هیچ چیز زشتتر از زبان شعرآمیز نیست. زشتتر از واژههای فراوان زیبا، فراوان آراسته، و پیوسته به صدفها. شعر راستین بسنده میکند به برهنگیهای خام، به تختههایی که تختههای نجات نیست، به اشکهایی که پرتوافکن نیست. شعر راستین به خودی خود آگاهی است به آنکه بیابانهای شن هست و نیز بیابانهای گِلآلود، و اتاقهایی که کف رخشنده ندارد، و موهای ژولیده و دستهای زبر و قهرمانان بد روز و همهگونه سگ و جاروب، و گل در سبزهها و گُل بر گورستانها... زیرا که شعر در زندگیست.
پل الوار از کتاب
راهها و کورهراههای شعر؛ ترجمهٔ: فریدون رهنما