فردا خوشبخت خواهم بود! برای سعادت فردایی وجود ندارد. دیروز هم وجود ندارد، سعادت دیروز را به یاد ندارد و در اندیشهٔ فردا هم نیست، سعادت امروز میشناسد و بس - آن هم نه یک روز - بلکه تنها یک دم را.
یك رهگذر
آخ جوانی، با چه چیزها که خود را بازی نمیدهی
Dot
زمانی که آرزوی کاری را داری فقط آن وقت مثل شهباز در پروازی و به خیالت میرسد که داری زمین را از جایش میجنبانی، اما همین که زمان اجرا و انجام آن کار میرسد، زود وا میدهی و ضعیف و خسته میشوی.
یك رهگذر
«هرچه بیشتر میتوانی از زندگی بگیر و تابع و بندهٔ هیچ کس نباش؛ به خود تعلق داشتن: این است تمام رمز زندگی.»
یك رهگذر
خوراکِ نوجوانی، شیرینیِ زرین است و میپندارد که این همانا نان ضروری روزانه است، اما زمانی میرسد که از نان بیات هم نمیگذرد.
یك رهگذر
جز تو هیچ کس را نمیخواهم دوست داشته باشم، تنها تو را، تا آخر عمر.
یك رهگذر
خوبی و نیروی شعر در این است که گاه از چیزی با ما سخن میگوید که وجود ندارد، و باز در این که هر چیز را نهتنها بهتر از آنچه که هست توصیف مینماید، بلکه به حقیقت هم نزدیکتر است...
یك رهگذر
ای نوجوانی، شاید تمام رمز خوبی و زیباییات نه در این است که امکان داری هر چه بخواهی بکنی، بلکه در این است که فقط میپنداری که هر چه بخواهی انجامش برایت ممکن است
یك رهگذر