ما جوانی خودمان را طعمهٔ گلولهٔ توپ کردیم. نصف کرهٔ خاکی را زیر پا گذاشتیم تا آن را از شرّ یک دیکتاتور نجات دهیم،
ولی در بازگشت چه چیزی انتظارمان را میکشید؟ یک دیکتاتور وطنی! (با شور و نیروی مضاعف) دوست من، آیا من بت تمام اروپا را از میدان به در کردم تا حیوان پست و حقیری بر گُردهام بنشیند که لیاقت جفتکردن کفشهای من را هم ندارد؟ واقعاً به این خاطر بود؟