جملات زیبای کتاب بر مهراب تو | طاقچه
تصویر جلد کتاب بر مهراب تو

بریده‌هایی از کتاب بر مهراب تو

نویسنده:سافو .
انتشارات:نشر مشکی
دسته‌بندی:
امتیاز
۲.۰از ۴ رأی
۲٫۰
(۴)
بگذار برود به زودی نزد تو برمی‌گردد و به تو روی می‌آورد اگر امروز دوست‌ات نداشته باشد بعدها پشیمانی خواهد خورد فردا به یقین دوستت خواهد داشت حتی اگر که خود نخواهد.
Mohammad
دریغا که مرا از یاد برده‌ای یک‌سر! اما خود بگو، مگر می‌شود دیگری را از من دوست‌تر بداری!؟
YaSaMaN
چنان سیب عسلی که سرخ می‌شود در آن بالا بر سر شاخه آن بالا بر بالاترین شاخسار، سیب‌چینان فراموش‌اش کردند نه، نه فراموش‌اش نکردند فقط دست‌شان به او نمی‌رسید!
YaSaMaN
بگذار برود به زودی نزد تو برمی‌گردد و به تو روی می‌آورد اگر امروز دوست‌ات نداشته باشد بعدها پشیمانی خواهد خورد فردا به یقین دوستت خواهد داشت حتی اگر که خود نخواهد.
YaSaMaN
نه عسل و نه زنبوران هیچ‌کدام‌شان برای من نیستند...
محمد امین چیزانی
بر دیدگان‌اش می‌پاشد تاریکی انبوه خود را ... سر نهاده بر سینه‌ی دوشیزه‌ای.
محمد امین چیزانی
باور دارم که هر چه بازوهای‌ام را باز کنم باز هم نمی‌توانم آسمان را در آغوش گیرم.
محمد امین چیزانی
چنان سیب عسلی که سرخ می‌شود در آن بالا بر سر شاخه آن بالا بر بالاترین شاخسار، سیب‌چینان فراموش‌اش کردند نه، نه فراموش‌اش نکردند فقط دست‌شان به او نمی‌رسید!
محمد امین چیزانی
به خاطر اشک‌های من است که بادها ناگزیرند او و اندوهان‌اش را با خود ببرند.
محمد امین چیزانی
اروسِ از هم گسلنده‌ی اعضا و جوارح
Emma
چون زنبقی بر سراشیب کوه که شبانی لگدمال‌اش کرد. فقط لکه‌ی سرخ تیره‌ای ماند از آن بر خاک به‌سانِ خون بر ملافه‌ای.
Emma

حجم

۳۲۲٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۷

تعداد صفحه‌ها

۱۱۹ صفحه

حجم

۳۲۲٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۷

تعداد صفحه‌ها

۱۱۹ صفحه

قیمت:
۲۰,۰۰۰
تومان