من عالیترین چیزی را که به خاطرم رسید، برایت آرزو کردم و تازه معلوم نیست که بهترین آنها را انتخاب کرده باشم. آره، گیرم که همهٔ مردم تو را دوست بدارند، تازه کدامشان قادر خواهند بود بهاندازهٔ مادرت تو را دوست داشته باشند
Sar
تا زمانی که از بالا رفتن بازنایستادهای، پلهها هم پایان نمیگیرند. زیر پاهای صعودکنندهات، پلهها هم به سمت بالا زیاد میشوند.
Sar
اعتراف به این که وقت را هدر داده و بیراهه رفتهام، برایم تحملناپذیر است. چی؟ در این زندگی کوتاه و شتابزده و دربرگیرندهٔ نالهای بیشکیب از پلهها پایین بروم؟ این کار غیرممکن است. مدت زمانی که فرصت داری، آنچنان کوتاه است که اگر ثانیهای از آن را از دست بدهی، سراسر زندگیات را باختهای، زیرا طول زندگی تو بهاندازهٔ همان اندک زمانی است که از دست میدهی. بنابراین چون راهی را شروع کردی، آن را به پایان برسان. مطمئن باش که برد با تو بوده است. خطری تو را تهدید نمیکند.
Fahime Bdgh