
nazanin Torabi
۳
اگر دروغی به دفعات تکرار شود، اثر خواهد کرد.
sedami
۲
بیش از شش میلیون یهودی ــ و تعداد بیشمار دیگری از روسها، کولیها، و دیگران ــ در اردوگاههای مرگ رایش، از طریق خفه کردن سیستماتیک با گاز و شلیک گلوله، از راه آزمایشهای پزشکی دهشتآفرین و بیرحمی ددمنشانه و شرایط غیرانسانی به قتل رسیدند.
sedami
۱
آدولف هیتلر، مردی که سرانجام آلمان را از وضعیت فلاکتبارش خارج کرد و از یک بازارشام یک ابرقدرت آفرید، در ثروت و قدرت به دنیا نیامده بود. چنان که یک تاریخدان مینویسد، آدولف هیتلر «در اصل، یک آدم معمولی» بود.
nazanin Torabi
۰
«تبلیغاتی که نتایج مطلوب به بار آورد خوب و همه تبلیغات دیگر بَد است. بنابراین، بیربط است که بگوییم تبلیغات ما بیش از حد سرهمبندی شده، بیش از حد پیش پا افتاده، بیش از حد وحشیانه، یا بیش از حد مغرضانه است، چون همه اینها بیاهمیت است.... تبلیغات همیشه وسیلهای است برای دستیابی به هدف.
sedami
۰
هیتلر میگفت، آلمان برای این که قوی باشد و بر دنیا مسلط شود، باید عوامل بیگانه را که مدتهاست باعث تضعیف آن شده است از میان بردارد. یهودیان در رأس فهرست عوامل نامطلوب قرار داشتند، هر چند به هیچ وجه آنها تنها نبودند. هیتلر لهستانیها، اسلاوها، کشیشان، روسها، همجنسبازان، کمونیستها، و کولیها را نیز برای اقتدار امپراتوری آلمان تهدید به حساب میآورد. تاریخدانان برآورد میکنند که امپراتوری هیتلر یازده میلیون نفر از چنین «عناصر نامطلوب» ــ از جمله شش میلیون یهودی، حدود دو سوم جمعیت یهودی اروپا ــ را اعدام کرد.
sedami
۰
امپراتوری هیتلر بر اطاعت کامل تمام مردم آلمان مبتنی بود. دیدگاههای پیشوا میبایست دیدگاههای مردمش باشد. هر فرمانی که هیتلر صادر میکرد باید مطلقاً و بدون چون و چرا اجرا میشد.
sedami
۰
هیتلر از اندیشمندان و فیلسوفان دوری میجست و معتقد بود دانش آنها بیفایده است. تأکید داشت: «من هیچ آموزش فکری نخواهم داشت. دانش سبب تباهی جوانان من است. پرورش جوانانی به شدت فعال، سلطهجو و خشن ــ این هدف من است!»
sedami
۰
یکی از هدفهای اصلی هیتلر استیلای نژاد آریایی بر سایر نژادها به ویژه یهودیان بود که هیتلر آنها را «جانوران» فروانسان میدانست. و هر چند رفتار نازیها با یهودیان در آلمان از ابتدا خشن و توهینآمیز بود، در سال ۱۹۳۸، کمی پس از پیروزی دیپلماتیک هیتلر در اجلاس مونیخ، به مراتب بدتر شد. به عبارتی، علیه یهودیان آلمان اعلان جنگ شد.
sedami
۰
نازیها در اردوگاههای مرگ به این توهم دامن میزدند که همه چیز روبراه خواهد شد. اتاقهای گاز و کورههای مردهسوزی همجوار آن را چمنزارهای سرسبز و شاداب و باغهای زیبا احاطه کرده بود. هر اردوگاهی ظاهرسازی خاص خود را برای این ساختمانها داشت؛ گاهی اتاقهای گاز را «حمام» یا «تجهیزات شستشو و استنشاق» مینامیدند.
sedami
۰
یک سرباز آمریکایی که در آزادسازی یک اردوگاه مرگ شرکت داشت وحشت کرد:
در ساختمانهای بدقواره زندانیان مفلوک گرسنگیکشیده ساکن بودند... اسکلتهای متحرک، و بسیاری دیگر جان باخته بودند.... بیرون اجساد برهنه مثل توده هیزم روی هم انباشته بود... . قبلا مرگهای بسیاری را در میدان نبرد شاهد بودم... اما با دیدن این منظره فقط گریستم و گریستم. تپانچه و تفنگ و نارنجکم را به احترام مردگان بر زمین گذاشتم.
Zahra Darvishi
۰
ملل متفق، فرانسه، انگلستان، بلژیک، و ایتالیا ــ با کمک ایالات متحده ــ جنگ را بردند، اما متحمل تلفات بسیار سنگینی شدند. این ملل متفق در نوامبر ۱۹۱۸ یک هدف عمده داشتند: حصول اطمینان از این که آلمان دیگر هیچگاه قادر به دستزدن به چنین جنگی نباشد.
چنان که سیاستمدار بریتانیایی سِر اریک گِدِس در پایان جنگ اظهار داشت، «(آلمانیها) قرار است چلانده شوند، همان طور که یک لیموترش را میچلانند ــ تا هستهها بیرون آیند.»
Zahra Darvishi
۰
متفقین پیروز، برای تضعیف آلمان، معاهده ورسای را پیش نهادند، که در آن تعداد زیادی ـدر مجموع ۴۴۰ ــ شرط را برشمردند که آلمان میبایست آنها را میپذیرفت. این معاهده چنان سختگیرانه بود که برخی از آمریکاییهای دستاندرکار تهیه آن صادقانه احساس شرمساری میکردند. سرانجام که شرایط معاهده نوشته شد، رابرت لانسینگ، وزیر امور خارجه ایالات متحده، تصدیق کرد که «شرایط صلح بیاندازه خشن و تحقیرآمیز به نظر میرسد.»
Zahra Darvishi
۰
چنان که یک تاریخدان برآورد کرده، «معاهده حدود سیزده درصد قلمرو پیش از جنگ آلمان، ده درصد جمعیت آن، ۷۵ درصد کانههای آهن آن، و ۲۵ درصد باکیفیتترین معادن ذغال سنگ آن را گرفت.»
Zahra Darvishi
۰
هر چند آلمانیها میدانستند که مجبور خواهند بود برخی غرامتها را متقبل شوند، اما در تاریخ جنگها و معاهدات سابقه نداشت ملتی این جور مقصر شناخته شود و چنین تعهدی برای پرداخت غرامت را بر عهده گیرد. این معاهده از نظر پرزیدنت ویلسون نیز بیمعنا بود، چرا که به طور خصوصی به نیوتون بیکر وزیر جنگ آمریکا گفته بود: «اگر من آلمانی بودم، فکر میکنم هرگز نباید آن را امضا میکردم.»
Zahra Darvishi
۰
به گزارش تاریخنگار وارن موریس، «کارخانهها به کارگرانشان دوبار در روز دستمزد میپرداختند و به آنها مرخصی کوتاهمدت میدادند تا پیش از آن که قیمتها بالاتر رود برای خانواده خود مواد غذایی بخرند. مردم هر بار دوتا آبجو میخریدند و دومی را گرم مینوشیدند، چون اگر صبر میکردند، در فاصلهای که اولی را نوش جان میکردند، قیمت دو یا سه برابر میشد.»
Zahra Darvishi
۰
دولت آلمان به منظور پاسخگویی به مطالبات هم مردم نگونبخت خودش و هم متفقین، شروع به چاپ اسکناس بیشتر کرد. این یک اشتباه فاجعهآمیز بود.
از آنجا که فرانسویها و دیگر متفقین مقدار زیادی از طلاهای آلمان را از خزانه ملی این کشور به سرقت برده بودند، برای اسکناسهایی که چاپ میشد پشتوانهای وجود نداشت.
Zahra Darvishi
۰
حق اشتراک یک روزنامه در برلین از هفتهای شش مارک به بیش از پانصد میلیارد مارک ترقی کرد! و از آنجا که پول کاغذی این قدر بیارزش بود، مردم از آن برای عایقبندی، کاغذدیواری، و حتی به عنوان کاغذ باطله برای روشن کردن اجاق آشپزخانهشان، استفاده میکردند. زنی شکایت داشت که وقتی یک سبد بزرگ پُر از اسکناس را برای چند دقیقه جلوی یک مغازه جا گذاشت، دزدی سبد را ربُود، اما اسکناسها را باقی گذاشت!
Zahra Darvishi
۰
آدولف، هر چند به اندازه کافی باهوش بود، سختکوش نبود. در مدرسه در برخی درسها آن قدر تلاش میکرد که قبول شود اما برای درسهایی که جذبش نمیکرد وقت نمیگذاشت.
Zahra Darvishi
۰
آدولف هیتلر، این جوان خجالتی و دستپاچه، این استعداد را داشت که به سخنوری پرقدرت تبدیل شود، سخنوری که میتوانست حضار را افسون کند. او نخستین بار هنگامی از استعداد خود در سخنرانی عمومی آگاه شد که از طرف ارتش در کلاسهای دانشگاه مونیخ شرکت میکرد. چند بار برخاسته و بر سر نکتهای با یک استاد یا یکی از همکلاسیها به بحث پرداخته و احساس کرده بود که تمام کلاس تحت تأثیر حرفهایش قرار گرفتهاند. کسی که صحبتهای او را در کلاس شنیده بود، طرز سخن گفتن او را چنین توصیف میکرد: «صدایی به طرز شگفتانگیزی خشن... . این احساس خاص به من دست داده بود که این مرد دارد از هیجانی که خودش برانگیخته تغذیه میکند.»
Zahra Darvishi
۰
پرزیدنت وودرو ویلسون در آغاز به آنها اطمینان داده بود که دعوای آمریکا نه با مردم آلمان، بلکه با ویلهلم دوم، امپراتور آلمان، است.
Zahra Darvishi
۰
تاریخدان آلبرت مارین مینویسد: «اسکلتهای متحرک در خیابانهای شهرهای آلمان در جستجوی اسبهای مرده پرسه میزدند و بر سر یک تکه گوشت گندیده با هم گلاویز میشدند. گرسنگی هر روز صدها نفر را از پا درمیآورد. غالباً برای تابوت چوب موجود نبود و مردم را در گورهای دستهجمعی دفن میکردند؛ جسد کودکان خردسال را در جعبههای مقوایی قرار میدادند.»