تعصب خوراک طبیعی آن طبایعی است که نمیتوانند از آن دانش پیچیده و پاره پاره و شبههبرانگیزی که «حقیقت»اش میخوانیم مایهای بیندوزند و از آن تغذیه کنند. کافی است تعصبی به ارث برسد، در هوا شناور شود، دستخوش شایعه شود، و مشهود گردد، هر طور هم که آمده باشد این اذهان جایگاهی به او میدهند، زیرا چیزی است که میتوان با صراحت و شجاعت اظهارش کرد، چیزی است که جای خالی اندیشههای زیبا را پر میکند، چیزی است که میتوان با قوت و نفاذ یک حق طبیعی بر دیگران اعمالش کرد ـ در عین حال که چوبدست است چماق هم هست. هر تعصبی که این منظورها را برآورد بینیاز از اثبات است.