است.
Husayn Parvarde
۲۹
چه اندوهبار است، ای خدايان، جهان به شب هنگامان، و چه رازگونه است مهی كه مردابها را میپوشاند. اگر پيش از مرگ رنجی فراوان برده باشی و اگر در اين وادی مهگرفته به درماندگی پرسهای زده باشی و اگر بار گران جانكاهی بر دوش، گرد جهان میگشتی، میفهميدی. و اگر خسته باشی و بیهيچ بيم و دريغی به ترك جهان و ترك مه و مرداب و رودخانههايش رضا داده باشی، میفهميدی. اگر حاضر بودی با قلبی سبك به كام مرگ فرو روی و میدانستی كه تنها مرگ مرهم زخم تو است، میفهميدی.
Medico Fateme
۲۷
عاشق واقعی كسی است كه در سرنوشت معشوقش شريك باشد.
پویا پانا
۱۷
اتفاقی خواهد افتاد، چون این وضع دیگر چندان قابل دوام نیست.
farnaz Puresmaili
۱۶
هرگز نبايد از كسی چيزی بخواهی. هرگز. مخصوصاً از آنهايی كه از تو قدرتمندترند. اينگونه افراد به دلخواه خودشان پيشنهاد كمك میكنند.
Shadi
۱۴
اگر پيش از مرگ رنجی فراوان برده باشی و اگر در اين وادی مهگرفته به درماندگی پرسهای زده باشی و اگر بار گران جانكاهی بر دوش، گرد جهان میگشتی، میفهميدی. و اگر خسته باشی و بیهيچ بيم و دريغی به ترك جهان و ترك مه و مرداب و رودخانههايش رضا داده باشی، میفهميدی. اگر حاضر بودی با قلبی سبك به كام مرگ فرو روی و میدانستی كه تنها مرگ مرهم زخم تو است، میفهميدی.
Gisoo
۱۲
تمثال فراموش شده قديسی بهديوار آويزان بود
Ghazal Hashemi
۱۲
تنها كسی میتواند نخ را قطع كند كه خودش زندگی مرا به آن بسته.»
Shadi
۱۱
عشق گريبان ما را گرفت، درست همانطوری كه قاتلی يكدفعه از كوچهای تاريك سر آدم هوار میشود. هردومان را تكان داد ــ همان تكان رعد و برق؛ همان تكان برق تيغه چاقو.
❤ محمد حسین ❤
۱۱
حرفت را باور میکنم. این چشمها دروغ نمیگوید. چند بار بهتان گفتم که اشتباه اساسی شما کم بهادادن به اهمیت چشم است. زبان آدمی شاید بتواند حقیقت را کتمان کند، ولی چشمها، هرگز.
Arash
۹
«بگو ببينم، چرا هميشه تعبير «انسان نيك» را به كار میگيری؟ آيا همه را به همين عنوان خطاب میكنی؟»
زندانی گفت: «بله، همه را، روی زمين انسان شروری وجود ندارد.»
farnaz Puresmaili
۹
با تعجب نگاهم میكرد و ناگهان، بیهيچ نشان و اماره قبلی، دانستم كه تمام عمر عاشق اين زن بودهام. عجيب نيست؟ حتمآ میگوييد ديوانهام
❤ محمد حسین ❤
۹
حقایق حقایقند و نمیشود بیارائه دلیل آنها را انکار کرد.
Mohammadreza Zabihi
۷
ولند كه دهانش به لبخندی مچاله میشد، جواب داد: «پس متأسفم كه بايد خودت را با واقعيت سلامت حال من وفق بدهی. همين كه سر و كلهات بر اين پشت بام پيدا شد، مسخرهبازی را شروع كردی. از لحن صحبتت فهميدم. طوری صحبت میكردی كه انگار وجود اهرمن و ظلمت را منكری. فكرش را بكن؛ اگر اهرمن نمیبود، كار خير شما چه فايدهای میداشت و بدون سايه دنيا چه شكلی پيدا میكرد؟ مردم و چيزها سايه دارند. مثلاً، اين سايه شمشير من است. در عينحال موجودات زنده و درختها هم سايه دارند... آيا میخواهی زمين را از همه درختها، از همه موجودات، پاك كنی تا آرزويت برای ديدار نور مطلق تحقق يابد؟ خيلی احمقی.»
فاطمه
۷
آدمهای واقعبين میدانند كه بخت هرگز دو بار درِ خانه آدم را نمیزند.
سنا
۷
این یک واقعیت است. و واقعیت سرسخت ترین چیز دنیا است.
نیتا
۶
ظلمتی كه از سوی دريای مديترانه فرا میرسيد، شهری را كه پيلاطس از آن بینهايت متنفر بود میپوشاند. پلهای معلقی كه هيكل را به قلعه رعب آور آنطونيا وصل میكرد ناپديد گشت؛ از آسمان ظلمت میباريد و خدايان بالدار فراز ميدان اسب سواری را، برج كنگرهدار هاسمون را، بازارها و كاروانسراها را، كوچهپسكوچهها و استخرها را در سياهی غرق میكرد... اورشليم، شهر بزرگ، طوری ناپديد شد كه گويی هرگز نبوده است. ظلمت همه چيز را فرو بلعيد و همه زندگان اورشليم و اطراف شهر را هراسان كرد.
penelope
۶
«سرور من، تكرار میكنم، هرگز كسی را به چنين كاری تحريك نكردهام. مگر ناقصالعقل به نظر میرسم؟»
حاكم، با خندهای مشئوم، به آرامی جواب داد: «نخير، به نظر نمیرسی. بسيار خوب، قسم بخور كه چنين كاری نكردی.»
زندانی كه تازه دستش باز شده بود با عجله پرسيد: «به چه چيزی میگوييد قسم بخورم؟»
حاكم جواب داد: «به زندگانی خودت قسم بخور. زمان قسم خوردن به آن واقعآ نزديك شده؛ چون حتمآ میدانی كه زندگیات به نخی بسته است!»
زندانی پرسيد: «سرور من، مبادا فكر كنی كه تو آن را به نخی بستهای. اگر اينطور فكر میكنی، در اشتباهی.»
atiyeh hasankhani
۶
هرگز نبايد از كسی چيزی بخواهی. هرگز. مخصوصاً از آنهايی كه از تو قدرتمندترند. اينگونه افراد به دلخواه خودشان پيشنهاد كمك میكنند.
❤ محمد حسین ❤
۶
یا میبایست فراموشش کند یا میبایست بمیرد.
Mehr
۶
«بگو ببینم، چرا همیشه تعبیر «انسان نیک» را به کار میگیری؟ آیا همه را به همین عنوان خطاب میکنی؟»
زندانی گفت: «بله، همه را، روی زمین انسان شروری وجود ندارد.»
شبنم
۶
واقعیت سرسخت ترین چیز دنیا است.
کرم کتابخوان
۶
مردان باهوش از طریق حل مشکلات پیچیده باهوش میشوند.