
یك رهگذر
۶
فردا خوشبخت خواهم بود! برای سعادت فردایی وجود ندارد. دیروز هم وجود ندارد، سعادت دیروز را به یاد ندارد و در اندیشهٔ فردا هم نیست، سعادت امروز میشناسد و بس - آن هم نه یک روز - بلکه تنها یک دم را.
Dot
۴
آخ جوانی، با چه چیزها که خود را بازی نمیدهی
یك رهگذر
۴
زمانی که آرزوی کاری را داری فقط آن وقت مثل شهباز در پروازی و به خیالت میرسد که داری زمین را از جایش میجنبانی، اما همین که زمان اجرا و انجام آن کار میرسد، زود وا میدهی و ضعیف و خسته میشوی.
یك رهگذر
۳
«هرچه بیشتر میتوانی از زندگی بگیر و تابع و بندهٔ هیچ کس نباش؛ به خود تعلق داشتن: این است تمام رمز زندگی.»
یك رهگذر
۳
خوبی و نیروی شعر در این است که گاه از چیزی با ما سخن میگوید که وجود ندارد، و باز در این که هر چیز را نهتنها بهتر از آنچه که هست توصیف مینماید، بلکه به حقیقت هم نزدیکتر است...
یك رهگذر
۲
خوراکِ نوجوانی، شیرینیِ زرین است و میپندارد که این همانا نان ضروری روزانه است، اما زمانی میرسد که از نان بیات هم نمیگذرد.
یك رهگذر
۲
جز تو هیچ کس را نمیخواهم دوست داشته باشم، تنها تو را، تا آخر عمر.
یك رهگذر
۲
ای نوجوانی، شاید تمام رمز خوبی و زیباییات نه در این است که امکان داری هر چه بخواهی بکنی، بلکه در این است که فقط میپنداری که هر چه بخواهی انجامش برایت ممکن است