
ایران آزاد
۱۵
اگر فقط یک حقیقت در جهان وجود داشته باشد، همین است که حکومت دیکتاتوری هم برای حاکمان مرگبار است و هم برای اتباعشان. هیچ شرّی بزرگتر از خودرأیی یک شخص نیست. و هیچچیز هم پستتر از اطاعت کورکورانهای نیست که بنیادش بر ترس باشد.
KhodaDaily
۱۱
هرجا شاه باشد، استبداد هم خواهد بود.
ایران آزاد
۵
ما جوانی خودمان را طعمهٔ گلولهٔ توپ کردیم. نصف کرهٔ خاکی را زیر پا گذاشتیم تا آن را از شرّ یک دیکتاتور نجات دهیم،
ولی در بازگشت چه چیزی انتظارمان را میکشید؟ یک دیکتاتور وطنی! (با شور و نیروی مضاعف) دوست من، آیا من بت تمام اروپا را از میدان به در کردم تا حیوان پست و حقیری بر گُردهام بنشیند که لیاقت جفتکردن کفشهای من را هم ندارد؟ واقعاً به این خاطر بود؟
KhodaDaily
۵
و چهچیزی چندشآورتر از اینکه حکومت کشور به دست کسی بیفتد که عاقلترین و شایستهترین هم نیست و صرفاً به این علت که پسر پدرش بوده به این مقام رسیده است.
Friauche
۴
اگر واقعاً نابغه باشد، بدا به حالش. چه چیزی در انتظارش خواهد بود؟ نابغه در مملکتی که میانمایگی بر آن حکمفرماست. جایی که میانمایگی نشانهٔ بلوغ و خیرخواهی شده و تقریباً برای خودش حکم مذهب و آیین پیدا کرده است. نه، اینجا فقط یک راه پیش پای شاعر است: راه دلقکی.
Friauche
۲
میگوید تماشایشان هم ملالآور است. پس برای چه میماند؟
ما جوانی خودمان را طعمهٔ گلولهٔ توپ کردیم. نصف کرهٔ خاکی را زیر پا گذاشتیم تا آن را از شرّ یک دیکتاتور نجات دهیم،
ولی در بازگشت چه چیزی انتظارمان را میکشید؟ یک دیکتاتور وطنی! (با شور و نیروی مضاعف) دوست من، آیا من بت تمام اروپا را از میدان به در کردم تا حیوان پست و حقیری بر گُردهام بنشیند که لیاقت جفتکردن کفشهای من را هم ندارد؟ واقعاً به این خاطر بود؟
Friauche
۲
آه عزیز من، اینجا که مثل نقل ونبات درجهٔ ژنرالی میدهند. برای این کار خدمت لازم نیست، خوشخدمتی لازم است.
𝘽𝘼𝙎𝙃𝘼
۲
مردهشور ببردشان... پیرمردهای عصاقورتداده. تاب تحمل اینها را دیگر ندارم. دست ما را بستهاند و از خودشان هم جز بوی تعفن چیزی بلند نمیشود.
مانی
۱
بله، این روزها همه دربارهٔ سیاست نظر میدهند. وقتی خود سیاست تبدیل به دختری هرجایی شده، عجیب نیست که همه جا هم دربارهاش صحبت کنند.
مانی
۱
هیچ شرّی بزرگتر از خودرأیی یک شخص نیست. و هیچچیز هم پستتر از اطاعت کورکورانهای نیست که بنیادش بر ترس باشد.
Rahele Kia
۰
پِستِل :باورم نمیشود! چطور ممکن است عاقلترین و شایستهترین انسان روزگار در آرزوی تطهیر حکومت سلطنتی از طریق مشروطه باشد! مگر میشود این دو مفهوم را با هم جمع کرد؟!
Rahele Kia
۰
یاکوبویچ:آه، آقایان. سرباز هم توی خندق میجنگد، هم توی کاخ. مسئلهٔ مهم هدایت اوست.
Rahele Kia
۰
کاخوفسکی:برای خیر و صلاح کشورم حاضرم پدرم را هم فدا کنم!
Rahele Kia
۰
ریلِیف:اعلیحضرت، روح زمانهٔ ما طوری است که اگر یک شهروند واقعی و وطنپرست باشی، نمیتوانی در برابرش مقاومت کنی. آرزوی ما چه بود؟ سلطنت مشروطه، آزادی انتشار کتاب، دادرسیهای علنی، امنیت فردی. آیا این آرزوی بدخواهان و اشرار است؟
Rahele Kia
۰
آقایان، ما پیامدها را مجازات میکنیم، ولی نباید از علتها هم غافل شویم. نباید چشممان را بر این حقیقت ببندیم که جستوخیز آزادانهٔ اندیشه بیماری تقریباً بیعلاج دورهٔ جوانی است و بخصوص وقتی که وسوسهای هم در آن نهفته باشد، فوقالعاده خطرناک میشود.
Rahele Kia
۰
موراویوف:به نظر شما، آشنایی قدیمی ما فایدهای دارد، آن هم وقتی این میز بین من و شما قرار گرفته؟
Rahele Kia
۰
بستوژفریومین باور کنید لحظهٔ آزادی ملتها فرا رسیده! مگر میشود روسهایی که در جنگی بهراستی میهنی، اروپا را از زیر یوغ بناپارت بیرون کشیدند، از پس برداشتن یوغ از گُردهٔ خودشان برنیایند؟ حکومت از هر انسانی که اندیشههای والا و نجیب دارد متنفر است. دوستان من! بیایید روسیه را آزاد کنیم تا ما را قهرمانان قرن بنامند. دوستان من! ما با همیم؟ تا ابد با هم میمانیم؟
