او میگوید:
«حتا برگهای درختان هم
برای هم
ترانهٔ عشق میخوانند
ما اما
زبان عشق را گم کردهایم
از اینرو
ترانهٔ برگها را نمیشنویم!...»
کوکا کوالا
به شهردار بگویید که به هر شاعری
دو متر زمین ببخشد
شاعران با این زمین
خانه نمیسازند
بلکه گور خود ر
آقا
وقتی که روز
برهنه میشود
تا در رودها شنا کند
من
تاریکیها را در شیشهای میریزم و
با آن
واژههای تازه مینویسم...
آقا