جملات زیبای کتاب لبخند باشکوه آقای گیل | طاقچه
تصویر جلد کتاب لبخند باشکوه آقای گیل

بریده‌هایی از کتاب لبخند باشکوه آقای گیل

۳٫۵
(۲)
جمشید: (در گفتار بی‌صدای فروغ‌الزمان فکر می‌کند.) نِفِرتی‌تی! نِفِرتی‌تی! به من نگاه کن! با اون چشم‌های صاف و آرام، که انقدر سیاه و تلخه، به من نگاه کن! این باد گلو نیس؛ من صدای سقوطو شنیدم. درخت پیر داره از کمر می‌شکنه، و خورشید، یه خورشید تازه از پشت مه طلوع می‌کنه و عمارت غرق نور می‌شه؛ با شیشه‌های رنگی و پرده‌های کلفتش، با گرگ‌ها و برّه‌هایی که توش پناه گرفته‌ن. هیچ سحر و قدرتی هم نمی‌تونه جلوی امواج نیرومند این نورو بگیره. نه ارادهٔ اون شهید، نه کبر ما و نه اون ساعت، که ده ساله روی دو و پنجاه دقیقه خوابیده، تا گردش زمینو تو این عمارت متوقف کنه.
zima blue

حجم

۹۷٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۴۴ صفحه

حجم

۹۷٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۴۴ صفحه

قیمت:
۳۵,۰۰۰
تومان