جملات زیبای کتاب زیبای خفته | طاقچه
تصویر جلد کتاب زیبای خفتهsubscriptionAvailable

کتاب زیبای خفته

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۱۰ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
alireza pourakbar
۹
عشق، همان‌طور که تاج بر سرتان می‌گذارد، بر صلیب‌تان نیز می‌کشد. عشق، همان‌طور که شما را می‌پروراند، شاخ و برگ‌تان را نیز می‌زند و هَرَس می‌کند.
negar
۸
رنج، همان داروی تلخی‌ست که طبیبِ درون‌تان، خویشتنِ بیمارتان را با آن مداوا می‌کند.
alireza pourakbar
۵
عشق، همان‌طور که از تنه‌یِ ستبرتان بالا می‌رود و نازک‌ترین شاخه‌هاتان را، که در آفتاب می‌لرزند، نوازش می‌کند، به ریشه‌هاتان نیز فرود می‌آید و آن‌ها را که در خاک چنگ انداخته‌اند، می‌لرزاند. عشق با شما چنین می‌کند تا رازهای دلِ خود را بدانید، و بدین‌سان، به پاره‌ای از قلبِ بزرگِ زندگی بدل شوید.
negar
۴
به راستی این زندگی‌ست که می‌دهد و این زندگی‌ست که می‌ستاند. تو یک واسطه‌ای، تو شاهدی بیش نیستی.
lucifer
۴
پاره‌ای از تو هنوز انسان است، پاره‌ای از تو هنوز انسان نیست.
negar
۳
هنگام شادمانی، به ژرفایِ دلِ خود نظر کنید، می‌بینید که شادمانی‌تان از همان سرچشمه جاری‌ست که اندوه‌تان از آن جاری بوده است. و هنگام اندوه و غم، باز به ژرفای دل روید، می‌بینید که به راستی گریه‌هاتان برای همانی‌ست که روزی مایه‌یِ شادی‌تان بوده است.
🌿sepidar🌿
۳
تنِ شما، چنگِ روحِ شماست، با شماست که از آن نغمه‌ای خوش‌آهنگ مترنّم سازید و یا صداهایی بدآهنگ بیرون بیاورید.
مریم
۳
اگر خواهانِ شناختِ خداوند هستید، خود را با حلِ معماها سرگرم مسازید، بلکه به پیرامونِ خود بنگرید؛ او را خواهید دید که با کودکان‌تان گرمِ بازی‌ست.
negar
۲
تنِ شما، چنگِ روحِ شماست، با شماست که از آن نغمه‌ای خوش‌آهنگ مترنّم سازید و یا صداهایی بدآهنگ بیرون بیاورید.
lucifer
۲
به دام میفتید، رام نشوید، آرام نگیرید.
lucifer
۱
خودْ، سایه‌یِ نوری دیگر می‌شود.
lucifer
۱
بسیاری از رنج‌های شما، گزینشِ خودتان است. رنج، همان داروی تلخی‌ست که طبیبِ درون‌تان، خویشتنِ بیمارتان را با آن مداوا می‌کند. پس، به این طبیب اعتماد کنید و داروی او را، با گشاده‌رویی و متانت بنوشید.
lucifer
۱
ای بسا با رویگردانی‌تان از لذت‌ها، هوس‌ها را در نهانخانه‌یِ ضمیرتان انبار می‌کنید...
lucifer
۰
تنها سینه‌یِ فراخِ زندگی‌ست که می‌تواند دل‌های شما را در خود نگه دارد.
lucifer
۰
چه بگویم درباره‌یِ آن مارِ پیر که از انداختنِ پوستِ خود عاجز است و دیگران را همه عریان و بی‌حیا می‌خواند؟
lucifer
۰
پس بگذارید روح‌تان، عقل‌تان را تا بلندایِ اشتیاق‌تان بالا ببرد و آوازه‌خوانش کند؛
lucifer
۰
خویشتنِ خویشِ شما، دریایی‌ست بی‌بُن و بی‌کرانه.
lucifer
۰
اگر خواهانِ شناختِ خداوند هستید، خود را با حلِ معماها سرگرم مسازید، بلکه به پیرامونِ خود بنگرید؛ او را خواهید دید که با کودکان‌تان گرمِ بازی‌ست.
lucifer
۰
به رؤاها اعتماد کنید، زیرا دروازه‌یِ جاودانگی را در آن‌ها تعبیه کرده‌اند.
Mina.
۰
اگر نمی‌توانی عاشقانه کار کنی، و اگر کارِ خود را به زهرِ بیزاری و نفرت می‌آلایی، پس بهتر آن است که دست از کار بکشی، در کنارِ دروازه‌یِ معبدِ زندگی به گدایی بنشینی و از کسانی که شادمانه و عاشقانه کار می‌کنند صدقه بگیری.