جملات زیبای کتاب کارخانه مطلق سازی | طاقچه
تصویر جلد کتاب کارخانه مطلق سازی

بریده‌هایی از کتاب کارخانه مطلق سازی

۳٫۰
(۸)
«الان در خیابان شانزه‌لیزه جلسهٔ وعظی دایر است و یکی از کمونیست‌ها به مردم توصیه می‌کند که داوطلبانه فقر اختیار کنند و چون سوسن‌های چمن، از اندیشهٔ پوشاک آسوده باشند. ولی این مرد ریشی دارد تا اینجا: تا کمرش. این روزها چقدر ریش فراوان شده است! همه به قیافهٔ پیغمبران درآمده‌اند.»
modigliani
مردم همه نسبت به بشریت احساسات و مقاصد عالی دارند، ولی نسبت به فرد چطور؟ من تو را می‌کشم، ولی می‌خواهم بشریت را نجات بدهم!
modigliani