آدم به انجام اعمال زشت عادت میكند، آنها را ناديده میگيرد، كمكم اين اعمال را تأييد میكند و سرانجام خودش نيز به آنها دست میزند. روح آدم عاقبت بر اثر اين بده بستانهای شرمآور و دائمی حقير میشود، انگيزه افكار شريفانه در وجودش زنگ میزند، لولاهای ابتذال تحليل میرود و خود به خود باز میشود. آلسستها تبديل به فيلينت(۵)ها میشوند. ويژگیهای اخلاقی، صلابت خود را از دست میدهند، استعدادها رو به انحطاط میروند و ايمان به كارهای نيك و زيبايیهای زندگی از ميان میرود. كسی كه میخواهد ميان صفحات روزنامه غرور خود را ارضا كند، سرانجام ناچار به نوشتن مقالاتی میشود، كه وجدانش دير يا زود، آنها را به عنوان اعمالی ناپسند به وی خاطرنشان میساز