جملات زیبای کتاب چترهای کهنه در باران باز نمی شدند، حرمان | طاقچه
تصویر جلد کتاب چترهای کهنه در باران باز نمی شدند، حرمان
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب چترهای کهنه در باران باز نمی شدند، حرمان

دفترهای سالخوردگی؛ جلد دوم

نوع کتاب
۳.۰ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
احمدرضا احمدی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
اسماء
۴
اگر یک قدم برداشته بودند شب به پایان می‌رسید
م.
۱
در تاریکی عابران از عشق‌های منهدم که در هشیاری کامل منهدم شدند و مُردند می‌گفتند
SoLi
۰
همه‌چیز جهان بوی کهنگی و ماندگاری ابدی غم را داشت به دنبال دلیلی بودیم که همهٔ چیزهای در حال احتضار و سقوط را جوان و باطراوت بدانیم