
کتاب بنیان گذاری آمریکا و قانون اساسی آن
انتشارات:
گروه انتشاراتی ققنوس٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Nazanin Dolatshahi
۳
جیمز مدیسون نوشت: «برای ایجاد حکومتی بر مردم که افراد اداره آن را بر عهده دارند، دشواری عمده در این نهفته است که نخست باید به حکومت اجازه داد حکومتشوندگان را کنترل کند و در مرحله بعدی آن را مجبور ساخت که خود را کنترل کند.»
Nazanin Dolatshahi
۳
نمایندگان مجمع واقف بودند که حکومت مطمئناً با مسائل و بحرانهایی روبرو میشود که آنها نمیتوانستند راه حل آنها را پیشبینی کنند. از این رو، در طرحریزیهای خود انعطافپذیری ایجاد کردند؛ در حوزههایی که نامطمئن بودند، تصمیمگیری در مورد جزئیات را به نسلهای بعدی واگذاشتند.
Aryan
۳
نماینده جورج رید گفت که اصلاح نظام کهنه «مثل پوشیدن لباس نو روی جامه کهنه است.
Aryan
۲
مدیسون نوشت: «گرد آمدن تمام قوا، مقننه، اجرایی، و قضایی، در دست یک فرد تعریف دقیق استبداد است.»
Nazanin Dolatshahi
۱
بگذار این حقایق در ذهن ما نقش بندد و از یاد نرود ــ که ما بدون این که آزاد باشیم نمیتوانیم خوشبخت باشیم ــ که ما بدون تأمین امنیت داراییمان نمیتوانیم آزاد باشیم ــ که ما نمیتوانیم نسبت به تأمین امنیت داراییمان خاطرجمع باشیم اگر دیگران به خود اجازه دهند بدون رضایت ما آن را بستانند
Aryan
۱
آزادی بدون فرمانبرداری هرج و مرج است، و فرمانبرداری بدون آزادی بردگی است.
Mahdis
۱
جیمز مدیسون نوشت: «برای ایجاد حکومتی بر مردم که افراد اداره آن را بر عهده دارند، دشواری عمده در این نهفته است که نخست باید به حکومت اجازه داد حکومتشوندگان را کنترل کند و در مرحله بعدی آن را مجبور ساخت که خود را کنترل کند.» (۲)
mohannam
۱
مدتهاست که کشور صبور ما در زنجیر است،
مدتهاست که ثروت ما را دستهای آزمند بریتانیا به تاراج میبرد:
چرا هنوز باید اسیر آن سرزمین دوردست باشیم؟
چرا هنوز باید سر به فرمان خودپسندشان باشیم؟
در زمانهای بلاخیز گرفتار آمدهایم و آنها تقاضایمان را به تمسخر میگیرند:
این تلاشهای خودمان است که باید آزادمان سازد... .
از دست لرد نورث پستفطرت، که ما را در زنجیر میکند،
از دست شاه کودنی که بدون مغز به دنیا آمده،
از دست جزیرهای که تهدید میکند، شاخ و شانه میکشد، و دشنام میدهد،
آرزوها و دعاهایم را به آسمان میفرستم
که ما، از همگسیختگان، شاید مردان آزادی شویم
و بریتانیا به راه خود برود ــ و اگر میخواهد، به جهنم.
mohannam
۱
هدف اصلی حکومت حفاظت از حق «زندگی، آزادی، و طلب خوشبختی» است. همه انسانها دارای حقوقی غیرقابل واگذاری هستند که هیچ حکومتی نمیتواند آنها را سلب کند. از آن گذشته، قدرت حکومت از رضایت حکومتشوندگان سرچشمه میگیرد. از آنجا که انگلستان بر اساس انصاف و عدالت حکومت نکرده بود، مردم دیگر راضی نبودند که انگلستان بر آنها حکومت کند. از این رو اعلامیه استقلال حق مهاجرنشینها را به کسب استقلال به رسمیت میشناخت.
محدثه !'
۱
«هر حکومتی (با هر ساختاری) از مردم تحت فرمانش مستقل است، در حالی که قوانین حاکمند و مردم در آن قوانین دخالت دارند... چرا که آزادی بدون فرمانبرداری هرج و مرج است، و فرمانبرداری بدون آزادی بردگی است.»
صدرا
۱
ما بدون این که آزاد باشیم نمیتوانیم خوشبخت باشیم ــ که ما بدون تأمین امنیت داراییمان نمیتوانیم آزاد باشیم ــ که ما نمیتوانیم نسبت به تأمین امنیت داراییمان خاطرجمع باشیم اگر دیگران به خود اجازه دهند بدون رضایت ما آن را بستانند ــ که از طریق مالیاتهای تحمیلی از سوی پارلمان آن را از ما بستانند ــ
صدرا
۱
ممنوعیت مشروبات الکلی و لغو آن گواه دیگری است بر قابلیت قانون اساسی در این که به مردم و حکومتشان اجازه دهد مرتکب اشتباه شوند و سپس آن را تصحیح کنند.
صدرا
۱
اگر انسانها فرشته بودند، دیگر به حکومت احتیاجی نبود. اگر فرشتگان بر انسانها حکومت میکردند، دیگر به نظارت داخلی و خارجی بر حکومت نیازی نبود.
Nazanin Dolatshahi
۰
آنها ایده حکومت مشروط را از «فرمان بزرگ» (ماگنا کارتا) اخذ کردند و برخی از محدودیتهایی را که در منشور حقوق ۱۶۸۹ انگلستان در مورد حدود اختیارات حکومت مطرح شده بود پذیرفتند. اصول تفکیک و موازنه قدرت را از نوشتههای شارل دو مونتسکیو و حاکمیت مردم را از رسالههای جان لاک به کار بستند. افزون بر آن، از تجربیات خودشان در تهیه پیشنویس قانونهای اساسی ایالتی به وسعت بهره بردند. آنها نظام حکومتی دومجلسی را، که در همه ایالتها بجز پنسیلوانیا به کار میرفت، اخذ کردند و نظام مجمع انتخابکنندگان (کالج انتخاباتی) را، که در ایالت مریلند به کار میرفت، برای برطرف کردن مسائل مربوط به انتخاب رئیس جمهور پذیرفتند.
Nazanin Dolatshahi
۰
جفرسون، در «اعلامیه استقلال»، تأکید کرد که هدف اصلی حکومت حفاظت از حق «زندگی، آزادی، و طلب خوشبختی» است. همه انسانها دارای حقوقی غیرقابل واگذاری هستند که هیچ حکومتی نمیتواند آنها را سلب کند. از آن گذشته، قدرت حکومت از رضایت حکومتشوندگان سرچشمه میگیرد.
Mahdis
۰
به جایی چون ویرجینیا
قصد دارند که پناه آورند؛
و آن گاه که بدینجا رسیدند،
هر فردی سهم خود را خواهد داشت،
دستمزد روزانه برای کارگر،
و برای رضایت خاطر بیشترش،
خانهای و باغی خواهد داشت
افزون بر آن، که مزید خاطر اوست،
هر کس را مقامی خواهد بود
و از درآمد کلی محروم نخواهد ماند،
چنان که به او دوازده پوند، ده شیلینگ پرداخت خواهد شد.
mohannam
۰
در سال ۱۶۸۲ که ویلیام پن قانون اساسی مهاجرنشین خودش را عرضه داشت، توضیح داد: «هر حکومتی (با هر ساختاری) از مردم تحت فرمانش مستقل است، در حالی که قوانین حاکمند و مردم در آن قوانین دخالت دارند... چرا که آزادی بدون فرمانبرداری هرج و مرج است، و فرمانبرداری بدون آزادی بردگی است.» (۸)
Darya
۰
مهاجرنشینان از این طرحها، که برچسب «قوانین تحملناپذیر» بر آنها زدند، به خشم آمدند. مردم در مهاجرنشینهای دیگر، آن طور که بریتانیا امیدوار بود، از ماساچوست رویگردان نشدند. بر عکس، قول دادند که در دفاع از ماساچوست و هر مهاجرنشین دیگری که از حقوقش محروم شود به هم بپیوندند.
Darya
۰
بحثهایی که در نخستین کنگره مهاجرنشینان صورت گرفت نشان میدهد که مهاجرنشینها تا کجا پیش رفته بودند. برای نخستین بار بود که مهاجرنشینان منافع مشترکشان را فراتر از اختلافاتشان مد نظر قرار میدادند. پاتریک هنری در یک سخنرانی در کنگره اعلام داشت: «بین ویرجینیاییها، پنسیلوانیاییها، نیویورکیها، و نیوانگلندیها دیگر تمایزی وجود ندارد. من ویرجینیایی نیستم، بلکه آمریکاییام.»
mohannam
۰
در سپتامبر ۱۷۷۴، ۵۵ نماینده از دوازده مهاجرنشین در نخستین کنگره قارهای در فیلادلفیا گرد هم آمدند. آنها «قوانین تحملناپذیر» را غیرقانونی اعلام و تکرار کردند که پارلمان بدون رضایت مهاجرنشینان حق وضع مالیات بر آنها را ندارد. آنها تصمیم گرفتند تمام تجارت با انگلستان ــ چه صادرات و چه واردات ــ را تحریم کنند. این تحریم تا زمانی که انگلستان به همه بیعدالتیها پایان میداد، ادامه مییافت. مهاجرنشینها، به منظور همکاری در این جهت، یک «مجمع مهاجرنشینان» تشکیل دادند که شامل «کمیتههای هماهنگی» اولیه میشد.
mohannam
۰
بحثهایی که در نخستین کنگره مهاجرنشینان صورت گرفت نشان میدهد که مهاجرنشینها تا کجا پیش رفته بودند. برای نخستین بار بود که مهاجرنشینان منافع مشترکشان را فراتر از اختلافاتشان مد نظر قرار میدادند. پاتریک هنری در یک سخنرانی در کنگره اعلام داشت: «بین ویرجینیاییها، پنسیلوانیاییها، نیویورکیها، و نیوانگلندیها دیگر تمایزی وجود ندارد. من ویرجینیایی نیستم، بلکه آمریکاییام.» (۲۷) مهاجرنشینان داشتند به هویتی ملی شکل میدادند، هویتی که مقاومت راسخانه در برابر خودکامگی بریتانیاییها آن را پرورش میداد.
mohannam
۰
جفرسون، در «اعلامیه استقلال»، تأکید کرد که هدف اصلی حکومت حفاظت از حق «زندگی، آزادی، و طلب خوشبختی» است. همه انسانها دارای حقوقی غیرقابل واگذاری هستند که هیچ حکومتی نمیتواند آنها را سلب کند. از آن گذشته، قدرت حکومت از رضایت حکومتشوندگان سرچشمه میگیرد. از آنجا که انگلستان بر اساس انصاف و عدالت حکومت نکرده بود، مردم دیگر راضی نبودند که انگلستان بر آنها حکومت کند. از این رو اعلامیه استقلال حق مهاجرنشینها را به کسب استقلال به رسمیت میشناخت.
mohannam
۰
واشنگتن، با توجه به این که به لحاظ نظامی تاب مقاومت نداشت، از سلاح غافلگیری استفاده کرد. در ۲۵ دسامبر ۱۷۷۶، او با حدود ۲۵۰۰ سرباز از دِلاوِر عبور کرد و به سربازان هسی که در خواب بودند شبیخون زد و بیش از یکصد نفر را کشته یا زخمی کرد و یک هزار اسیر گرفت. در این نبرد حتی یک آمریکایی کشته نشد.
محدثه !'
۰
بنا بر قوانین انگلیسی، که در مهاجرنشینها نیز از آنها پیروی میشد، مردانی که صاحب زمین بودند حق رأی و کسب مقام داشتند. اما در سرتاسر مهاجرنشینهای آمریکا، زمین برای اغوای مهاجران تازه به اقامت در آن سرزمین به کار میرفت. از این رو، در مهاجرنشینها مردم بیشتر از سرزمین مادری صاحب زمین بودند. و همه زمینداران از خانوادههای اشرافی ثروتمند نبودند. زمین یک برابرساز بزرگ بود. در نتیجه، درصد بالاتری از جمعیت در مقایسه با انگلستان واجد شرایط رأی دادن و انتخاب شدن بود.
محدثه !'
۰
«برای ایجاد حکومتی بر مردم که افراد اداره آن را بر عهده دارند، دشواری عمده در این نهفته است که نخست باید به حکومت اجازه داد حکومتشوندگان را کنترل کند و در مرحله بعدی آن را مجبور ساخت که خود را کنترل کند.»
محدثه !'
۰
این قانون اساسی، که برای حکومت مردم، به دست مردم و برای مردم، نوشته شده به نحو شگفتانگیزی برای مردم قابل فهم نیز است.
محدثه !'
۰
جیمز اُتیس، یک وکیل ماساچوستی که یکی از رهبران مبارزه با بریتانیا شد، در سال ۱۷۶۵ پیشبینی کرد که «اگر مهاجرنشینها همین فردا به خودشان وا گذاشته شوند، آمریکا گرفتار هرج و مرج و خونریزی خواهد شد.»
محدثه !'
۰
ارتباط و همکاری بین مهاجرنشینها کلید پیروزی آنها در مبارزه آینده با انگلستان گردید.
محدثه !'
۰
مهاجرنشینان مُصرّ بودند که اجازه فروش چای را در آمریکا ندهند. در شانزدهم دسامبر، گروهی از مردان که به هیئت سرخپوستان موهاوک در آمده بودند پنهانی به داخل کشتیها رخنه کردند و ۴۵ تن چای را به دریا ریختند.
محدثه !'
۰
«بین ویرجینیاییها، پنسیلوانیاییها، نیویورکیها، و نیوانگلندیها دیگر تمایزی وجود ندارد. من ویرجینیایی نیستم، بلکه آمریکاییام.» (۲۷) مهاجرنشینان داشتند به هویتی ملی شکل میدادند، هویتی که مقاومت راسخانه در برابر خودکامگی بریتانیاییها آن را پرورش میداد.