همیشه آدمهایی پیدا میشوند که اهمیت کسی را که به چشم دیگران بیاهمیت میرسد بدانند.
سعیدا
در عشق بیدریغ و فداکارانه حیوان چیزی هست که اگر کسی دوستی حقیر و پایبندی اندک انسان محض را آزموده باشد به دلش مینشیند
ali73
زندگی نکردهام، تنها خواب زندگی را دیدهام.
سعیدا
آیا زندگی به خودی خود خوب نیست، صرفنظر از اینکه محتوای آن را «خوشبختی» بنامیم یا نه؟
Mina
نسخه نوشتن آسان است، همدلی داشتن با مردم سخت است.
رسول شعبانی
نباید پنهان کرد که خو کردن به این محدودیتها اولش برای او بسیار دشوار بود، ولی بعد به هر حال به آنها عادت کرد و همه چیز روبراه شد.
رسول شعبانی
شکاف افکندن در پیوندهای انسانی خطرآفرین است؛ نه اینکه دهان بازتر کند؛ از آن رو که فیالفور درهم میآید!
ali73
این روزها حتی غیردولتیها هم بیاحترامی به خودشان را بیاحترامی به کل جامعه میدانند.
رسول شعبانی
تنها چاره، چنانچه شنل آدم نازک باشد، گذشتن از پنج شش خیابان با حداکثر سرعت ممکن و بعد در جا زدن در اتاق دربان است تا قوهها و استعدادهای لازمه کار اداری، که در راه یخ زدهاند، یخشان باز شود.
رسول شعبانی
هر چند شغلش حتی حالا هم نسبت به شغلهای مهم دیگر شغل مهمی به حساب نمیآمد. ولی همیشه آدمهایی پیدا میشوند که اهمیت کسی را که به چشم دیگران بیاهمیت میرسد بدانند.
رسول شعبانی
فلیپا میگوید جیرجیرکها برای این همیشه سروصدا میکنند که ما نتوانیم صدای فریاد روحهایی را که در برزخ زجر میکشند بشنویم. روزی که دیگر جیرجیرکی باقی نمانده باشد دنیا را صدای جیغ روحهای مقدس برمیدارد و ما از ترس زهرهترک میشویم.
رسول شعبانی
کیست که صد بار دست به کار زشت یا نابخردانهای نزده باشد، تنها به این دلیل که میدانسته نباید بدان دست یازد؟ مگر ما گرایشی همیشگی، به رغم تشخیص درستمان، به زیر پا گذاشتن آنچه قانون است نداریم، آن هم تنها به این دلیل که میدانیم چنین است؟
رسول شعبانی