جملات زیبای کتاب دختر کبریت‌فروش و ۵۳ داستان | طاقچه
تصویر جلد کتاب دختر کبریت‌فروش و ۵۳ داستانsubscriptionAvailable

کتاب دختر کبریت‌فروش و ۵۳ داستان

نوع کتاب
۴.۷ امتیاز(از ۱۵ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
hana90
۸
فکر و خیالات، عجیب از موضوعی به موضوع دیگر بال می‌کشد!
Eren Yeger
۵
دانشجو در جواب گفت: «متشکرم، به جایِ پنیر، بقیه صفحه‌های کتاب را بده به من، شام، نان خشک و خالی می‌خورم.
کتاب باز
۴
و این را هرگز از یاد نخواهی بُرد!»
Eren Yeger
۲
جن دزدکی رفت تو اتاق خوابِ بقال. زنِ بقال با دهان باز خوابیده بود و جن زبانِ تند او را دزدید: خواب که بود زبان به کارش نمی‌آمد. در آن خانه بزرگ زبان را رو هر چیز که می‌گذاشت قدرت بیان پیدا می‌کرد. هر کدام آنها، مثل زنِ بقال می‌توانست احساساتش را به زبان بیاورد و افکارش را بیان کند. اما از آنجا که تنها یک زبان بود، آنها تک‌تک می‌توانستند حرف بزنند، که البته نعمتی بود، وگرنه همه با هم حرف می‌زدند و قشقرقی به‌پا می‌شد که بیا و ببین.